از کتاب فروشی های محلی حمایت کنیم
مبارزۀ یک کتابفروشی مستقل با شرکت آمازون
کیسی سِپ[1]
ترجمۀ سعید پزشک
اگر در مورد کتابفروشی «رِیوِن» (Raven) در لاورنسِ کانزاس چیزی شنیده باشید، حتماً میدانید که کتابهایش را گرانتر از آمازون میفروشد.
در هر نوع کسبوکاری، تبلیغ گرانفروشی راهبرد نامناسبی است ولی «دنی کِین» (Danny Caine)، صاحب کتابفروشی «رِیوِن» که در هنرهای زیبا تحصیل کرده نه در مدیریت بازرگانی، خیلی راحت با مشتریانش صحبت میکند و توضیح میدهد که چرا قیمت کتابهایش چنینند.
دو سال قبل، اولین بار حرفهایش را در شبکههای اجتماعی مطرح کرد و در حساب توئیتری کتابفروشی توضیح داد که چرا کتابی را که یک مشتری در اینترنت به بهای 15 دلار دیده، در کتابفروشیاش 26 دلار و 99 سنت حساب میکند.
کِین شرح داده بود: «کتاب را مستقیم از ناشر تهیه میکنیم و بنابراین به خاطر خرید کلّی، با 46 درصد تخفیف از قیمت روی جلد؛ برای این کتاب 75/14 دلار به ناشر میپردازیم. اگر آن را 15 دلار بفروشیم، … تنها 43 سنت عاید ما میشود.»
کِین تخمین زد با حدود ده هزار کتابی که در مغازه دارد و با سود کمتر از 50 سنت، کتابفروشیاش بیشتر از شش روز دوام نمیآورد.
آمازون فهرست بالابلندی از کالاهای متفاوت دارد – نهفقط کتاب بلکه کالاهای دیگری با سودهای بسیار بیشتر- همینطور راههای بسیارِ دیگر برای کسب درآمد. آن شرکت میتواند ضرر روی کتاب را تحمّل کند. کِین در نوشتهاش توضیح داد:
«اگر برایتان عجیب به نظر میرسد که ’انگار دیگر کتابفروشیای وجود ندارد‘ یا چرا کسبوکارهای کوچک در حال تعطیل شدن هستند، دلیلش همین است.»
«رِیوِن» نمیتواند مانند آمازون ضرر را تحمل کند، اما هر دلاری که کتابفروشی به دست آورد، در کانزاس خرج میشود. غیر از سهم ناشر، نیمی از سود صرف دستمزد کارکنان میشود.
نیم دیگر صرف اجارۀ محل، بازاریابی و سایر امور جاری ازجمله تعمیرات مغازه، وبسایت و غذا و مخارج پزشکیِ مشهورترین کارمندان «رِیوِن» میشود: گربههایی با نامهای «دشیل» (همنام دشیل هَمِت، Dashiell Hammett) و «نایو» (همنام ادیت نایو مارش، Edith Ngaio Marsh)[2].
پستهایی که کِین نوشت توسط کتابفروشیهای دیگر نیز به اشتراک گذاشته شد و مورد تأیید فروشندگان کتاب قرار گرفت.
پس از آنکه خوانندگان این پستها آنها را در همهجا به اشتراک گذاشتند، کِین آنها را در نشریهای[3] گردآوری کرد با نام «چگونه با آمازون مقابله کنیم و چرا» و نامۀ سرگشادهای خطاب به جف بِزوس، مدیر ارشد اجرایی آمازون، هم به آن اضافه کرد و خوانندگان را به سایر مقالات دربارۀ شیوۀ ادارۀ کسبوکار توسط دومین فروشندۀ بزرگ دنیا ارجاع داد.
این نشریه بیش از ده هزار نسخه فروش رفت. اخیراً کِین نسخۀ کاملشده و گسترشیافتۀ آن را در قالب کتاب هم منتشر کرده، درست در زمانی که وضعیت برای فروشگاههای مستقل، نظیر کتابفروشی کِین، بحرانی است.
بهرغم همهگیری کرونا، فروش کتاب در سال گذشته در کل افزایش داشته منتهی بیشتر برای جاهایی مانند آمازون؛ فروش سایر کتابفروشیها بیش از 28 درصد کاهش یافته است.
حتی در کتابفروشیهایی که فروششان ثابت بوده و یا افزایش داشته، سود کمتر بوده، و چون مشتریان به خرید آنلاین رو آوردهاند، قیمت خدمات پستی افزایش یافته است.
در 2020 در هر هفته بیش از یک کتابفروشی تعطیل شده و حتی آنها که هنوز توانستهاند باقی بمانند با کسری موازنۀ مالی روبهرو هستند و احتمال دارد پیش از پایان همهگیری تعطیل شوند.
کِین در کتابش شرط بقای کسبوکارهای کوچک را در وجود قوانین محکمتری علیه انحصارِ (تراست) میداند، اما تا آن زمان، سرنوشت کتابفروشیها و کسبهای کوچکِ دیگر منوط به پذیرش و علاقۀ خریداران به استدلال کلّیِ دیگر کِین است:
کالاهای ارزانتر، درواقع گرانتر از چیزی هستند که به نظر میرسند و پرداخت بهای بیشتر -از آنچه فکر میکنیم- سرمایهگذاری بهتری است.
کتابفروشی «رِیوِن» در ساختمان لیبرتی هال واقع شده که بخشی از آن به سینماهای مستقل و بخشی به مکانی برای اجرای موسیقی زنده اختصاص دارد.
ریون در 1987 بهوسیلۀ «مری لو رایت» (Mary Lou Wright) و «پت کیدی» (Pat Kehde) که دوستان قدیمی دانشگاهی و عاشق رمانهای معمایی بودند، تأسیس شد.
نام کتابفروشی از شعر معروف ادگار آلنپو گرفته شده است (نام خبرنامۀ کتابفروشی نیز «چنین گفت کلاغ» است)[4].
آنها عضو شبکۀ «خواهران جنایت» (Sisters of Crime) شدند، شبکهای جهانی که خود را وقف کمک و ارتقای حرفهای زنان جنایینویس کرده است، اما رِیوِن خیلی زود از یک کتابفروشی که بر کتابهای معمایی تمرکز داشت، به یک کتابفروشی مناسب برای هر سلیقهای تبدیل شد؛ همراه با رشد شهر لاورنس- بیشتر به خاطر دانشگاه کانزاس، بیمارستان محلی، کارتهای «هالمارک» (Hallmark Cards)- که جمعیت شهر را به حدود یکصد هزار نفر رساند.
«کلی بارت» (Kelly Barth) که 24 سال است در «رِیوِن» کار میکند به من گفت: «ریون آنوقتها کوچکتر بود. در آن روزها همۀ کارهای فهرست کالا و غیره کاغذی بود. ’پت‘ و ’مری لو‘ از این قفسههای نگهداری برگهدان داشتند با صدها هزار برگۀ فهرستنویسی که روی آنها عنوان کتاب و نام نویسنده بود و فهرست موجودی با دست نگهداری میشد.
در قسمت پایین هر کارت تعدادی چهارخانه بود برای ضربدر (X) زدن روی آن. وقتی کتاب جدیدی میآمد، ضربدرهایی روی آن اضافه میشد و با فروش هر کتاب روی آن خط زده میشد.
رسیدها، رسید واقعی دستی بودند و احتمالاً باید با یکی از آن کارتخوانهای پرسروصدای قدیمی کارتهای اعتباری کار میکردند.»
همان سال که «بارت» کار نیمهوقتش را در رِیوِن آغاز کرد، شعبهای از «بوردرز» (Borders)[5] در همان خیابان افتتاح شد. او به من گفت:
«از همان زمان تقابل بین فروشگاههای بزرگ و کوچک وجود داشت و به خاطر دارم که خیلی نگران بودم. من تازه کارم را در آنجا آغاز کرده بودم ولی از همان ابتدا آنجا برایم مکان مقدّسی بود. نگران بودم نکند تمام مشتریانمان را از دست بدهیم.»
اما روز افتتاح «بوردرز» پرفروشترین روز در تاریخ کتابفروشی ریون بود. بارت گفت: «فوقالعاده بود. مردم به بوردرز میرفتند و کتابها را زیرورو میکردند و سپس به ریون میآمدند تا کتابی را که آنجا دیده بودند، به ما سفارش بدهند، همان کاری که امروز با آمازون میکنند.»
اما فروش «رِیوِن» از زمان باز شدن «بوردرز» پانزده درصد کاهش یافت و بارت پس از ربع قرن فروش کتاب، دریافتِ واقعیتری از پرمخاطره بودنِ حرفهاش پیدا کرد.
او گفت: «این حقیقتاً انتخابِ نوع زندگی است. من کتابها را دوست دارم و هرچند ممکن است هیچگاه ثروتمند نشوم، فکر میکنم کارم کار درستی است.»
سارا یانگ که بیش از هجده سال است در ریون کار میکند نیز با این فکر موافق است. او در کتابفروشی شاهد بزرگ شدن بچهها بوده و نهتنها سلیقۀ بعضی از مشتریان دائمی را میداند بلکه سلیقۀ خانواده و وابستگان آنها را نیز میداند چون به آنها برای انتخاب کتاب برای جشنهای تولد و مراسم دیگر کمک کرده است.
یانگ که در کالج بندیکتن (Benedictine College) در اچسن (Atchison) استاد انگلیسی است، تقریباً بلافاصله پس از گرفتن دکتری از دانشگاه کانزاس کارش را در ریون شروع کرد. در موقع پر کردن فرم درخواست کار، با پاسخ دادن به سؤالات مشتریان، کارکنان فروشگاه را متعجب کرد:
«مشتری داشت در مورد یک سری معما در کتابی که میخواست توضیح میداد؛ کتابی که من کاملاً با آن آشنا بودم، بنابراین گفتم شما دنبال کتاب دایان مات دیویدسن (Diane Mott Davidson) میگردید و بلافاصله استخدام شدم.»
برای یانگ کار در کتابفروشی در کنار سالهای اولِ تدریس نوعی ثبات مالی فراهم میکرد؛ او اکنون بیشتر در تعطیلات آخر هفته کار میکند.
بهترین شیفتی که دوست دارد جمعهشبهاست؛ وقتیکه زوجهای جوان پس از صرف شام و کسانی که به دیدن موسیقی زنده و یا سینما رفتهاند، به کتابفروشی سرازیر میشوند؛ حتی یک بار دیوید کرازبی (David Crosby)، آهنگساز و خواننده هم در بین آنها بود. یانگ میگوید: «مثل این است که همه در یک راز بزرگ شریک هستند.
آنها خود را خاص میبینند، نه به مفهوم خودبزرگبینی، بلکه به این معنا که انگار به هم وابسته هستند.»
کِین از همان بار اولی که به کتابفروشی رفت، این نکته را حس کرد. او که اهل کلیولند است، با همسرش برای تحصیلات دانشگاهی به لاورنس نقلمکان کردند.
همسرش موسیقی- درمانگر بود و فوقلیسانسش را در دانشکدۀ موسیقی دانشگاه کانزاس شروع کرد. خودش از درس دادن در دبیرستان دلزده شده بود و دلش میخواست شاعری بیاموزد.
میگوید «به خاطر دارم اولین باری که وارد کتابفروشی شدم، این دو زن را دیدم که داشتند تلاش میکردند ناخنهای گربهای را که جیغ میکشید و تقلا میکرد، بگیرند و با خودم گفتم اینجا جای معرکهای است».
گربه همان «دشیل» بود و یکی از آن دو زن بارت و دیگری هایدی راک (Heidi Raak) که در 2007 هنگامیکه کیدی و رایت خود را بازنشسته کردند، مغازه را از آنها خریده بودند.
راک در 2015 کِین را پس از ماهها پرسه زدن در کتابفروشی استخدام کرد. دو سال بعد، پس از فروش مستقیم چند هزار نسخه کتاب به مشتریان و برگزاری چند صد رویداد (event) ، کِین کتابفروشی را خرید.
به نظر به شوخی شبیه بود و در شبی اتفاق افتاد که او و راک مشغول کار بودند. میگوید: «درواقع روز کاریِ بسیار طولانیای بود و هر دو به شکل غریبی خسته بودیم. داشتیم قفسهها را جابهجا میکردیم تا صندلیهای تاشو را که برای رویدادی کرایه کرده بودیم و تازه رسیده بود، باز کنیم و بچینیم که بالاخره هایدی با نوعی خستگی شدید گفت:
”شاید بهتر باشد که تو اینجا را از من بخری“. او مطمئناً جدّی نمیگفت یا حداقل من اینطور فکر میکردم، اما این حرف در ذهنم جرقهای زد.»
راک مسئولی فوقالعاده عالی برای فروشگاه بود؛ او فهرست موجودی و کارهای اداری را کامپیوتری کرد و یک فهرست ماهانۀ خواندنیها انتشار داد که باعث تحکیم ارتباط بین مؤلفان محلّی و دانشگاههای اطراف شد؛ اما فشار روی فروشگاههای کوچک در سراسر کشور زیاد بود و مرتب بیشتر میشد.
کتابفروشی بوردرز در لاورنس در 2011 تعطیل شد، اما قبل از آن هم دیگر برای ریون تهدیدی محسوب نمیشد. بارت به من گفت: «بعضی وقتها، زمان زمانِ مناسبی است و آدمِ مناسبی هم هست؛ و الآن هم این دنی هست و این زمان. مثل ماجرای داوود و جالوت، البته در اینجا دنی و آمازون.»
کِین گفت هرچند دو سال در کتابفروشی کار کرده بود، اصلاً در مورد ادارۀ آن چیزی نمیدانست. او در دورههای آموزشی سریع اینترنتی برای کتابفروشان نامنویسی کرد و همینطور در انجمن کتابفروشان امریکا که بیش از هزار و هفتصد عضو در سراسر کشور دارد.
از طریق این انجمن او با مشکلات و چالشهای پیش رو آشنا شد. وی گفت: «در ابتدا مشخصاً میدیدم که ما دربارۀ آمازون و گرانتر فروختن و انحصارها و چگونگی کنار آمدن با آنها در بین خودمان صحبت میکنیم. الآن احساس میکنم زمان صحبت کردن دربارۀ این موضوعات با مشتریانمان شده است.
موضوع این نیست که ما ضد آمازون هستیم بلکه ما طرفدار کتابفروشیها و طرفدار جامعه هستیم.» او اضافه میکند: «جداً دلم میخواهد مردم در مورد اینکه پولشان در کجا خرج میشود و چرا، فکر کنند.»
دفاع کِین از ریون بهآسانی نتیجه داد، اما برای آنکه دیدگاههایش را دربارۀ آنچه اخلاق مصرف میدانست بهوضوح بیان کند، زمان لازم بود. شعار «از محلیها خرید کنید» مدتها، از همان اوایل روزگار ظهور «وال مارت» رایج بود ولی کِین به تجدیدعهد با مشتریان اعتقاد داشت.
مشتریانی که نظارهگر شرکتهای بزرگ و نظایر آنان هستند که چگونه سالیانه میلیاردها دلار سود میبرند درحالیکه به کارمندان خود حداقل دستمزد را پرداخت میکنند و این کارگران ازجمله دریافتکنندگان کوپن غذا و سایر برنامههای کمک حکومت هستند (در مطالعهای که سال قبل انجام شد، روشن شد حدود هفتاد درصد از بیش از بیستمیلیوننفری که از کمکهای فدرال استفاده میکنند، شاغلان تماموقت هستند).
معمولاً در دفاع از فروشگاههایی نظیر «وال مارت» یا آمازون اینطور استدلال میشود که اینها با فروش ارزانتر کالا به مشتریان خود خدمت میکنند، ازجمله مشتریانی که توان پرداختِ بیشتر ندارند.
کِین به محدودیتهای این استدلال در جامعۀ محلی خودش پی برد، سود کسبوکارهای بزرگ انحصاری شده ولی هزینه را عموم میپردازند:
«با فعالیتهای مالیاتی و رفاه برای ابرشرکتها[6]، گسترش هرچه بیشتر شرکتی مثل آمازون را آسان میکنیم و البته قیمتهای آنها پایینتر است، اما در عوض این هزینه را از راههای گوناگون با دلارهای مالیاتمان میپردازیم.»
کِین استدلال میکند که اگر همۀ مشتریان آمازون هم هیچگاه آن را ترک نکنند، این امری حیاتی است که ما همۀ کالاها را از یک شرکت خریداری نکنیم و متذکّر میشود هر عملی که به تغییر تصمیمگیری مشتری بینجامد، ممکن است باعث تغییر عادت خرید شود و به تغییرات بزرگتری بینجامد.
او گفت: «منظور فقط کتابها و کتابفروشیها نیست» و اشارهاش به سایر کسبوکارهای محلی در لاورنس است که از آنها خرید میکند.
نشریۀ دیگری که سال قبل به چاپ رساند، با عنوان «USPS (پست امریکا) را نجات دهید؛ نامۀ عاشقانهای به یک مؤسسۀ ضروریِ آمریکایی از طرف کسبوکارهای کوچک»، اقدامی ناشی از آگاهی از این مسئله بود که چقدر خدمات پستی برای جوامع روستایی در سرتاسر مملکت حیاتی هستند و همچنین کسبوکارهای کوچک مانند آنچه او دارد برای خدماتِ ارسال و تحویل، به آن وابسته هستند.
کارکنان «ریون» دیدگاه خودشان را دربارۀ اخلاق مصرف دارند و بعضیشان روشنتر و مشخصتر از بقیه میاندیشند. برای جک هاتورن که کشاورز محصولات ارگانیک و همچنین کتابفروش است و ویترین مغازهها را هم طراحی و اجرا میکند، این درک ناشی از فلسفۀ کار و اجتماع است. او برایم گفت:
«شما میتوانید سبزیجات را از هر فروشگاهی بخرید، بسیار خوب، ولی وقتی بدانید که اینها در کدام مزرعه به عمل آمدهاند، کدام کشاورزان آنها را تولید کردهاند و آنها چقدر به زمین اهمیت میدهند، این تفاوت ایجاد میکند، شما خودتان را جزئی از جامعه خواهید دانست. این امر برای کتابها هم صادق است و همینطور برای هر آنچه میخرید.»
سال گذشته ریون هم یکی از کتابفروشیهای مستقل بسیاری بود که با مشارکت در مقابل روز خرید مشتریان خاصِ[7] آمازون موضعگیری کرد.
بعضی از آنها نشانگری از جعبهای قهوهای در بیرون مغازه قرار دادند و شیشههایشان را با شعارهایی از قبیل «اگر میخواهید آمازون تنها فروشندۀ دنیا باشد، همچنان به خرید خود از آنجا ادامه دهید» و «اینترنت (وایفای) ما رایگان است، اما از آن برای پولدارتر کردن شرکتی که 6/1 تریلیون دلار ثروت دارد، استفاده نکنید.»
در دوران همهگیری کرونا، بعضی از کتابفروشیها تلاش کردند با تجارت الکترونیک سر پا و باز بمانند، آن هم صرفاً با کمک یک شرکت نوپا به نام «بوکشاپ دات اُرگ» (bookshop.org) که کارش را در 2020 شروع کرد و به فروشگاههای مستقل این امکان را میداد تا درگاههای فروشِ شخصی ایجاد کنند.
«بوکشاپ دات اُرگ» خودش را در جایگاه بدیلی برای آمازون قرار داد و شرایطش برای فروشگاهها این بود که سی درصد بهای روی جلد کتاب به فروشندهای که در این سایت کتاب میفروشد، تعلّق میگیرد و ده درصد کل فروش سایت در یک صندوق ذخیره جمعآوری و سپس بهطور مساوی بین کتابفروشیهای مستقل توزیع میشود.
هرچند ممکن است کتابفروشیهایی که از این سایت استفاده میکنند، سود کمتری نسبت به فروش مستقیم کتاب به خریدار ببرند؛ اما برای مغازههای کوچکتر امکان رقابت با مغازههای بزرگتر را فراهم میکند، با ارائۀ امکانات حملونقل سریعتر، بدون هزینۀ بالاسری نظیر مدیریت شبکه یا هزینۀ نقلوانتقال بانکی. درعینحال بعضی از کتابفروشان نگران این هستند که بهجای آنکه «بوک شاپ دات اُرگ» بازار را از آمازون بگیرد، مشتریانِ جاهای مختلفی را که مدعی خدمت رساندن به آنهاست، برای خود جذب کند.
کِین گفت: «واقعاً پیچیده است. چیزی که برای یک فروشگاه مناسب است ممکن است برای یکی دیگر مناسب نباشد.» ریون هم پرتال خودش را در اینترنت دارد و در چند هفتۀ اول همهگیری کرونا، فروشگاه سفارش مشتریانش را به هر پنجاه ایالت آمریکا میفرستاد.
کِین توانست هر یازده کارمندش را نگه دارد؛ برای اولین بار ممکن شد بتواند کارکنانش را بیمۀ درمانی کند. او ادامه داد: «سرزنش دیگران کار سادهای است ولی برای کسبوکارهای کوچک پرداخت حقوق و مزایای بالا بسیار دشوار است و بزرگترین چالش در شغل کتابفروشی عدم ثبات شغلی است.
من برای اطمینان دادن به جوانی که مشتاق کتابفروشی است و اینکه چگونه میتواند با این شغل زندگیاش را بگذراند، چیزهای زیادی میدانم؛ اما فکر نمیکنم عشق به کتاب باید راهی برای استثمار مردم باشد تا کاری را انجام دهند که درآمد کمتری از ارزش خودشان دارد.»
هنگامیکه کِین انتشار «چگونه در برابر آمازون بایستیم و چرا؟» را آغاز کرد در اندیشۀ یک حرفۀ پایدار بود. او برایم گفت: «فکر میکنم که ایدۀ آن به حلقههای ادبی دوران دانشجویی برمیگردد.
آن موقع از آنچه میخواندم نشریهای درست میکردم و آن را به قیمت دو دلار میفروختم و اگر در روز بیست نسخه از آن میفروختم، پول یک باک بنزین هفتگیام درمیآمد.» این حدود همان تعدادی است که فکر میکرد نشریههای ضد آمازونش به فروش برود.
میگوید برخلاف این تصور «بلافاصله پنجاه نسخه به فروش رسید، بعد، از اینکه من مدام پشت میز غذاخوری مشغول منگنه کردن بودم و آنها را آماده میکردم، صدای همسرم درآمد، ولی فروش آنها ادامه داشت. سایر کسبوکارهای کوچک خواهان آن بودند و خانمی یک دسته از آن را سفارش داد تا زیر در همسایگانش بیندازد.»
درنهایت، پس از آنکه کِین حدود چهار هزار نسخه بر روی میز غذاخوری تولید کرد، شرکت «مایکروکازم» (Microcosm) که یک شرکت انتشاراتی مستقل در پرتلند است، به کمک آمد تا پخش آن را به عهده بگیرد.
پس از فروش یک هزار نسخۀ دیگر، رئیسِ «مایکروکازم» به کِین پیشنهاد داد آن را بهصورت کتاب بسط دهد. کِین کتاب را در مدت یک سال نوشت، نیمی از هر فصل به طرح یک دعوی علیه آمازون و نیمۀ دیگر به میانپردههایی دربارۀ «ریون» و کسبوکارهای کوچک مشابه اختصاص داشت. کِین مینویسد: «ما یادگار یا بقایای گذشته نیستیم، موتورهای حرکت جامعه هستیم.
ما برنامههای رایگان ترتیب میدهیم. به خیریهها کمک میکنیم. با کتابخانهها و مؤسسات هنری همکاری میکنیم. این کارها ممکن است در مقابل کسی که میخواهد کرات دیگر را مستعمره کند،[8] کوچک به نظر بیاید، ولی بیگمان برای جامعۀ ما بسیار عظیم و بزرگ است.» این فصلها سادهتر ولی سایر فصلها دشوارتر بودند.
کِین به من گفت: «واضح است که آمازون تمایلی به نابودی و تعطیلی ندارد؛ بنابراین بحث من اصلاً بر سر چیست؟»
در سمپوزیوم ضد انحصار (آنتیتراست) که توسط (A.B.A)، انجمن کتابفروشان امریکا (American Baooksellers Assciation) برگزار شد، کِین با کارهای دو نفر آشنا شد: «مَت استولر» (Matt Stoller) که کتاب جالوت: صد سال نبرد بین قدرتهای انحصارگر و دموکراسی را نوشته و «دیوید دایِن» (David Dayen)، نویسندۀ کتاب در انحصار: زندگی و زمانۀ شرکتهای بزرگ.
کتاب استولر از اوساواتومی (Osawatomie) در کانزاس، جایی نزدیک به لاورنس، آغاز میشود که تئودور روزولت، رئیسجمهور وقت، در سخنرانیاش هنگام افتتاح پارک «جان براون مموریال» سیاستگذاریاش را بر ضد انحصارگرایی مطرح کرد و خواستار اقتصادی شد که در آن ارزشهای انسانی بر حقوق مالکانه ارجحیت داده شده باشد.
روزولت گفت: «من از دادوستد عادلانه حمایت میکنم، اما وقتی میگویم معاملۀ عادلانه منظورم این است که نهتنها از معاملات عادلانه با مقررات فعلی حمایت میکنم بلکه حمایتم شامل تغییراتی نیز میشود که به نفع ایجاد فرصتهای برابر باشد.»
کِین در کتابهای استولر و دایِن برای علاج آسیبی که ریون از امتیاز ناعادلانۀ آمازون دیده بود، چهارچوبی قانونی یافت. همچنین این نویسندگان آشکار میکردند که بهای پرداختی مصرفکنندگان تنها یا حتی برترین معیار خسارتی نیست که شرکتهایی مانند آمازون به رقابتکنندگان کوچک، کارمندان و کارکنان خودشان و مصرفکنندگان تحمیل میکنند.
موارد دیگری نیز ارزش قانونمند شدن دارند؛ ازجمله کیفیتِ تنزل دادهشدۀ کالاهای مصرفکنندگان، اعمال شلوُول قوانین کپیرایت و اجناس تقلّبی، پایین بودن ایمنی کارکنان، پایین نگه داشتن دستمزدها و رفتار با فروشندگان ثالث، علاوه بر اینها در مورد کتاب، آمازون نهتنها آنها را میفروشد بلکه آنها را به چاپ میرساند یا این شرکت هزاران کتاب الکترونیکی (e-book) و صوتی، از نویسندگان پرفروشی مانند دین کونتز (Dean Koontz) و تِروِر نوآ (Trevor Noah) عرضه میکند که کتابفروشیهای مستقل به آنها دسترسی ندارند و همینطور به کتابخانههای عمومی هم اجازۀ دسترسی نمیدهد.
کِین از طریق A.B.A نهتنها با کارهای دایِن و استولر بلکه با استیسی میچل (Stacy Mitchell)، یکی از مدیران مؤسسۀ حمایت از خوداتکایی محلّی (Institute For Local Self-Reliance) نیز آشنا شد.
این آشنایی به او کمک کرد تا ساختار انتقادی گستردهتری را از آمازون بنا کند که شامل مقایسۀ قوانین ضعیف وضعشده در آمریکا با سایر کشورها میشد؛ فرانسه و آلمان از کتابفروشیهایشان بهعنوان سرمایههای فرهنگی محافظت میکنند و سیزده کشور اروپایی قوانینی دارند که حداکثر تخفیف را برای کتابها قائل میشوند.
قوانین مشابه میتوانند برای کتابفروشیهای مستقل اهمیت زیادی پیدا کنند بهخصوص وقتی صحبت از کتابهای پرفروشی در میان باشد مثل جایی که خرچنگها آواز میخوانند میخواند (When The Crawdads Sing).
کِین در یکی دیگر از پستهای پرطرفدارش توضیح داد که اگر او آن کتاب را به قیمت آمازون بفروشد، مثل این است که به خریدار از صندوق مغازه پنج دلار هم دستی بدهد.
او، دلمشغولِ چالشِ مشترکِ منتقدان قیمتگذاریِ آمازون، گفت: «من نمیخواهم مردم فکر کنند که حرف من این است که کتاب باید گران باشد و واقعاً به وجود کتابخانههای عمومی و کتابفروشیهایی که کتاب دستدوم عرضه میکنند اعتقاد دارم؛ اما آن کتابها باارزش هستند و حتماً ارزش پولی را که میپردازید، دارند…»
کِین تأکید میکند فارغ از قیمتگذاری کتاب دلایل دیگری برای خرید از کتابفروشیهای محلّی وجود دارد. کتابفروشی او هیچگاه مکالمات خانوادگی شما را بهصورت پنهانی با «الکسا» (Alexa)[9] ضبط نمیکند و یا تاریخچۀ جستوجوهای اینترنتی شما را به خریداران نمیفروشد و اینکه او سرمایهگذاریاش را در لاورنس انجام خواهد داد، کاری که آمازون نمیکند.
کِین چندین سال اشاره میکند که آمازون مالیات ایالتی نمیپردازد؛ درنتیجه هیچ سهمی از درآمدش به ایالت نمیرسد و ایالت را فقیر میکند.
همچنین مالیات بر درآمد فدرال هم نمیپردازد و یا مقدار فوقالعاده ناچیزی میپردازد، درحالیکه از تخفیفهایِ مالیاتی شهرداریهایی بهرهمند است که شدیداً نیازمند جذب «مرکز پخش» (fulfillment center، مکانی برای انبار کردن کالا و بستهبندی و ارسال آن برای خریداران) هستند؛ مانند یکی از آنها که بهزودی در نزدیکی کانزاسسیتی افتتاح خواهد شد.
«رِیوِن» -برخلاف آمازون- هم از جامعۀ محلی حمایت میکند هم از مؤلفان و نویسندگان محلّی. کتابفروشی به پایداری حرفهای نویسندگان کانزاس کمک کرده است، نویسندگانی مانند برایان گرینوود (Bryn Greenwood) و روزنامهنگارانی مانند سارا اسمارش (Sarah Smarsh) که شروع تور معرفی کتابشان، هارتلند، (Heartland) در ریون و با حضور چندصد نفر از اهالی شهر بود. کِلی بارت هشت سال قبل، یک و نیم دهه پس از آغاز کارش در ریون، اولین کتابش را به نام عیسی خیالی تقریباً مطمئناً واقعی من (My Almost Certainly Real Imaginary Jesus) به چاپ رساند و یک مهمانی ناهار هم در کتابفروشی داد.
پرفروشترین کتاب ریون از آغاز تأسیس کتاب لیدیبرد، کالکتد (Ladybird, Collected) است، مجموعه مقالاتی از مِگ هریفورد (Meg Heriford) که صاحب غذاخوری «لیدیبرد» در همین شهر است.
کتابفروشی سود حاصل از فروش کتاب را به «برنامۀ غذای رایگان هریفورد» اهدا کرد و هر کتاب هزینۀ چهار بسته غذای رایگانی را که لیدیبرد در دوران تعطیلیاش به خاطر همهگیری کرونا توزیع میکند، تأمین میسازد.
گرسنگی و بیکاری در سال گذشته در لاورنس نیز همانند تمام ایالت اوج گرفت. کِین از اینکه ریون در زمانهای که هزاران کسبوکار کوچک تعطیل شدهاند، همچنان رونق داشته سپاسگزار و قدردان است.
تا اواخر همین سال، به مکان جدیدی با دو برابر فضای فعلی نقلمکان خواهد کرد با حدود 450 مترمربع مساحت زیربنا و 150 مترمربع برای قسمت اداری و انجام سفارشها. کِین گفت: «آنچه برای ما نهایت اهمیت دارد، این نیست که چقدر گسترش پیدا میکنیم و یا چقدر مشتریان داخل کشور و یا بینالمللی داریم، مهم این است که ما همیشه در لاورنس میمانیم.
فکر میکنم این همان مفهومی است که برای کسبوکارهای محلّی در سراسر کشور در ذهن دارم. آنها همین کار را در هر جا هستند انجام میدهند، هرچند آنچه ما در لاورنس انجام میدهیم، با جاهای دیگر متفاوت است. این یک الگوریتم ثابت نیست که مشخص کند هر کسی چه کتابی را باید بخواند و از کدام نویسنده.»
کِین میداند جبههگیری علیه آمازون به نظر ترسناک میآید ولی خاطرنشان میکند که حمایت از کسبوکارهای کوچک اینطور نیست. احتمال دارد کنگره در قانونِ منعِ انحصار و اجرای آن اصلاحاتی انجام دهد ولی تا آن زمان تصمیمِ فرد فردِ مشتریان اهمیت فوقالعادهای دارد.
او مینویسد: «خرید یک کتاب از مارگارت اتوود از یک کتابفروشی مستقل تأثیر چندانی بر آمازون ندارد، اما تفاوتش برای یک کتابفروشی محلّی در داشتن یک روزِ با سود و یک روزِ بدون سود است» و این البته برای فروشگاههای ابزارآلات، وسایل برقی و یا اسباببازیفروشی- و تمام کسبوکارهای مستقلّی که مراکز شهرتان را تشکیل و هویت میدهند، یا میدادند ـ صادق است.
*. کیسی سپ (Casey Cep)، عضو هیئت تحریریۀ نیویورکر است و نویسندۀ ساعتهای خشمگین: قتل، کلاهبرداری و آخرین محاکمۀ هارپر لی.
سوتیتر 1:
استولر و دایِن آشکار کردند که بهای پرداختی مصرفکنندگان تنها یا حتی برترین معیار خسارتی نیست که شرکتهایی مانند آمازون به رقابتکنندگان کوچک، کارمندان و کارکنان خودشان و مصرفکنندگان تحمیل میکنند.
موارد دیگری نیز ارزش قانونمند شدن دارند؛ ازجمله کیفیتِ تنزل دادهشدۀ کالاهای مصرفکنندگان، اعمال شلوُول قوانین کپیرایت و اجناس تقلّبی، پایین بودن ایمنی کارکنان، پایین نگه داشتن دستمزدها و رفتار با فروشندگان ثالث.
سوتیتر 2:
فرانسه و آلمان از کتابفروشیهایشان بهعنوان سرمایههای فرهنگی محافظت میکنند و سیزده کشور اروپایی قوانینی دارند که حداکثر تخفیف را برای کتابها قائل میشوند.
قوانین مشابه میتوانند برای کتابفروشیهای مستقل اهمیت زیادی پیدا کنند بهخصوص وقتی صحبت از کتابهای پرفروشی در میان باشد مثل جایی که خرچنگها آواز میخوانند میخواند.
سوتیتر 3:
فارغ از قیمتگذاری کتاب دلایل دیگری برای خرید از کتابفروشیهای محلّی وجود دارد. این کتابفروشیها هیچگاه مکالمات خانوادگی شما را بهصورت پنهانی با «الکسا» ضبط نمیکنند و یا تاریخچۀ جستوجوهای اینترنتی شما را به خریداران نمیفروشد و اینکه سرمایهگذاریشان را در همان منطقه انجام خواهند داد، کاری که آمازون نمیکند.
.[1] این مقاله ترجمهٔ اندکی کوتاهشدهای است از:
Casey Cep, “A Cansas Bookshop’s Fight with Amazon Is About More Than The Price Of Books”, The New Yorker, (March 12, 2021).
.[2] Edith Ngaio Marsh (1895-1982) کارگردان و جنایینویس معروف که بهعنوان یکی از «ملکههای جنایت» شناخته میشود.
.[3] Zine، «زین» (مخفّف مگزین) یا «مج.» (در فارسی، مخفّف مجلّه) یک اثر خودنشر است در شمارگان اندک، تشکیل شده از متون و تصاویر اصلی یا اختصاصی که معمولاً از طریق دستگاه کپی تکثیر میشود. (جهان کتاب)
.[4] Quoth The Raven، ترجیعبند شعر معروف «کلاغ»، از ادگار آلنپو.
.[5] Borders، از فروشگاههای بزرگ و زنجیرهای کتاب و محصولات موسیقی که در 2011 اعلام ورشکستگی کرد و شعبههایش تعطیل شد.
.[6] Corporate Welfare، قیاس یارانهٔ تخصیصیافته به اَبَرشرکتها با پرداختهای رفاهی به اشخاص است.
.[7] Annual Prime Day، تخفیف فوقالعادهٔ دوروزه بر روی تمام کالاهای آمازون برای مشتریانی که با پرداخت حق عضویت سالانه «مشتری خاص» (prime) محسوب میشوند.
.[8] اشاره به جِف بِزوس، رئیس آمازون و شرکت فضانوردی او.
.[9] Alexa، یک وبگاه تحلیلکنندهٔ ترافیک وب و یکی از شرکتهای تابع آمازون است. الکسا در آوریل ۱۹۹۶ کار خود را آغاز کرد و روزبهروز دامنهٔ خدمات و فعالیت خود را در سطح اینترنت گسترش داد؛ همین چندی پیش الکسا خبر داد که از ۱ مه ۲۰۲۲ (اول اردیبهشت ۱۴۰۱) برای همیشه از دسترس خارج خواهد شد.
این مقاله در مجلۀ جهان کتاب به چاپ رسیده است.