تماس با ما لوگو

با ما به جهان کتاب‌ها بیایید

تغییر و تحولات ادبیات رادیکال کودک

تغییر و تحولات ادبیات رادیکال کودک

تغییر و تحولات ادبیات رادیکال کودک

جک زایپس

ترجمۀ مانا عسگری

 

 

 

 

 

کتاب داستان‌هایی برای یاغیان کوچک[1] مجموعه‌ای از 44 داستان، شعر، کمیک‌استریپ و… رادیکال آمریکایی است که جملگی در قرن بیستم و برای مخاطبان کودک تألیف شده‌اند و به موضوعات متنوعی ازجمله صلح، حقوق مدنی، برابری جنسیتی و غیره می‌پردازند.

این مجموعه را جولیا میکنبرگ و فیلیپ نل گردآوری کرده‌اند و مقدمه‌ای جامع بر هر یک از فصل‌ها و داستان‌ها نوشته‌اند. در زیر، پیشگفتار جک زایپس، استاد بازنشستۀ ادبیات آلمانی و ادبیات تطبیقی دانشگاه مینه‌سوتا، را بر این کتاب می‌خوانیم.

 

«رادیکال» واژه‌ای است که اغلب آن را بد فهم کرده و با نوعی از افراطی‌گری اشتباه گرفته‌اند. بااین‌حال، «رادیکال» ریشه در واژۀ لاتینی «رادیکالیس» (radicalis)، به‌معنای «ریشه داشتن» یا «ریشه‌دار بودن»، دارد.

خصوصیت‌های رادیکال اساس شخص یا چیز را تشکیل می‌دهند. شخص رادیکال کسی است که می‌کوشد جهان را با رفتن به‌سمت ریشۀ پدیده، موضوع یا مسئله درک کند.

ادبیات رادیکال، خصوصاً ادبیات رادیکال کودک، قصد دارد اساس پدیده‌ها، تجربه‌ها، اقدام‌ها و روابط اجتماعی را کشف کند و به‌دنبال آن است تا افراد کم‌سن‌وسال را قادر سازد که شرایط بنیادینی را که در آن زندگی می‌کنند بفهمند.

کتاب جولیا میکنبرگ و فیلیپ نل، داستان‌هایی برای یاغیان کوچک، اثری رادیکال در معنایی عمیقاً اصیل است. نه‌تنها این دو نفر آثارِ فراموش‌شده و «اساسی» ادبیات کودک را بازیابی کرده‌اند، بلکه از ما دعوت کرده‌اند، تا بار دیگر به اساس ادبیات کودک و نحوۀ تغییر این ادبیات فکر کنیم.

همان‌طور که میکنبرگ و نل صراحتاً می‌گویند، هدف آن‌ها احیای ادبیات «برجسته» برای کودکان، ادبیاتی که پیچیده شده، نیست، بلکه می‌خواهند ریشه‌های ادبیات کودک را از زیر خاک بیرون بکشند و با تاباندن نور به آنچه طرد و سرکوب شده تاریخش را بازنویسی کنند.

تصادفی نیست که کتاب آن‌ها نخستین گزیدۀ ادبیات رادیکال کودک در ایالات‌متحده است که آثار نامعمول با اهمیت اجتماعی و تاریخی را به عرصۀ چاپ بازگردانده است.

ما تمایل داریم موضوعات حیاتی‌ای را که کودکان برای تطبیق یافتن با جهانِ به‌سرعت در حال تغییر لازم است بدانند سرکوب کنیم. ما تمایل داریم آنچه را در قلب تعارضاتی است که زندگی ما را تعیین می‌کنند سرکوب کنیم.

ما کوشیده‌ایم کودکان را با خوراندن ادبیاتی که گمان می‌کنیم مناسبشان است «بپرورانیم». یا، به‌عبارت‌دیگر، ما کودکان را از طریق اَشکال شفاهی ارتباط و رهنمودهای چاپی برای فکر کردن/ نکردن به جهان پیرامونشان به بازی گرفته‌ایم.

کتاب گزیدۀ میکنبرگ و نل، ازآنجاکه بر امری تلخ دست می‌گذارد، حتماً روشنگر و درعین‌حال ناراحت‌کننده خواهد بود.

این کتاب لحظه‌های ناخوشایند تاریخ فرهنگی آمریکا را پیش چشم می‌آورد و از ما دعوت می‌کند تا وقتی به ادبیات کودک فکر می‌کنیم و از آن حرف می‌زنیم، در آنچه مدنظر داریم بازنگری کنیم.

ماهیت سیاسی ادبیات کودک هستۀ مرکزی کتاب آن‌هاست؛ اما اگر گمان کنیم آن‌ها فقط از دریچه‌ای سیاسی به ادبیات کودک نگریسته‌اند، بر خطا خواهیم بود.

کل ادبیات تا حدی سیاسی یا ایدئولوژیک است. بااین‌همه، جدا کردن زیبایی‌شناسی از سیاست ناممکن است، درست همان‌طور که تفکیک سرگرمی یا تعلیم‌وتربیت از سیاست غیرممکن می‌نماید.

از همان آغاز، زمانی که برای نخستین بار در قرن شانزدهم کتاب‌ها مشخصاً برای کودکان چاپ شدند، سیاست نقشی «رادیکال» در کتاب‌های درسی مقدماتی، انجیل و کتاب‌های آموزش الفبا ایفا کرد.

باسواد شدن فقط به‌معنای کسب توانایی خواندن نبود؛ سواد آن زمان شامل فرایند یادگیری‌ای بود که شهروندانی مسئول پدید می‌آورد که در جامعه‌ای سلسله‌مراتبی بر اساس قوانین آن عمل می‌کردند (و البته هنوز نیز چنین است).

باسواد شدن شامل یادگیری درک و دریافت جهان طبق حروف و کلماتی بود که بر عقاید و دیدگاه‌های افراد حاکم بود و بر اساس دستورالعمل‌ها و هنجارهای مشخصی که کلیسا و دولت پایه‌ریزی کرده بودند سامان می‌گرفت.

ادبیات کودک همواره مجموعه قواعدی اجتماعی را که بخشی از فرایند متمدن شدن بود با خود داشت. مثلاً، یکی از نخستین کتاب‌های آموزش الفبا، راهنمای کودک نجیب‌زاده (1667)، چنین عباراتی را در بر داشت:

«در سقوط آدم و حوا/ همۀ ما بودیم در خطا»؛ «به این کتاب توجه کن، زندگی‌ات را اصلاح کن»؛ «احمقِ بی‌فایده/ در مدرسه شلاق خورده».

از قرن شانزدهم تا به امروز، همۀ کتاب‌های آموزش الفبا ایدئولوژیک بوده‌اند و همچنان نیز هستند. ادبیات کودک هیچ‌گاه امری ناب و عینی، و هیچ زمانی فقط محض آموزش یا سرگرمی نبوده است.

هر کتاب به شیوۀ تولید، ارتباط و توزیع استادانه و فنّاورانه وابسته است تا بتواند پیام‌ها را برساند و ارزش‌ها و قوانینی را انتقال دهد که می‌تواند به کودکان کمک کند تا با جهانِ درحال‌تغییر همگام شوند و جایی در آن بیابند.

این جایگاه اغلب واگذار شده بود، جایگاهی مملو از نشانه‌هایی که کودک یاد می‌گرفت به رسمیت بشناسدشان. فرقی نداشت که شعر کودکانه، قصۀ پریان، داستانی از انجیل، اسطوره، حکایت یا افسانه باشد، نشانه‌ها اطلاعاتی فراهم می‌کردند که در فهم کودک از شیوۀ کار دنیا سهیم بود.

بااین‌حال، فهمیدن فرایندی پیچیده است. در گذشته، اگر کودکی سفید، مذکر و در خانواده‌ای تحصیل‌کرده و مرفه به دنیا می‌آمد، عموماً بازنمایی و تقویت دیدگاه‌های خانواده‌اش دربارۀ زندگی و جامعه را در ادبیات کودکی می‌یافت که می‌خواست فهم او را از شیوۀ کار دنیا تسهیل کند.

فهمیدن به‌معنای فهم خود و تأیید مجدد امتیازات بود. جریان اصلی ادبیات کودک جریان این کودک بود. اگر کودکی رنگ پوستی متفاوت داشت، تازه درصورتی‌که حرفی از جنسیت مؤنث به میان نیاوریم، و اگر از طبقات اجتماعی پایین‌تر بود، تا اواخر قرن نوزدهم، ادبیات کودک به‌ندرت جهان را از منظر او به تصویر می‌کشید و تبیین می‌کرد.

این کودک عموماً بی‌نصیب از مهارت‌هایی بود که قادرش می‌ساخت در دنیایی که ساختۀ خودش نیست موفق شود. اگر می‌خواست موفق شود، باید قابلیت‌هایش را وفق می‌داد و به اثبات می‌رساند. اکثریت کودکان ادبیات کودک را نادیده می‌گرفتند، اگر درواقع، چیزی می‌خواندند یا بلد بودند بخوانند، و کودکان اغلب احساس می‌کردند که آموزش خواندن، درست مانند مدرسه رفتن، به آن‌ها تحمیل می‌شود.

دغدغۀ آن‌ها دغدغۀ ادبیات طبقۀ بالا نبود و این کودکان ادبیات عامه‌پسند را ترجیح می‌دادند. حتی تا اواسط قرن بیستم، داستان‌ها، تصاویر، طرح‌ها و دیدگاه‌های «تأییدشدۀ ادبیات کودک عمدتاً متعلق به مردمی از طبقات تحصیل‌کرده و سفیدپوستِ ثروتمند بود.

احتمالاً در برخی کتاب‌ها عناصر رادیکالی موجود بوده که مجموعه قواعد اجتماعی و هژمونیکِ فرایند متمدن شدن را تضعیف کرده باشد؛ اما معمولاً افراد کم‌سن‌وسال در معرض ایده‌های سیاسی رادیکال در ادبیاتی نبودند که مشخصاً برای کودکان تولید و در قرن نوزدهم شکوفا می‌شد.

آغاز ادبیات رادیکال برای کودکان را می‌توان در جستارها و داستان‌های پیشرو لیدیا ماریا چایلد و مجله‌اش با نام جووِنایل میسالِنی (تأسیس 1826)، ادبیات جنبش لغو برده‌داری منتشرشده در مجلۀ اِسلِیوز فِرِند (1836-1839)، و آثار هریت بیچر استو، لوییزا می آلکوت، و دیگر نویسندگانی که آثارشان در مجلۀ سنت نیکلاس (تأسیس 1873) منتشر شده دید.

گرچه، تا اواخر قرن نوزدهم، اکثر کودکان آمریکایی تشویق نشدند کتاب بخوانند یا «ناچار» نشدند به مدرسه بروند. دیدگاه‌های رادیکال یا متفاوتی که در ادبیات کودک نمود می‌یافت، اندک‌شمار و اغلب برای «آگاهی‌بخشی» به خوانندگان جوان مرفه بود.

با افزایش چشمگیر باسوادی و تحصیل اجباری، با پایان برده‌داری، با آغاز جنبش حق رأی، با رواج نظریه‌های داروین، مارکس و فروید، جملگی حوالی پایان قرن نوزدهم، نویسندگان و تصویرگران، به شیوه‌ای بسیار صریح‌تر از گذشته، دست به مطرح کردن مسائل تاریخ، علم، جامعه‌شناسی و سیاست در ادبیات کودک زدند.

مارک تواین در کتاب‌هایی نظیر تام سایر (1876) و هاکلبری فین (1884) مثال خوبی در این زمینه است؛ اما او فقط نوک کوه یخ در پایان قرن نوزدهم بود.

ظهور گروه‌های اپوزیسیون سیاسی و اجتماعی قدرتمند به شکل‌گیری سازمان‌های سوسیالیستی، کمونیستی، آنارشیستی، فمینیستی و حقوق مدنی در ابتدای قرن بیستم ختم شد، و آن‌ها آثار متنوعی برای کودکان تولید کردند که با تولیدات جریان اصلی تقابل، تضاد و مخالفت داشت.

ادعا دارم بدون اینکه بفهمیم ال. فرانک باوم به چه شکل تحت تأثیر جنبش‌های حق رأی و اتحادیه، توطئه‌چینی‌های سیاسی دولت‌ها، و جنگ‌ها بود، ناممکن است از چهارده رمان او (در 1900-1920)، که آغازشان به ابتدای قرن بیستم برمی‌گردد، درکی پیدا کنیم؛ اما آیا باوم نویسنده‌ای رادیکال بود؟

آیا خود را رادیکال در نظر می‌گرفت؟ چه چیزی نویسنده یا تصویرگری را رادیکال می‌کند؟ شرایطی که در پایان قرن نوزدهم منجر به ظهور نویسندگان رادیکال، نه‌فقط در آمریکا بلکه و خصوصاً در انگلستان، شد چه بود؟ این‌ها برخی از پرسش‌های مهمی است که در گزیدۀ میکنبرگ و نل مطرح شده است.

همان‌طور که می‌دانیم، در طول قرن بیستم، انواع گوناگونی از نویسندگان و تصویرگران رادیکال بودند که طیف وسیعی از عقاید سیاسی را نمایندگی می‌کردند.

آن‌طور که میکنبرگ و نل در زندگی‌نامه‌های فراوان روشنگرشان [در ابتدای هر داستان] اشاره می‌کنند، بعضی از آن‌ها عضو حزب کمونیست و سوسیالیست بودند، تعدادی‌شان غیرمتعهد، و تعدادی دیگر نیز صرفاً مخالف بودند.

تمرکز آن‌ها اساساً روی نویسندگان و تصویرگران آمریکایی رادیکالی است که در کتاب‌هایشان موضع روشنی داشتند.

تشابه چشمگیر تمامی آثاری که در این گزیده آمده این است که نویسندگان و تصویرگرانشان به‌دنبال این بودند که به‌نمایندگی از کودکان توضیح دهند بزرگ شدن در آمریکا در زمینۀ سیاسی اجتماعی مشخص چه معنایی دارد.

آن‌ها به ریشه‌های مسائل اجتماعی اشاره می‌کنند. فرقی ندارد این نویسندگان و تصویرگران ناداستان خلق کرده‌اند یا داستان واقع‌گرا یا فانتزی، همیشه هدفی تعلیمی پشت آثارشان بوده که آشکارا آن‌ها را به نوشتن، کشیدن یا سرودن سوق داده است.

همان‌طور که میکنبرگ و نل اشاره می‌کنند، گاهی اوقات این تعلیمْ ناشیانه بود و به هدف نمی‌خورد؛ اما در مواقع دیگر این نویسندگان به‌طور چشمگیری خلاق و مبتکر بودند و می‌توانستند پیامشان را به شیوه‌های شگفت‌انگیزی انتقال دهند.

بسیاری از نویسندگان و هنرمندانی که به حزب خاصی متعهد نبودند یا نمی‌خواستند ایدئولوژی مشخصی را تبلیغ کنند، آن‌قدر درگیر درک ریشه‌های تجربه‌های زیسته و تحولات اجتماعی شدند که ناخودآگاه کتاب‌های «رادیکال» تولید کردند.

درحقیقت، من معتقدم که هر نویسنده یا تصویرگری که کودکان را جدی می‌گیرد، کسی که منتقدانه و صادقانه دربارۀ شیوه‌ای که با کودکان در ایالات‌متحده (یا هر جای دیگر) رفتار می‌شود تأمل می‌کند، باید آثار رادیکال تولید کند.

نکتۀ جالب دربارۀ تحول ادبیات کودک در پایان قرن بیستم و آغاز قرن بیست‌ویکم تمایل «رادیکال» عمومی‌اش است؛ یعنی تقریباً تمام نویسندگان و تصویرگران برتر نظیر موریس سنداک، جودی بلوم، جین یولن، رابرت کورمیر، کریس ون آلسبرگ، ویرجینیا همیلتون، راسل هوبَن، والتر دین مایرز، فرانچسکا لیا بلاک، لارنس یپ، میلتون ملتزِر، جولیوس لستر، و صدها فرد دیگر، صرف‌نظر از گرایش ایدئولوژیکشان، متأسفانه ناچار بوده و هستند که درصورتی‌که می‌خواهند با کودکان صادق باشند، آثاری با خصوصیت‌های «رادیکال» تولید کنند.

می‌گویم «متأسفانه» زیرا امروزه، شرایط زندگی کودکان اسفناک است. اگر فقط به درون‌مایۀ کتاب‌های کودکان بین پنج تا هفده سال فکر کنیم، آن‌ها درگیر سوءاستفاده، پدوفیلیا، تجاوز، بی‌اشتهایی عصبی، خانواده‌های ناکارآمد، طلاق، اعتیاد به الکل و مواد مخدر، نژادپرستی، فساد، سقط‌جنین، انحراف، ویرانْ‌شهرها، بی‌عدالتی، قلدری و غیره هستند.

اکثر نویسندگان و تصویرگرانی که افراد کم‌سن‌وسال را خطاب قرار می‌دهند می‌کوشند ریشه‌های مسائل اجتماعی و سیاسی را درک کنند.

می‌توان این نکته را تعمیم داد و استدلال کرد که گرایش‌های اجتماعی و سیاسی در جامعۀ آمریکا نویسندگان را به‌سمت رادیکال شدن سوق می‌دهد. سیاست در تعیین چارچوب و هدف آثارشان نقش ایفا می‌کند.

چه نویسندگان و تصویرگران موضع ایدئولوژیک آگاهانه‌ای در نوشته‌های خود داشته باشند و چه نداشته باشند، اگر می‌خواهند با هنر و خوانندگانشان صادق باشند، باید علل مشکلات اجتماعی را کشف کنند.

باوجوداین، امروزه مرز مشخصی میان نویسندگان و تصویرگران کودک وجود دارد. هنوز عدۀ زیادی هستند که برای مقاصد تجاری و خودبزرگ‌بینانه می‌نویسند، و هنوز کسانی حضور دارند که ادبیات مبتذل و تهی از معنا تولید می‌کنند.

این گروه هنوز اکثریتند و جریان اصلی‌ای را شکل می‌دهند که محتوای مربوط به کودکان را «بی‌اهمیت» می‌کند. آن‌ها می‌نویسند تا صنعت فرهنگ را همان‌طور که هست حفظ کنند؛ اما، به‌گمان من، امروزه نوشتن و تصویرگری برای کودک نیازمند رویکردی رادیکال و آگاهانه به شرایط اجتماعی و سیاسی است.

خوشبختانه، در طول چهل سال گذشته، تعداد زیادی از نویسندگان و تصویرگران، همگام با ناشران، مربیان و منتقدان ادبیات کودک، با تولید آثاری که نقدهایی رادیکال در بر داشت به «وضع مصیبت‌بار» کودکان، خانواده‌هایشان و نظام آموزشی پاسخ داده‌اند و کودکان را قادر ساخته‌اند تا به خودشان فکر کنند.

پرسشی که باید مطرح کنیم این است که با توجه به یکدستی آشکار در جریان اصلی ادبیات کودک، آیا این گرایش رادیکال قوی در ادبیات کودک و دانش‌پژوهی بختی برای اثرگذاری بر کودکان دارد؟

این یکدستی را موج جمعی مصرف‌گرایی و تولید کتاب، اسباب‌بازی و دیگر کالاهایی که خشونت، جنسیت‌زدگی و نژادپرستی را ترویج می‌دهد تقویت می‌کند.

صنعت فرهنگ نه‌تنها شیوۀ تأثیرپذیری زندگی از محصولات فرهنگی را تَعَیُّن می‌بخشد، بلکه در ابزاری شدن تخیل نیز سهم دارد.

در این راستا، گزیدۀ میکنبرگ و نل پادزهری قوی برای گرایش غالب مصرف‌گرایی در زمانۀ ماست. آثار موجود در گزیدۀ آن‌ها نه‌تنها نشان می‌دهد که نویسندگان و تصویرگران چقدر سرزنده و تجربه‌گرا بوده و هستند، بلکه آن‌ها با ارائۀ این مجموعۀ گسترده از آثار اغلبْ ناموجود، از ریشه‌های تاریخی ادبیات رادیکال کودک در آمریکا پرده بر می‌دارند و در زمانی که فرهنگ آمریکایی باید خود را ارزیابی کند، گرایش «رادیکال» را زنده نگه می‌دارند.

ادبیات رادیکال کودک آینده‌ای بهتر را برای کودکان آمریکایی تضمین نمی‌کند؛ اما قطعاً کودکان را به چالش می‌کشد تا منتقدانه و خلاقانه به انتخاب‌هایشان بیندیشند، و همین امر تأثیری مثبت بر آیندۀ جامعۀ آمریکا دارد.

 

[1]. Mickenberg, J. L., & Nel, P. (2008). Tales for little Rebels: A Collection of Radical Children’s Literature. NYU Press.

 

این مقاله در مجلۀ جهان کتاب به چاپ رسیده است.

ادبیات

تاریخ

هنر

فلسه

علم

 

ادبیات

تاریخ

هنر

فلسه

علم

 

ادبیات

تاریخ

هنر

فلسه

علم

 

سبد خرید شما در حال حاضر خالی است.

بازگشت به فروشگاه