مقلدان خواندنیها
ناصرالدین پروین
ابتکاری عامهپسند
دووایت والاس (DeWitt Wallace) و همسرش لیلا (Lila Bell Wallace)، در فوریۀ 1922م به آرزویشان رسیدند و در ایالت نیویورک آمریکا، مجلهای را به نام ریدرز دایجست (Reader’s Digest) منتشر ساختند که بهسرعت جای خود را باز کرد و به شمارگان بسیار بالا دست یافت.
محبوبیت ریدرز دایجست مدیون گزینش زیرکانهاش از محتوای روزنامهها و مجلههای آنگلوساکسون و جستوجوی مخاطبان در میان قشرهایی از جامعه بود که آموزش اندکی دیده بودند؛ امّا به خواندن نوشتارهایی در سطح فهم و سوادشان، رغبت نشان میدادند.
درعینحال، به سبب در بر داشتن برخی مقالهها و گزارشهای جانبدارانه، این مجله با مخالفانی نیز رویارو شد: هواداری از سیاستهای غربی و بهویژه ایالات متحد در دوران جنگ سرد، طرفداری آشکار از مسیحیت …
ریدرز دایجست، در سالهای پس از جنگ دوم، از سوی مؤسسۀ مادر یا با دادن مجوّز به بنگاههای انتشاراتی به زبانهای دیگر، حتّی فنلاندی و عربی[1] نیز به چاپ رسید.
برخی هم به تقلید از آن پرداختند. از آن جمله است مجلۀ خواندنیها که در آخرین سال پادشاهی رضاشاه سر بر کرد و سپستر، خود مورد تقلید و الگوبرداری شد.
بیمناسبت نیست اگر یادآور شویم که پیایندهای مشابهی از 1760م در اروپا منتشر شده است؛ اما جز یکی دو تا که به بازچاپ پاورقیهای دیگر روزنامهها یا مجلهها دست یازیدند،[2] باقی برای تودۀ مردم نبودند.[3]
در ایران: وامسِتانی از دیگر پیایندها
در ایران، پیش از آنکه مجلّهای حاوی گزیدۀ محتوای دیگر نشریهها به چاپ برسد، از دورۀ احمدشاه، ناشران روزنامهها به وجود منبعی تمامناشدنی برای پر کردن صفحههای خود پی بردند و ستونهایی برای نقل از محتوای دیگر روزنامهها گشودند؛ همچون «مطبوعات» (روزنامههای وقت، استقلال ایران، اطلاعات یومیه)، «مطالعۀ جراید» (ندای گیلان)، «نخبهای از جراید محلّی» (نوبهار تهران)، «مقالات قابل تکرار جراید» (عصر جدید)، «خلاصۀ جراید» (آسایش)، «خلاصۀ مقالات جراید مرکزی» (اصلاح چاپ تهران).
این کپیبرداری بی رنج و مَرار، در سالهای پس از اشغال ایران تا کودتای 1332 به بالاترین حدّ رواج رسید. سبب این بود که انبوهی از هوسمندان پا در دایرۀ روزنامهنگاری نهادند و مایه و پایهای برای پر کردن صفحههای خود نداشتند.
اینگونه ستونها را در 109 عنوان دیدهام و با توجه به یافت نشدن پارهای از عنوانها، احتمال میدهم شمارشان اندکی بیش از این باشد.
عنوانها بسیار متنوّع بود. بیشتر «روزنامهها چه مینویسند»، «اخبار خواندنی از جراید کشور» و «بررسی جراید» به کار میرفت.
از نمونههای یادکردنی، ستون «کندوکاو» در روزنامۀ شاهد، ارگان حزب زحمتکشان ملت ایران است که آن را آل احمد با نام مستعار «کندوکاوچی» مینوشت و هدف اصلی آن رسوا ساختن نشریههای حزب توده بود.
نقل از دیگر روزنامهها و اختصاص ستونی به آن، گاهی بهمنظور طنز و فکاهه بود و در زمان ما هم گاهی دیده میشود. یعنی مطلبی نقل میشد و روزنامۀ نقلکننده، عبارت یا شرحی را به شوخی طعنهآمیزی در زیر آن مطلب میافزود.
این نوع ستونها، در روزنامههای دورهای که از آن یاد کردیم، عنوانهایی همچون «شوخی با همکاران» یا «شوخی با روزنامهها» داشتند. طنزهای ستون «روزنامه» در روزنامۀ باباشمل، از ابتکار و جذّابیت بیشتری بهرهمند بود.
عدّهای هم راه آسانتری را پیش گرفتند و آن، نشر مستقلّ روزنامه و یا مجلّهای بود که سراسر یا بخش عمدهاش را گلچینی از نوشتارهای دیگر نشریهها تشکیل دهد و نمونۀ موفقی نیز همچون مجلّۀ خواندنیها در برابر داشتند.
خواندنیها
مجلّۀ خواندنیها، از پیایندهای مهم و تأثیرگذار تاریخ روزنامهنگاری ایران است. این مجلّه از شهریور 1319 در تهران به دست علیاصغر امیرانی آغاز به انتشار کرد و نشرش چهل سال ادامه یافت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم تا شمارۀ پیاپی 3451 در 27 امرداد 1358 به چاپ رسید.
صاحبامتیاز و مدیر خواندنیها، علیاصغر امیرانی (گروس 1294 ش ـ تهران، 31 خرداد 1360) بود که چندی پس از انقلاب اسلامی در دادگاه انقلابی محکوم به مرگ شد.
وی در زادگاهش گروس به مکتبی سنّتی رفت و در دهسالگی عازم تهران شد. گویا ابتدا خانهشاگرد افسری بوده و با همّت او تحصیل کرده است.[4]
وی فعالیت خود را با کار در چاپخانۀ ترقّی آغاز کرد و با توزیع مجلۀ ایران باستان و سپس در روزنامۀ اطلاعات بهعنوان خبرنگار ادامه داد. بعدها، دورۀ لیسانس قضایی دانشکدۀ حقوق دانشگاه تهران را نیز گذراند.
امیرانی هنگام راهاندازی خواندنیها، 23 سال بیش نداشت؛ حالآنکه امتیاز پیایند را به کسانی سیساله به بالا میدادند.
ازاینرو، مجلّه، بیش از هفت سال بدون امتیاز رسمی و بهعنوان نشریۀ بنگاه زربخش، بدون اشاره به تاریخ روز منتشر میشد. نخستین شمارۀ آن با امتیاز رسمی، شمارۀ 42 سال هشتم به تاریخ 6 بهمن 1326 است.
خواندنیها، به سبک ریدرز دایجست توجّه داشت: در آن برگزیدۀ نوشتههای دیگر پیایندهای ایران به چاپ میرسید و نامشان نیز ذکر میشد.
اما مجلّه کمکم ازنظر محتوایی با الگوی خود فاصله گرفت و نوشتارهایی را برگزید که از سطح متوسط دانش و توجه مخاطبان بالاتر بود و گاهی، به سود امیرانی یا سود و زیان کسان دیگر انتخاب میشد.
کار وی، به غربال کردن نوشتارهای دیگران محدود نماند و از دهۀ سوم انتشار، سرمقالههای جهتدارش زیر عنوان «بدون روتوش» به چاپ رسید.
پیداست که این مرد هوشمند و پرکار، بهشدّت به حرفۀ خود علاقهمند بوده و در ضمن، سود شخصی را در حدّ کارفرمایان پیایندهای مجاز به انتشار پس از کودتای 1332 در نظر داشته است. وی ثروتی اندوخت و حتی از «عطیّۀ شاه که یک خودروی بنز بود»، استقبال کرد.[5]
امیرانی ازنظر صنفی، جز با مخدوم پیشینش عبّاس مسعودی، دارندۀ موسسۀ اطلاعات، نزدیک نبود. شمار بزرگی از روزنامهنگاران به انگیزههای مختلف، با او رابطۀ خوبی نداشتند.
مقالهها و اقدامهای گستردۀ کسانی همچون مدیران بامشاد و فردوسی و فرمان و خوشه علیه امیرانی، دلیل ماست و به نظر میرسد، گذشته از رشکبریهای برخی از روزنامهنگاران، بسیاری از نقارها را امیرانی دامن میزده است.[6]
مخالفان امیرانی او را «سارق الجراید» نام دادند[7]. در روزنامۀ شباهنگ متعلق به دکتر ذبیح الله صفا هم به «سرقتهای ادبی» خواندنیها اعتراض شده است، بهویژه ازآنرو که آن مجلّه در نقل از پارهای نوشتارها، نام روزنامه یا مجلۀ اصلی را چاپ نمیکرد.[8]
برخی از روزنامهها و مجلههای موفقی که خواندنیها را رقیبی برای خود میانگاشتند، در سرلوحه و جاهای دیگر تذکر میدادند که نقل نوشتارهایشان در روزنامهها و مجلههای دیگر ممنوع است و منظور آنها، مقابله با خواندنیها بود.
پس از رویداد 17 آذر 1321،[9] خواندنیها بهمانند دیگر نشریههای ادواری تعطیل شد و به سبب ارتباط گستردهای که امیرانی با متّهمان واقعه، یعنی برادران مسعودی داشت، به زندان رفت.
بعد از آن رویداد تا انقلاب اسلامی، خواندنیها حادثۀ مهمی، جز اختلافهای متعدّد، امّا گذرا با شماری از همکاران و دستگاههای اداری و امنیتی به خود ندید.
پس از انقلاب، مدّتی امیرانی خود مجلّه را منتشر ساخت و سپس شورایی از کارکنان خواندنیها ادارۀ آن را در اختیار گرفت، امیرانی نیز به بهانههایی به زندان افتاد و به حکم دادگاه انقلابی 31 خرداد 1360 اعدام شد.
دیدنیها
موفقیت امیرانی در انتشار خواندنیها، او را به فکر انداخت که مجلّهای هم برای دیدنیها منتشر سازد؛ اما این مجله با استقبال روبهرو نشد و نشرش به دو شمارۀ اردیبهشت و خرداد 1322 محدود ماند.
امیرانی شعار «شنیدن کی بُود مانند دیدن» را برای مجلّه برگزید و در شمارۀ نخست دیدنیها با اشاره به مثلی بهظاهر چینی «یک عکس بیش از هزار کلمه مطلب دارد» نوشت که از آغاز انتشار مجلۀ خواندنیها آرزوی نشر دیدنیها را داشته و کمبود امکانهای فنّی مانع شده است.
فکر انتشار چنین نشریهای درست بود؛ اما امیرانی شیوههایی را پیش گرفت که به شکست انجامید: شاید برای صرفهجویی، از امکانهای فنی موجود استفاده نکرد. عکسها با کیفیت بدی به چاپ رسیدند و استفاده از کاغذ روزنامهای، مزید بر علت شد.

بیست عنوان حاوی گزیدۀ دیگر پیایندها
موفقیت امیرانی در انتشار خواندنیها، عدهای را به هوس تقلید افگند. بدیهی است که امیرانی دلِ خوشی از رقیبان تازهوارد نداشت و همواره در سرمقالههایش به آنان طعنه میزد و «ابتکار» خود را به رخ میکشید. ابوالقاسم پرتواعظم ناشر مجلۀ مطبوعات ایران، آن به خود بستنها را پاسخ گفت:
از مبتکر (!) و مدیر محترم خواندنیها میپرسیم
آیا ریدرز دایجست هم مقلّد خواندنیهاست یا شما که ادّعای ابتکار دارید از آن تقلید کردهاید؟ شما که ما را مقلّد کورانۀ خود پنداشتهاید، آیا تابهحال «مطبوعات ایران» را دیدهاید؟… کجای مطبوعات ایران به خواندنیها شباهت دارد؟ ما اقرار میکنیم که تهیه و طرز تدوین و بالاخره چاپ مطبوعات ایران تا اندازهای از پرس دولا فرانس که لابد ایشان هم مقلّد سبک ابتکاری مدیر خواندنیها هستند (!) تقلید شده است[10] و میدانیم که تقلید خوب مایۀ سرشکستگی نیست.
ا. پرتو اعظم.[11]
*
در سالهای 1322- 1330 دستکم 20 پیایند، هریک بهنوعی، از خواندنیها تقلید کردهاند. اکثر آنها فاقد امتیاز رسمی بودند و برخی، به ناگزیر، مجلۀ خود را «جزوه» معرفی میکردند. نشریههای بیستگانه را با مختصری توضیح و به ترتیب تاریخی برمیشمارم:
آیینۀ مطبوعات: مجلۀ ماهانۀ آیینۀ مطبوعات امتیاز نداشت. سه «جزوۀ» آن را ادارۀ مطبوعاتی پروین «زیر نظر» عزتالله همایونفر از خرداد تا امرداد 1322 در تهران منتشر ساخته است.
خواندنیهای نو: در اصفهان، احمد انواری 16 «جزوه» خواندنیهای نو را بهصورت نیمماهه از 17 آبان 1323 تا 25 امرداد 1325 انتشار داد تا «شیرینترین مطالب مطبوعات» را عرضه دارد. این مجله را به سبب نداشتن امتیاز توقیف کردند.[12] اما نشرش بهعنوان ضمیمۀ روزنامۀ پرخاش ادامه یافت.
گلچین مطبوعات: گلچین مطبوعات، مجلهای هفتگی بود که از 20 دی 1323 در کرمانشاه آغاز به انتشار کرد. چهارمین شمارهاش یکم اسفند همان سال درآمده است. این نشریه، پیوست روزنامۀ بیستون بود.
خورشید آزادی: مجلۀ نیمماهۀ خورشید آزادی چاپ تبریز، از 19 آذر 1323 تا پایان آن سال به دو زبان فارسی و ترکی آذری منتشر شد. این نشریه امتیاز نداشته است. یوسف آریانی را بهعنوان «مؤسس و مسئول» معرفی کردهاند. محتوای آن را از خبرها و گزارشها و مقالههای هوادار کمونیسم و اتحاد شوروی برمیگزیدند.
شفق مطبوعات: باز در تبریز، مجلهای با نام شفق مطبوعات «شامل زبدۀ مطالب مطبوعات کشور» بهصورت نیمماهه و سپس دهروزه از 15 امرداد 1323 تا 15 خرداد 1326 انتشار یافت. این نشریه، ابتدا با امتیاز روزنامۀ خاور نو و سپس روزنامۀ فریاد درمیآمد. ناشر شفق مطبوعات احمد چمنآرا بوده است.
گلچین شاهی: نخستین و شاید آخرین شمارۀ مجلهای به نام گلچین شاهی شهریور 1324 در تهران منتشر شد و حاوی مقالههای این روزنامهها بود: آژیر، پرورش، داد، داریا، سلحشور و داد. شخصی به نام مهدی شاهی آن مقالهنامه را انتشار داده است.
گلچین مطبوعات: مجلۀ هفتگی گلچین مطبوعات، از 24 خرداد 1324 در تهران انتشار یافت و چهارمین و به احتمالی آخرین شمارهاش در 21 تیر همان سال درآمد. این نشریه نیز امتیاز نداشته است. در آن، علی باقرزاده را بهعنوان «مؤسس، مدیر و ناشر» و مرتضی حقگو را با سمت سردبیر معرفی کردهاند. محتوایش گزیدهای از نوشتارهای پیایندهای هفتۀ پیش را در برداشت و اغلب آنها، روایتهای تاریخی بودند. صفحۀ آخر را به «مهمترین اخبار» میسپردند.
مطبوعات ایران: مطبوعات ایران مجلهای هفتگی «شامل بهترین مطالب درجشده در مطبوعات داخلی» بود. این نشریۀ بیامتیاز، «تحت نظر» ابوالقاسم پرتو اعظم از 7 مرداد تا دستکم 18 شهریور 1324 در تهران منتشر میشد. عنوان صفحههای آن ازاینقرار است: «در داخل کشور»، «سیاست خارجی»، «ادبیات»، «کوچک و خواندنی»، «راهنماییها»، «داستان»، «علوم»، «موسیقی و نمایش».
بهترین خواندنیها: مجلۀ نیمماهۀ بهترین خواندنیها، از 2 مهر 1325 و با یک وقفۀ طولانی تا 15 مرداد 1326 در همدان درمیآمد. صاحبامتیاز و مدیرمسئول آن صادق بهرام نراقی و مدیر داخلیاش محمد شیرنیا بود. در این مجله گزیدهای از روزنامهها و مجلهها و گاهی جز آن به چاپ میرسید.
خواندنی: مجلۀ نیمماهۀ خواندنی را غلامرضا هروی از 31 مرداد تا 11 مهر 1325 در تهران انتشار داده است. این مجله با امتیاز روزنامۀ بهار نو به چاپ میرسید. محتوایش را افزون بر پیایندهای چاپ ایران، از کتابها برمیگزیدند.
خواندنیهای مصور: مجلۀ خواندنیهای مصور، ضمیمۀ روزنامۀ ستارۀ غرب بود و بهصورت نیمماهه با امتیاز سلیمان یونسی، سردبیری حشمت پوردولتشاهی و مدیریت داخلی محمود غفار تهرانی درمیآمد. نخستین شمارهاش در 27 تیر 1325 و آخرین آنها در 2 آبان همان سال منتشر شد. از این مجله، بار دیگر یک شماره در امرداد 1342 و یک شماره در امرداد 1343 به چاپ رسیده است. محتوای خواندنیهای مصور را «کلکسیون جراید، کتابخانۀ سفری و نمایشگاه کاریکاتورهای زیبا» توصیف میکردند. از تفاوتهای این نشریه با عنوانهای مشابه، چاپ لوگوی پیایندی بود که مطلب همان صفحه از آن نقل شده است.
خواندنیهای هفتگی: شمارۀ نخست مجلۀ خواندنیهای هفتگی که باید تنها شمارۀ آن باشد، تاریخ ندارد؛ اما با توجه به پیایندهایی که از آنها نقل شده، باید در تابستان یا خزان 1325 درآمده باشد.
مدیرمسئول این مجله علی آهخته و «مؤسس و سردبیر» آن عباس دنیاگرد بود. خواندنیهای هفتگی هم امتیاز رسمی نداشت. آن را وابسته به «بنگاه نشریات آهخته» معرفی میکردند. در زیر نامش، «کلکسیون جراید» را افزودهاند. پس از «اخبار داخله و خارجه»، نوشتارهای نقلشده از پیایندها و حتی کتابها را ردیف کردهاند.
زبده: زبده مجلهای بود هفتگی که 19 شماره از آن با امتیاز روزنامۀ طبرستان از 14 مهر 1325 تا 2 فروردین سال بعد در تهران درآمد.
در برخی از منابع، آن را «زبدۀ مطالب طبرستان» معرفی کردهاند. صاحبامتیاز مجله، بهمانند روزنامۀ مادر، رضا معرفت بود. احمد علیزاده را نخست بهعنوان «ناشر» و از شمارۀ هشتم «مدیر و نگارنده» معرفی کردهاند. زبده، خود را با عبارتهای گوناگون، دربردارندۀ بهترین نوشتارهای دیگر پیایندها میشناساند.
زبدۀ خواندنیها: زبدۀ خواندنیها، با 17 شمارۀ هفتگی، در فاصلۀ 11 آبان 1325 تا آخرهای همان سال در تهران به چاپ رسیده است.
شمارۀ آخرش فاقد تاریخ است. این مجلّه را کتابفروشی عطایی انتشار میداد. به نظر میآید که بدون امتیاز منتشر میشده است؛ زیرا در آن کاظم معصومی را با عنوان «مؤسس و مدیر و ناشر» و احمد عطایی را با عنوان «مدیر داخلی» شناساندهاند. این مجله «مجموعهای از بهترین مطالب مطبوعات کشور» بود؛ اما در بیشتر نوشتارهای نقل شده، گرایش به چپ و رعایت حزب توده دیده میشود.
ندای مطبوعات: یک شماره از روزنامۀ ندای مطبوعات به سال 1325 در اصفهان با امتیاز روزنامۀ خرد به دست حسین عمادزاده کربکندی انتشار یافته است.[13] من این روزنامه را ندیدهام.
نقل از جراید تهران: نقل از جراید تهران، گزیدهای از نوشتارهای روزنامهها بود که از 16 شهریور 1325 تا. دستکم 23 آبان 1326 در تهران به دست اسدالله مقومی منتشر شده است.
این نشریه، بهصورت روزنامه چاپ میشد و هفتگی بود. رایین نوشته است که آن را ادارۀ مرکزی شرکت نفت انگلیس انتشار میداد و نوشتارهایی را که دیگر پیایندها به سود شرکت مینوشتند، چاپ میکرد.
[14] نیز، به نظر میرسد گردانندگان آن تعمّد داشتهاند مقالهها و گزارشهایی را هم برگزینند که به دخالت مستقیم اتحاد جماهیر شوروی در غائلۀ جداسری حزب دموکرات پیشهوری اشاره کردهاند.
گلچین نو: مجلهای هفتگی با نام گلچین نو در همدان انتشار یافته که گمان میبریم نشرش محدود به شمارۀ نخست بوده است. آن شماره، 22 آبان 1326 به دست علیاصغر نوعی تبریزی منتشر شد. محتوایش را از پیایندهای پایتخت برگزیدهاند.
کانون خنده: تنها دو شماره از مجموعهای ماهانه به نام کانون خنده در شیراز با عنوان «جزوه» مهر و آبان 1327 به دست هواداران حزب مذهبی برادران انتشار یافته است.
ناشرش حسنقلی شجاعی نام داشت. محتوای این مجموعۀ بیامتیاز را نوشتارهای منفی دیگر پیایندها دربارۀ حزب توده تشکیل میداد و درواقع برای مبارزه با آن حزب درمیآمد.
تقدیر: دو «جزوه» از مجلۀ بیامتیاز تقدیر، بی تاریخ روز و ماه، به سال 1328 به نشانی بوشهر، اما بیتردید چاپشده در شهری دیگر، انتشار یافته است. ناشر آن «بنگاه مطبوعاتی سعدی و کاروان» بوشهر بود. قسمتی از محتوایش را منوچهر ظلی با نام خود یا با این امضاها نوشته یا ترجمه کرده است: «م.»، «منوچهر».
خورنشین. روزنامۀ خورنشین (به معنای جای فرونشستنگاه خورشید در برخی از گویشهای کُردی) هفتگی بود و از 19 امرداد 1330 تا دستکم 21 آبان 1331 در تهران منتشر شد.
شمارههای 11-14 بهصورت نیمماهه انتشار یافت و میان شمارههای 14 و 16 نزدیک به 9 ماه وقفه دیده میشود. صاحبامتیاز و مدیرمسئول آن عبدالحمید معرفت و مدیرش دکتر وکیل کردستانی نام داشت. جمال خزاندار، آن را به نادرست چاپ مهاباد و با نام گوفاری خوشنشین شناسانده است.[15]
خورنشین «مجموعۀ کاریکاتورهای جراید کشور» را چاپ میکرد؛ اما از آن دست کشید و به خبرها و گزارشهای کردستان و نوشتارهای گوناگون دربارۀ بزرگان آن سامان پرداخت.

یادداشتها:
.[1] المختار من ریدرز دایجست و سپس دایجست القاری.
.[2] مهمترینشان ژورنال دِ ژورنو (Journal des journaux) به معنای روزنامۀ روزنامههاست که در آغاز 1840 در پاریس درآمد.
.[3] بهویژه با همان نام و به زبان فرانسه، از 1760 نشریهای در مانهایم آلمان منتشر شد و چکیدۀ محتوای 36 روزنامه و مجلۀ برگزیده بود.
.[4] مطبوعات عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک: مجلۀ خواندنیها، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1381، ص 394.
.[5] نامۀ امیرانی ناشر خواندنیها به وزیر اطلاعات در 7 شهریور 1355، مطبوعات عصر پهلوی … خواندنیها، یاد شده، ص 325.
[6]. بنگرید به: عسکری، امیرهوشنگ. «خوشه»، پژوهشنامۀ تاریخ مطبوعات ایران، ش 1، 1376.
.[7] امیر علایی، شمسالدین. خاطرات من در یادداشتهای پراگنده، تهران، دهخدا، 1363، ص 238.
.[8] «سرقتهای ادبی»، شباهنگ، ش 27، 2 اردیبهشت 1324.
.[9] رویداد موسوم به «بلوای نان». جهان کتاب.
.[10] نشانهای از انتشار نشریهای به زبان فرانسه با این نام نیافتم. ن. پ.
.[11] مطبوعات ایران، ش 4، 11 شهریور 1324.
.[12] اسناد مطبوعات ایران (1332-1320)، به کوشش محسن روستایی و غلامرضا سلامی، تهران، سازمان اسناد ملی ایران، 1374، ج 3، ص 406.
[13]. نوری اصفهانی، فروغالزمان. راهنمای مطبوعات؛ فهرست نشریات موجود در کتابخانۀ عمومی ابن مسکویۀ اصفهان، اصفهان، انجمن کتابخانههای عمومی اصفهان، 1380، ص 257.
.[14] رایین، اسماعیل. اسرار خانۀ سدان، تهران، امیرکبیر، 1358، ص 27.
.[15] خزاندار، جمال. روزنامهنگاری در کردستان، ترجمه با ضمایم از احمد شریفی، مهاباد؟، آذر 1357.
این یادداشت در مجلۀ جهان کتاب به چاپ رسیده است.