دربارۀ ترانۀ مرغ سحر [1]
درباره ترانه مرغ سحر
بهزودی، ترانۀ مرغ سحر به هشتادسالگی خواهد رسید و آنگاه نیز چون امروز (تابستان 1385)، سِحرِ مرغ سحر، ما را به همدلی و همآوازی واخواهد داشت.
نالۀ این مرغ بهاری را بهار در یک خزان سیاسی شنید. نالهای که گویی از پگاهی دوردست آغاز شده و همۀ گروههای پُراِدبار را تا روزگار ما درنوردیده است.
کدام شام تاریک؟- خاطرههای شاعر و ترانهسرای نامدار، اسماعیل نواب صفا را میخواندم. دیدم اشارهای به آن خزان سیاسی کرده و نالۀ بلبل هزارآوای سحرخیز ملکالشعرا را مربوط به «حوادث دوران محمدعلیشاه و بستن مجلس شورای ملّی و بلاتکلیفی مملکت در لحظاتی حساس» انگاشته است.
وی، با اشاره به روایتی از زبان موسی نیداود، میافزاید: «در غیر این صورت، رضاشاه پس از شنیدن این شعر و آهنگ، مجریان آن را مورد محبت قرار نمیداد.»[2] گویی نویسندۀ سادهدل که خود در دورۀ خودکامگی رضاشاهی زیسته، از کارهای او ناآگاه بوده، محبت او را به بازماندگان خودکامگی محمدعلیشاهی و تعیین مقرری را برای سالارالدوله برادر خونریز و آزادیستیزش نمیدانسته است.
وانگهی، از زبان یکی از دو برادر سازندۀ آهنگ مرغ سحر میگوید: «در واقع، ترانهای است که استاد بهار برای مخالفت با رضاشاه سروده است»[3] و این سخن با آن نمیخواند.
دربارۀ زمان سرودن مرغ سحر، به همین بسنده میکنم که بهار، سخنها به نثر و نظم دربارۀ دورۀ مشروطهخواهی گفته و از سرودههای آزادیخواهانۀ خود یاد کرده است.
در آنها، هیچ اشارهای به آن ترانه که بیدرنگ پس از اجرایش در دلها نشست، دیده نمیشود. وانگهی، چنانکه خواهیم دید، در سال 1306 که برای نخستین بار اجرا شد، نام سرایندۀ ترانه را پنهان داشتند.
کسانی هم سرایش آن را به دورۀ زندان یا پس از زندان و تبعید بهار منسوب داشتهاند که بهکلّی نادرست است. در آن هنگام، شاعر- اگرچه مغضوب دستگاه بود- هنوز نمایندگی مجلس را بر عهده داشت.
به روایت استاد شادروان هدایتالله نیرسینا، یک ماه پس از ضبط مرغ سحر با صدای ملوک ضرّابی، شهربانی رضاشاهی جلوی توزیع آن را گرفت.
وی مینویسد: «اما در حدود یک ماه پس از انتشار ترانه، این تصنیف را منع کردند و همین منع و توقیف، انگیزۀ ایجاد بازار سیاه در مورد این صفحۀ شورانگیز شد و قیمت آن از 15به40 تا 50 ریال افزایش یافت.»
امروزه نیز از محبوبیت این تصنیف اندکی کم نشده، گرچه که زمانی نزدیک به 100 سال از آن میگذرد. آنچه مسلم است این تصنیف بهار یادآور دو انقلاب، یعنی انقلاب مشروطه و انقلاب 57 است. شعری که درحقیقت بازگوکنندۀ آرزوها و آرمانهای آزادیخواهانۀ یک ملّت است و در آینده نیز همچنان جایگاه ارزشمند خود را حفظ خواهد کرد.[4]
نخستین اجرای ترانه- نخستین خوانندۀ ترانۀ مرغ سحر، به احتمال قوی خانم ایرانالدوله (هلن) و محل اجرایش باغ سهمالدوله بود که شرحش را خواهم داد.
بعدها، چنانکه آقای دکتر ساسان سپنتا نیز نوشتهاند، این ترانه را ملوک ضرّابی خواند و به صورت صفحه روانه بازار ساخت[5]؛ اما هنوز کسانی بهنادرست، نخستین اجرا را به قمرالملوک وزیری منسوب میکنند و محل آن را هم گراند هتل تهران مینویسند.
شگفت آنکه در چاپهای دیوان شاعر بزرگ ما نیز این اشتباه راهیافته و همان سخنان را با کلّیبافیِ حاکی از بیخبری از انگیزۀ سرایش ترانه، گردآورندۀ ترانهها تکرار کرده است.[6]
روشن است که به سال1306، مانعی در مورد اعلام نام قمر به عنوان خوانندۀ ترانهای در جشن یک روزنامۀ طرفدار رضاشاه، وجود نداشت و اگر او اولین خواننده بود، اعلام میشد.
من ندیدهام در جایی به نخستین اجرای این ترانه اشاره شده باشد و چنانکه گفتیم، برای کسانی دربارۀ زمان سرایش آن نیز ابهامهایی وجود دارد.
ازاینرو، مناسب میبینم شرحی در این زمینه بدهم: در هفتم تیر 1306، روزنامۀ طنزآمیز ناهید جشنی به مناسبت آغاز هفتمین سال انتشار خود برپا کرد و «تصنیف در ماهور» بهعنوان «اثر طبع یکی از اساتید سخن» در آن جشن اجرا شد و متنش را پیوست اولین شمارۀ سال هفتم کردند.
محل اجرا هم «باغ آقای سهمالدوله» بوده است.[7] این تصنیف، بعدها «مرغ سحر» یا «نالۀ مرغ سحر» نام گرفت و سرایندۀ استادش نیز شناسایی شد. متن جدا چاپ شدۀ تصنیف را ضمیمۀ این یادداشت کردهام.

[1]. این مقاله، نخستین بار در مجلۀ بخارا (ش55، مهر و آبان1385) به چاپ رسیده است. یک دو نکته بر آن افزودم.
[2]. اسماعیل نواب صفا، قصۀ شمع (خاطرات هنری)، (تهران: البرز، 1377)، ص344.
[3]. همان، ص341.
[4]. هدایتالله نیرسینا، «خاطراتی از بهار»، رهآورد (چاپ لسآنجلس)، ش۹ (1364).
[5]. ساسان سپنتا، ضبط موسیقی در ایران، (اصفهان: نیما، 1366).
[6]. یحیی معاصر، ترانههای بهار، (تهران: افکار، 1384)، صص11، 48.
[7]. «نمایش به مناسبت تجدید سال ناهید»، ناهید، س7، ش1، 3 تیر 1306.