تماس با ما لوگو

با ما به جهان کتاب‌ها بیایید

وارثان گوگول

وارثان گوگول

وارثان گوگول*

ده چهرۀ جدید رمان روس

ترجمۀ یاسمن مَنو

 

 

 

بوریس اکونین
بوریس اکونین

 بوریس اکونین[1]

نویسنده‌ای که در زمینه‌های مختلف می‌نویسد.

بوریس اکونین، مترجم سابق زبان ژاپنی، با اصلیت گُرجی و شصت‌و‌یک‌ساله، با زبان‌ها و هویت‌های گوناگون تردستی می‌کند. او موفّق شده که مظهر و الگوی روشنفکر آسان‌نویس باشد.

با فروش بیش از سی میلیون نسخه، بدون شک تنها نویسندۀ روس است که هم مخاطب وسیعی دارد و هم خوانندگان غربی را جذب کرده است. هم به‌واسطۀ رمان‌های پلیسی‌اش با شخصیت محبوب فاندورین[2]، کارآگاه بی‌نظیری که پیچیده‌ترین معماهای جنایی را در روسیۀ قبل از انقلاب بلشویکی حل می‌کند، و هم به خاطر داستان‌های دنباله‌داری که ریشه در تاریخ کشورش دارند مشهور است.

نویسندۀ کتاب گامبیت[3] تُرک شیفتۀ تاریخ است و مشغول نوشتن اثر ماندگار و ده جلدیِ «تاریخ روسیه» است. در ضمن باید به تک‌نگاشت‌هایی اشاره کرد که با نام‌های مستعار آنّا بوریسوا[4] و بروسنیکین[5] منتشر می‌کند.

در آلبوم خانوادگی، سه‌گانه‌ای که در فرانسه ناتالیا تورین (بنیان‌گذار انتشارات لوییزون، متخصص ادبیات روس) منتشر کرده است، اکونین با مهارتِ رواییِ بی‌همتا از سی‌سالی می‌گوید که روسیه را دگرگون کرد:

سال‌های انقلابی در آریستونومیا[6] و سپس اوایل قرن بیستم در آلبوم خانوادگی. او شخصیت آنتون، پزشک متخصص بیهوشی، را خلق کرد که در مسکو با یک زن جوان انقلابی سرسخت، میرا دانشجوی پزشکی، آشنا می‌شود. و رمان پلیسی جنایی؟

اکونین که خارج از روسیه زندگی می‌کند (در فرانسه یک قصر خریده) هنوز قهرمانش فاندورین را کنار نگداشته است. و سرانجام این‌که فاندورینِ دُن‌ژوان نوه‌ای دارد که هم‌چون پدربزرگش در دوران تزارها و راهزنان با شروران دوران پوتین به‌راحتی برخورد می‌کند. ای کاش فاندورین در مورد مداخله روسیه در انتخابات آمریکا تحقیق می‌کرد.

 

 

داریا دُنتسوا
داریا دُنتسوا

داریا دُنتسوا[7]

نویسندۀ کتاب‌های پُرفروش

نام اصلی‌اش اگریپینا[8] است و زندگی‌اش خود رمانی است. داریا دنتسوا، نویسندۀ رمان‌های پلیسی و مُجری تلویزیون، زندگی‌اش با شگفتی آغاز شد. پدرومادرش تصمیم گرفتند روز مرگ استالین ازدواج کنند.

در کنار مادربزرگ‌اش در یک آپارتمان اشتراکی بزرگ شد. در یادگیری زبان استعداد داشت و آلمانی را فراگرفت. با رمان‌های بزرگ پلیسی آمریکایی در آلمان و با زبان گوته آشنا شد. در 65 سالگی این شهروند سرزنده مسکو بیشترین خواننده را در روسیه دارد (آثارش به زبان فرانسه ترجمه نشده است).

انتشار بیش از 180 کتاب در طول پانزده سال برخی صاحب‌نظران را نسبت به این زیاده‌نویسی مشکوک کرده است و از خود می‌پرسند آیا پُشتِ بِرَند دنتسوا، چندین نویسنده شب و روز کار نمی‌کنند تا این کتاب‌های پُرفروش منتشر شود؟ او حتی به سرقت ادبی هم متهم شده است. مهم نیست!

این کتاب‌های دنباله‌دار با طرح‌جلدهای پیش‌پاافتاده چنان خواننده جذب کرده که یک «کتابخوان»[9] به نام دنتسوا ساخته شده: تبلت لمسیِ مخصوص طرفدارانش حاوی چهل جلد از آثارش.

در این رمان‌های به‌شدّت خوش‌بینانه، زنانی را می‌بینیم در جست‌وجوی عشق که معمولاً نیز به آن دست می‌یابند؛ آثاری در تمجید از جامعۀ مصرف‌گرا. طنز ابتدایی این آثار نیز مورد علاقه زنان خانه‌دار روسیه است.

 

 

ولادیمیر سوروکین
ولادیمیر سوروکین

ولادیمیر سوروکین[10]

نویسندۀ منفورِ پوتین

شاید بتوان ولادیمیر سوروکین را استاد بزرگ داستان‌های تخیّلی روسی دانست. متولد 1955 در مسکو است. این مجادله‌گرِ دارای تخیّل لجام‌گسیخته، نویسندۀ پانزده کتاب است. قصۀ آخرین کتابش ماناراگا در آینده‌ای می‌گذرد که در آن کتاب‌ها حق شهروندی را از دست داده‌اند.

حتی بدتر: سرآشپزهای معروف غذاهای خود را با آتش زدن کتاب‌ها می‌پزند. در رستوران‌های سه‌ستاره گوشت و ماهی عطرشان را از سوختن چاپ اول شاهکارهای ادبی می‌گیرند، ستایشی از فیلم «فارنهایت 451» و تمثیلی هجوآمیز در مورد آیندۀ چاپ در عصر نتفلیکس.[11]

سوروکین در داستان‌های به‌شدّت سوررئال‌اش جوامع استبدادی را مورد حمله قرار می‌دهد. رژیم روسیه از او به‌شدّت متنفر است، به‌طوری‌که «جوانان طرفدار پوتین» نسخه‌های کتابش پیه خوک آبی‌رنگ را با آرّه برقی قطعه‌قطعه کردند و در مقابل تئاتر بلشویی در کاسۀ توالت بزرگی که ساخته بودند انداختند.

به‌واقع سوروکین استبداد را در همه‌جا می‌بیند. داستان‌هایش یا در دوران استالین می‌گذرد و یا رژیم‌های تمامیت‌خواه مخوف‌تری را به تصویر می‌کشد. مثلاً در کتاب تلوریا[12] بر روی ویرانه‌های اروپا و روسیه، بازگشت به قرون وسطی را در آینده مجسم می‌کند که به‌جز مسکو، همه سرزمین‌ها جمهوری‌های قلّابی هستند.

ذهنی آشفته یا صاحب کشف؟ به‌هرحال مکان‌های جهنمی‌ای که توصیف می‌کند ریشه در واقعیت دارند. در اولین کتاب‌اش صف از ورای صحبت‌های مردم، روزمرگی اهالی مسکو را در صف انتظار در دوران برژنف به تصویر می‌کشد. مردمی که در مقابل ویترین‌های حزن‌انگیز مغازه‌های دولتی اشک و ملال بی‌پایانشان را مرور می‌کنند.

 

واسیلی گولووانف
واسیلی گولووانف

واسیلی گولووانف[13]

مسافر

متولد 1960 در مسکو، این نیکلا بوویه[14] روسی برندۀ جایزه لر بتیون[15] در سال 2008 شد. سفرهای «نامعقول» را دوست دارد و آثارش در بزرگداشت آن‌هاست. رد پای پلاتونور[16] یا خلبنیکوف[17] را دنبال می‌کند، در پی یافتن منشأ رود ولگا است و یا در سرحدّات اورال به جست وجوی مکانی می‌رود که روسیۀ امروز در آن‌جا شکل گرفت.

مسّاحی که به طرز بی‌مانندی قادر است سرزمین مادرش را به نثری پرداخته در عمق تبدیل کند. با کتاب‌هایی هم‌چون فضا و هزارتو قبل از آن‌که به مغولستان سفر کنیم، در کنار دریای خزر از پارک پریاموخینو[18] دیدن می‌کنیم، اما این توصیف صبورانه از مناظر روسیه وسیله‌ای هم هست برای سفر به قلب ادبیاتی که واسیلی گولووانف به پیچ و خم‌هایش وارد می‌شود بی‌آن‌که هرگز در آن‌ها گم شود.

 

گوزل یاخینا
گوزل یاخینا

گوزل یاخینا [19]

کشف تازۀ تاتارها

متولد 1977 در کازان، فیلمنامه‌نویسی آموخته است. از زندگی مادربزرگش الهام گرفت تا اوّلین رمانش را بنویسد: زلیخا چشمانش را باز می‌کند. داستان زنی تاتار که در پانزده‌سالگی ازدواج کرده و سپس در سال‌های دهۀ 1930 به سیبری تبعید می‌شود.

در آن‌جا این زنِ مسلمان عاشق یک مرد کمونیست می‌شود. خانم نویسنده، لودمیلا اولیتاسکایا[20] یا تحسین از این «رمانِ زنانه» که «به دل می‌نشیند» گفته که دارای «سبکی سینمایی» است. این رمان در سال 2015 در روسیه منتشر شد و تاکنون به بیست زبان ترجمه شده است.

 

نیپلیرپ راخاز
نیپلیرپ راخاز

زاخار پریلپین[21]

«شرور» نابغه

متولد 1975 است. خوانندگان کتاب امانوئل کارر[22] در مورد لیمونوف[23] شاید او را به خاطر داشته باشند. مردی سرتراشیده، جذاب، با کفش‌های دکتر مارتین که به عنوان یک Nashol (مبارز حزب اتحاد ملّی روسیه[24]) سرسختِ ساکن نیژنی نوگورود[25] معرفی شده بود.

در آن زمان سه رمان چاپ کرده بود که اولین آن‌ها از تجربه‌اش به عنوان فرمانده نیروهای ویژه در چچن و دوتای دیگر از دوران جوانیِ پُرکارش به عنوان مأمور پلیس و گردن‌کلفتِ بپا در کلوب‌های رقص الهام گرفته شده بود.

کارر درباره‌اش نوشته بود: «نویسنده‌ای بی‌نظیر، جدّی و مهربان که فیلیپ جیان[26] را در ابتدای کار نویسندگی‌اش به یاد می‌آورد، اما جیانی که در جنگ شرکت کرده».

از آن زمان تاکنون پریلپین مرتب کتاب منتشر کرده: داستان‌های کوتاه در مورد مشنگ‌ها و فلک‌زدگان روسیۀ امروز، گاه‌شمار وقایع که چون کوکتل مولوتف عمل می‌کند و در آن‌ها ادعا می‌کند «چپ، جوان و شرور» است.

رمان قطور عاشقانه‌ای نوشته که وقایع‌اش در کولاک آرشیپل سولوسکی می‌گذرد. جوایز متعددی برده، آثارش به بیست زبان ترجمه شده و اقتباس‌های زیادی از آن‌ها برای سینما و تئاتر صورت گرفته است.

این نابغه، پدری خوب، ارتودکس و علاقه‌مند به پانک و جزو گروه الفونک[27] است. در همۀ عرصه‌ها حضور دارد. مونیک سلودزیان[28] دربارۀ او می‌گوید بی‌خود نبود که معاشر و طرفدار لیمونوف بوده است. او هم‌چنین هجونامه‌نویسی با گرایش‌های «محافظه‌کارِ انقلابی» است که رک و بی‌پرده سخن می‌گوید، چه در تلویزیون و چه روی سایت استروبودنایا پرسا[29]  که با همکاری سرگئی چارگونف[30] اداره‌اش می‌کند.

در سال 2012 در همین سایت نامه‌ای طنزآمیز و گزنده خطاب به استالین نوشت و رابطه پیچیده و دوگانه مردم کشورش با دیکتاتور سابق را واکاوی کرد. نامه با این کلمات پایان می‌یافت: «ما همه به تو مدیونیم. لعنت به تو!».

 

یوگنی ودولازکین
یوگنی ودولازکین

 یوگنی ودولازکین [31]

اومبرتو اِکوی روسیه

هرچند هرگاه فرصتی به دستش می‌رسد به چسترتون[32]  اشاره می‌کند اما بی‌شک ودولازکین به اندازۀ او شیرین نیست. این مرد بلندقد متولّد 1964 در کیف بیشتر شبیه راهبی نسخه‌بردار است. شاید این شباهت متأثر از شغلش است:

نویسندۀ موفق کتاب خلبان، متخصص قرون وسطی، وابسته به آکادمی علوم روسیه است که در سن پترزبورگ در مورد متن‌هایی که به زبان روسی قدیم و اسلاویایی کلیسایی نوشته شده تحقیق می‌کند. می‌گوید که برای نوشتن کتاب چهار زندگی آرسنی از مطالعاتش استفاده کرده است.

کتاب در مورد شفادهنده‌ای در قرن پانزدهم است که تنها دغدغه‌اش قدیس شدن است. این رمان باعث شد او را با اومبرتو اِکو مقایسه کنند. روشنفکران در این رمان پست‌مدرنیسم را دیدند در حالی‌که خودش می‌گوید از «نثر خاص قرون وسطی» استفاده کرده است.

حتی کشیشانِ اغلب «سنّت‌گرا» بر این فضیلت در اثرش انگشت گذاشتند که «جوانان را به مذهب علاقه‌مند می‌کند». او خود را از هر نوع تبلیغ نوکیشی جدا می‌داند اما اعتراف می‌کند که: «ایمان به مذهب ارتدکس مرا از بحران پس از مرگ کسی که دوست داشتم نجات داد». برایش یک چیز مسلم است:

موفقیتش نشان می‌دهد که «روسیه در این ده سال اخیر بسیار تغییر کرده، در سال 2000 هیچ‌کس به رمان من علاقه نشان نمی‌داد.»

 

وادیم لونتال
وادیم لونتال

وادیم لونتال[33]

اغواگر

«رمان‌های پرفروش چه آن‌هایی که دربارۀ گولاک‌ها هستند و چه در مورد قرون وسطی همه تاریخی‌اند، گویی می‌خواهیم بفهمیم چه برما گذشته… من نه علاقه و نه توان پرداختن به این موضوعات را دارم. برای من امر حیاتی عشق و یا شاید بیشتر مسائل جنسی است.»

وادیم لونتال متولد 1981 در سن پترزبورگ است. این نویسندۀ جوان در حالی‌که می‌نوشد به زبان انگلیسی سلیس تأکید می‌کند که به سیاست علاقه‌ای ندارد. کتاب سرنوشت ماشارژنیا زندگی هنری و عشقی پیچیدۀ یک کارگردان زن جوان را دنبال می‌کند. آیا نوعی ادبیات خصوصی – خودمانی[34] با شخصیت‌های هیپیِ پولدار در حال شکل گرفتن در روسیه است؟ به‌هرحال لونتال زندگی «کاترین میله»[35] روسی را می‌نویسد و می‌گوید:

«کمی پرنوگرافیک است. فکر می‌کنم تا حدّی مردم را متعجب می‌کند».

 

ویکتور پلوین
ویکتور پلوین

ویکتور پلوین[36]

مهندس پوچ‌گرا

شاید بهترین وارث گوگول این نویسنده باشد. متولد 1962 در مسکو است. گویی در بادیه‌ای از معجون پوچ‌گرایی افتاده است. تحصیلاتش در زمینۀ مهندسی الکترومکانیک او را درمان نکرد. او معتقد است: «دنیا یک شوخی است که خداوند برای خودش تعریف می‌کند».

نویسندۀ کتاب خدایان و مکانیسم‌ها به عنوان خلاق‌ترین هجونویس روسیه بعد از فروپاشی شوروی معروف است. در کتاب اعداد این جنبه از نوشته‌های او بسیار روشن است، اثری طنزآمیز و شسته و رفته که طنز نویسندۀ اوکراینی آندرئی کورکُف[37] را زنده می‌کند.

در این کتاب پسر جوانی را به صحنه می‌آورد که در نظام شوروی سابق که در حال تبدیل به سرمایه‌داری است، زندگی‌اش را وقف عدد 34 کرده است. ساعت شش و 34 دقیقه بیدار می‌شود، «فنجان چای را در 34 جرعه می‌نوشد». فروشندۀ کامپیوتر است در حالی‌که قراردادهایی را که شامل عدد «43» است با بدگمانی بررسی می‌کند (البته عدد 43 لنگۀ اهریمنی عدد 34 است!) در این صورت تعجبی ندارد که ثروتمند شود:

«زمانه و زندگی چنان غیرمنطقی بود که هرکس بر تجزیه و تحلیل و منطقی اتکا داشت تا تصمیمی بگیرد به ابلهی می‌مانست که سعی داشت در هنگام طوفان پاتیناژ کند». پس بهتر که به یک عدد اتکا کنید. بگویید 34.

 

رومن سنچین
رومن سنچین

رومن سنچین[38]

نئورئالیست

متولد سال 1971 در کیزیل است. او برای توجیه این‌که نوشته‌هایش «خیلی شاد نیستند» می‌گوید:

«نویسندگان محبوب من زولا و هویسمن‌اند».

این نویسنده نزدیک به زاخار پریلپین (که او هم نئورئالیست سال‌های 2000 حساب می‌شد) در اثرش چه می‌خواهید؟ زمستان 2011 – 2012 را به تصویر می‌کشد، زمانی که مردم مسکو علیه پوتین تظاهرات کردند و او در آن‌جا بود. «امروز حکومت تمام‌وقت در حال خلق چیزهایی است تا مردم سرگرم شوند.

مثلاً به مردم می‌گویند دشمنان روسیه را محاصره کرده‌اند، حال چه دشمن واقعی و چه غیرواقعی. امّا در سال 2011 حکومت کمی آرام شده بود و مردم خلأیی دیدند و پنداشتند که نمی‌شود گذاشت به جای آن‌ها تصمیم‌گیری کنند.» او این لحظات امید را به خاطر می‌آورد:

«من از نسلی هستم که دوران گذار از سوسیالیسم به سرمایه‌داری وحشی را بسیار بد سپری کرد. نسل بعدی، نسل دخترم، گمگشته‌تر است». در مقابلِ تلویزیونی که سانسور می‌کند و برنامه‌های اضطراب‌آور در مورد پایان جهان را مرتب به نمایش می‌گذارد، سنچین نگارشی  بی‌پیرایه و تقریباً مستند را گزیده که متأثر از زندگی شخصی‌اش است. نتیجه: «فکر می‌کنند که بدبین هستم اما من چنین احساسی ندارم. صرفاً واقعیات را منعکس می‌کنم».

  

سِوِتلانا الکسیِویچ وارثان گوگول
سِوِتلانا الکسیِویچ وارثان گوگول

سِوِتلانا الکسیِویچ[39]

از اوج جایزۀ نوبل‌اش

وجدان بیدار مردم روسیه در 31 ماه مه 1948 در بلاروس از والدینی آموزگار متولد شد. این فارغ‌التحصیل دانشگاه مینسک هنگامی‌که وارد عرصۀ روزنامه‌نگاری شد بیشتر خبرهای مربوط به جشن‌های دهکده‌ها، بازدید آپاراتچیک‌[40]ها و مسابقات تولیدات کشاورزی را پوشش می‌داد.

با صحبت با دهقانان متوجه شد که در زیر پوشش آهنین تبلیغات، واقعیت دیگری پنهان است که باید بیان شود. مانند زمانی که کهنه‌سرباز پیری برایش تعریف کرد که چرا ارتش شوروی در استالینگراد از اسب استفاده نمی‌کرد:

«اسب بلد نیست از روی اجساد بپرد». او، با چاپ پنج شش کتاب، صدای خاموشان را به گوش رساند. مبارزان زن در جنگ جهانی دوم (جنگ چهرۀ زنانه ندارد) و یا شهیدان اتمی در استغاثه، چرنوبیل، گاه‌شمار دنیای آخرزمانی که با شاهدان فاجعه مصاحبه کرد و یا با کمونیست‌های قدیمی که سعی کرد در پایان انسان سرخ آن‌ها را درک کند و یا بازماندگان جنگ افغانستان در معروف‌ترین اثرش تابوت‌هایی از جنس روی.

هنگامی‌که در 1989 این کتاب در روسیه به چاپ رسید بحث و جدل بسیاری برانگیخت. اوّلین بار بود که چهرۀ واقعی جنگ افغانستان از ورای صحبت‌های کسانی که متأثر از آن بودند برملا می‌شد: سربازان، خانوادۀ قربانیان، پزشکان، پرستاران…

در سال 2015 برندۀ جایزۀ نوبل ادبیات شد. جایزه‌ای که با هزاران نفر از مردم گمنام روسیه تقسیم کرد؛ همان کسانی که گفته‌هایشان را جمع‌آوری کرده بود و به عنوان مهم‌ترین آثار روسیۀ امروز باقی خواهند ماند.

 

 

* برگرفته از: , (8-14 Mar. 2018). Nouvel Observateur

[1]. Boriss Akounine

[2]. Fandorine

[3] . Gambit، شخصیت داستان‌های تخیلی ایکس من.

[4]. Anna Borissova

[5]. Brousnikine

[6]. Aristonomia

[7]. Darya Dontsova

[8]. Agrippina

[9].  Reader

[10]. Vladimir Sorokine

[11]. Netflix

[12] .Telluria

[13] .Vassili Golovanov

[14]. Niclcolas Bouvier

[15]. Lauve Baraillan

[16]. Platonor (1899 – 1951)، رمان و نمایشنامه‌نویس و شاعر روس.

[17]. Khlebnikov (1885 – 1922) شاعر و نمایشنامه‌نویس روس.

[18] . Priamoukhino

[19]. Gouzel Yakhina

[20] . Ludmila Oupitskaia، نویسندۀ روس رمان و داستان‌های کوتاه که در سال 2014 جایزۀ دولت اتریش را برای آثارش دریافت کرد.

[21]. Zakhar Prilepin

[22] . Emmanuel Carrere، نویسنده، فیلمنامه‌نویس و کارگردان فرانسوی.

[23] . Limonov، سیاستمدار ، شاعر و رمان‌نویس روس.

[24] . حزب ناسیونالیست افراطی روسیه

[25]. Nijni Novgorod

[26] . Philiphe Djian، نویسنده رمان فرانسوی.

[27]. Elefunk

[28]. Monique Slodzian، استاد دانشگاه فرانسوی، متخصص ادبیات معاصر روسیه.

[29].  Strobodnaia Pressa

[30].  Serguei Chargounov

[31]. Evgueni Vodolazkin

[32] . G. K. Chesterton(1874-1936)، نویسنده، شاعر، فیلسوف، نمایشنامه‌نویس، منقد و روزنامه‌نگار انگلیسی.

[33]. Vadim Levental

[34]. Intimiste

[35] . Cetheline Millet، نویسنده و منتقد هنری که کتابی در مورد زندگی خصوصی‌اش نوشته است.

[36]. Viktor Pelevine

[37]. Andrei Kourkov

[38]. Roman Sentchine

[39]. Svetlana Alexievich

[40] . اعضای دیوانسالاری حزب کمونیست

 

این مقاله در مجلۀ جهان کتاب به چاپ رسیده است.

ادبیات

تاریخ

هنر

فلسه

علم

 

ادبیات

تاریخ

هنر

فلسه

علم

 

ادبیات

تاریخ

هنر

فلسه

علم

 

سبد خرید شما در حال حاضر خالی است.

بازگشت به فروشگاه