زندگینامۀ شازده کوچولو
نسیم وهابی
زندگینامه شازده کوچولو
شازده کوچولو در سال 1943 (1322) از پدری به نام آنتوان دو سنت اگزوپری و مادری به نام خیال در شهر نیویورک به دنیا آمد. از همان اول چندملّیتی و چندزبانه بود. از آنجا که سرزمین پدریاش در جنگ به سر میبُرد، چاپ اول شازده کوچولو در نیویورک صورت گرفت، به صورت دوزبانه، فرانسه و انگلیسی. اما، نطفۀ او سالها قبل، مرحله به مرحله، آرامآرام در ذهن پدر شکل گرفته بود.
در سال 1935 سنت اگزوپری در قطاری که او را به مسکو میبُرد، با زن و شوهری کارگر آشنا شد که به قول خودش بانی هستۀ اولیۀ چهرۀ شخصیت اصلی داستانی شد که هنوز نه نوشته بود نه فکر نوشتنش را داشت: «بین مرد و زن، کودک خوابیده بود. در خواب غلتی زد و نور اندک چراغخواب چهرهاش را بر من نمایان کرد.
چه صورت دوستداشتنیای داشت! ثمرۀ این زوج بود، میوۀ طلاییشان، آمیزۀ دوستداشتنی و مهرانگیز. به پیشانی صاف و خطوط نرم لبها نگاه کردم و گفتم: این چهرۀ یک موسیقیدان است، گویی کودکیِ موتزارت. گویی خود زندگی است. چیزی از شاهزادههای کوچولوی قصهها کم ندارد.»[1] چه بسا اسم شخصیت داستان از همین جا نشئت گرفت.
اواخر همان سال سنت اگزوپری در مسابقه ای (با جایزۀ یکصد و پنجاه هزار فرانک) که وزارت هوانوردی فرانسه برگزار کرد شرکت میکند: شکستن رکود نود و هشت ساعت و پنجاه و دو دقیقه برای پرواز از پاریس به سایگون. سنت اگزوپری شانس خود را آزمایش کرد، و روز دوم حرکت هواپیمایش در صحرایی در نزدیکی لیبی سقوط کرد.
سه روز در صحرا راه رفت و به مرز مرگ از فرط تشنگی رسید تا اینکه بالاخره به کمک کاروان صحرانشینان نجات یافت. میشود گفت که فکر ملاقات «معجزهآسا» مثل «چیزی که از آسمان نازل میشود» از این واقعه در ذهن او ریشه دواند.
میشل کنل در مقدمهای که در چاپ سال 1993 بر این کتاب مینویسد اشاره میکند که کمکم در نامهنگاریهای سنت اگزوپری ردّ طرح و نقشهایی از چنین شخصیتی پدیدار شد.
در بهار 1940 در نامهای به لئون ورث طرح آدمک کوچکی را میکشد که به سیّارهای نگاه میکند که تنها ساکنان آن یک گوسفند است و یک گل رُز.
به این ترتیب شازده کوچولو حدود هفت سال در ذهن سنت اگزوپری رشد کرد تا وقتی که ناشر امریکایی، اوژن رینال، به او سفارش داستانی را داد که قصۀ پسرکی باشد که مدام در حال نقاشی کشیدن است. قرار بود داستان برای کریسمس سال 1942 به چاپ برسد. «شازده کوچولو» ی دوزبانۀ یک سال بعد از آن در نیویورک به چاپ رسید.
ولی شازده کوچولو خیلی زودتر از آنچه انتظار میرفت تنها شد. چرا که یک سال بعد از تولدش در نیویورک، پدرش را از دست داد. سنت اگزوپری که از آغاز جنگ در یگان شناسایی نیروی هوایی فرانسه مشغول به خدمت بود در سال 1942 با هدف تشویق امریکا به شرکت در جنگ در کنار فرانسویها و بر ضد آلمانیها به امریکا رفت.
او که یکی از چهرههای مقاومت فرانسه به شمار میآمد، در بهار سال 1944 دوباره به نیروهای فرانسوی پیوست و تابستان همان سال در حین مأموریتی برای عکسبرداری هوایی، در آبهای جنوب فرانسه، در منطقۀ پرووانس هواپیمایش سقوط کرد و ناپدید شد.
از آنجا که به دلیل وضعیت جنگی تجسس در آبهای فرانسه ناممکن بود، سنت اگزوپری مفقودالاثر اعلام شد. جسد او هیچوقت پیدا نشد، فقط قطعههایی از هواپیمایش، آن هم در سال 2000 در کرانۀ شهر مارسی شناسایی شد.
یک سال بعد از ناپدید شدن سنت اگزوپری، انتشارات گالیمار فرانسه قیّم شازده کوچولو شد که بلافاصله بعد از پایان جنگ در فرانسه به چاپ رسید و بزرگ و برومند شد.
پدر، اگرچه خیلی زود از دنیا رفت، پسر را به چنان پشتوانهای از قدرت، سادگی و تأثیرگذاری مجهز کرده بود که توانست تک و تنها جهان را زیر پا بگذارد.
شازده کوچولو به کمتر زبانی است که ترجمه نشده باشد. ظاهراً بعد از کتاب مقدس، تنها کتابی است که تقریباً به همۀ زبانها ترجمه شده. شازده کوچولو امروز به دویست و هفتاد زبان و گویش حرف میزند، و صد و چهل و پنج میلیون نسخه از آن در جهان به فروش رفته است.
ناگفته نماند، که این رقم مربوط به ترجمهها و فروش نسخههایی است که ناشران آن به واسطۀ رعایت حقوق مؤلف شمارگان خود را به ناشر اصلی اعلام کرده اند. از این رو، متأسفانه، ترجمههای فارسی محمد قاضی، احمد شاملو، ابوالحسن نجفی و… و شمار فروش نسخههای فارسی زبان آن در این آمار به حساب نیامدهاند.
بهجز دنیای کتاب، شازده کوچولو، در انواع مختلف تولیدات سمعی و بصری یا نمایشی سرک کشیده: از فیلم سینمایی و نمایش عروسکی و کتاب گویا، تا اُپرا و کمدی موزیکال، و حدود چهارصد محصول جنبی مثل مداد و کلاه و چراغ خواب و … [2]
پسرک لاغر اندام موطلایی، امروز شخصیتی جهانی است که میتواند جزو میراث فرهنگی همۀ ملل به حساب بیاید. ولی از آنجا که فرانسویتبار است، در این کشور ارزش و اعتبار دیگری دارد، تا آنجا که قبل از اینکه واحد پول اروپا به یورو تغییر یابد، اسکناس پنجاه فرانکی فرانسه رنگ و طرح و نشان شازده کوچولو را داشت:
ولی شازده کوچولو بیشتر شبیه چه کسی بود؟ یا به عبارت خودمانیتر، «به کی رفته بود»؟ برای جواب دادن به این سؤال باید در زندگی و معاشرین سنت اگزوپری جستوجو کرد. شاید اولین رگههای «شازده کوچولویی» از اتفاق مهم زندگی او در نوجوانیاش ریشه گرفتهاند؛ وقتی مرگ برادرش، فرانسوا، او را از نوجوانی به بزرگسالی پرتاب کرد.
کودک بودن و کودک ماندن برای او امری «نوستالژیک» و دریغآمیز شد. چنان که سنت اگزوپری کتاب را به یکی از دوستان قدیمیاش، نویسنده و منتقد هنری، لئون ورث، تقدیم کرد: «به لئون ورٍث، وقتی بچه بود» ( اگرچه بعد از انتشار کتاب اظهار کرد که میبایست آن را به همسرش کونسوئلو تقدیم میکرده که الهامبخش گل سرخ سیارۀ شازده کوچولو بوده).
کودکی برای نویسنده نماد آزادی، آزادگی و بزرگی است؛ ذهن باز و بیکرانی که بزرگسالی و قواعد آن خدشهدارش میکنند. داستان، به نوعی، حکایت «جستوجوی کودکی از دسترفته»ی[3] بشریت است. دنیای آدمبزرگهایی با آرزوهای کوچک و خُلق و خوهای عجیب، که از خطر درختان باوباب که همه چیز را میبلعند غافلاند.
در این بلبشو فقط شازده کوچولو است که میداند از کجا آمده و به کجا میرود و چرا میخواهد برگردد. کودکی که خود زندگی است.
میوۀ طلایی حیات. در شکل گرفتن شخصیت، رفتار، عادات، نحوۀ سوال کردن و کنجکاوی شازده کوچولو بهجز کودکی کوتاه خود نویسنده، اغلب کودکانی که با آنها سروکار داشته، از خواهرزادهاش تا فرزند دوستی که در کانادا میزبان او بوده، سهم داشتهاند.
به جز آن، ملاقاتهایی که سنت اگزوپری در طول زندگی پر سفرش تجربه کرده بود پایۀ اصلی ساختمان این داستان را میسازند که روایت آنها زندگی را از آغاز تا پایان رنگ میبخشند. بیهوده نیست که زندگینامهنویسان سنت اگزوپری این کتاب را به نوعی زندگینامه او میدانند.
این کتاب و این شخصیت تا امروز موضوع صدها پایاننامۀ دکتری در رشتههای ادبیات فرانسه و ادبیات تطبیقی، روانشناسی، فلسفه و نشانهشناسی، و حتی تاریخ سیاسی نیمۀ دوم قرن بیستم بوده است. [4]

در آخر شاید بد نباشد که اشارهای هم به حقوق مادی و معنوی شازده کوچولو بکنیم. بنابر قانون بینالمللی حقوق مؤلف، هفتاد سال بعد از مرگ نویسنده (در بعضی از کشورها مثل ژاپن و کانادا، این دوره به پنجاه سال تقلیل پیدا کرده)، اثر از قید رعایت حقوق مولف آزاد میشود.
به عبارت دیگر، برای ترجمۀ هرگونه اقتباس و برداشت از اثر دیگر نیازی به رعایت قوانینی که حقوق مادی و معنوی اثر را حمایت میکنند نیست. به این ترتیب از سال 2015، شازده کوچولو در همۀ کشورهایی که قائل به رعایت حقوق مؤلف بودند، وارد حوزۀ عامالمنفعه شد؛ همه کشورها بهجز فرانسه، که در آن باید حقوق مادی و معنوی این اثر همچنان تا سال 2032 محفوظ بماند.
علت این امر مرگ آنتوان سنت اگزوپری است، چون از جمله کسانی است که «برای وطن کشته شدهاند»[5] به عبارت دیگر «شهید» محسوب میشود و برای احترام، جامعه موظف است تا نود و هشت سال بعد از مرگ نویسنده حقوق مادی و معنوی آثارش را رعایت کند.
اما خود شازده کوچولو کاری به این اعداد و ارقام ندارد. او امروز هفتاد و سه سال دارد و هنوز که هنوز است برای اینکه بخواهد طرف صحبتش را محک بزند، تصویر مار بوآیی را به او نشان میدهد که یک فیل را قورت داده.
اگر طرف صحبتش بگوید این یک کلاه است، شازده کوچولو راهش را کج میکند و پی کار خودش میرود؛ میفهمد که با یک آدم بزرگ سروکار دارد، یعنی آدمی که نه تخیّل دارد، نه حوصله فکر کردن به احتمالات سخت ممکن.
[1]. Michel Quesnel : Terre des hommes, « les hommes », œuvres complètes, (Paris: Editions Gallimard) tome 1, Pléiade, p . 284.
از مقدمۀ میشل کنل در جلد اول مجموعه آثار سنت اگزوپری (سرزمین انسانها)، (پاریس: گالیمار،)، مجموعۀ پلئیاد، جلد اول، ص 284،.
[2] www.antoinede saintexupery.com; www.lepetitprince.com
[3] Pierre Lassus, « La sagesse du Petit Prince ; A la recherche de l’enfance perdu avec Saint-Exupery » , (Paris: Albin Michel, 2014) .
پیر لاسوس، دانایی شازده کوچولو، با سنت اگزوپری در جستوجوی کودکی از دست رفته، (پاریس: آلبن میشل،2014) (به فارسی ترجمه نشده است).
[4] کافی است نگاهی به سایت آرشیو پایاننامههای دفاع شده در فرانسه انداخت تا وسعت تحقیقاتی که دربارۀ این اثر صورت گرفته یا در حال انجام است، روشن شود: http://www.theses.fr
[5] « Morts pour la France ».
نویسنده و شاعر دیگری که شامل این استثنا شد، گیوم اپولینر بود.
این مقاله در مجلۀ جهان کتاب به چاپ رسیده است.