تماس با ما لوگو

با ما به جهان کتاب‌ها بیایید

افول و ظهور مرموز ادبيات پليسی عرب

افول و ظهور مرموز ادبيات پليسی عرب

افول و ظهور مرموز ادبيات پليسی عرب

مارسيا لينكس كوالي*

 

 

 

هنگامی كه احمد مراد، داستان‌نويس و عكاس مصری چندی پيش اين پرسش را مطرح كرد كه چرا تعداد مصری‌هايی كه داستان پليسی می‌نويسند اين قدر كم است، در ادامه گفت چون اين گونۀ ادبی [در مصر] جديد است «و هر چه نو و جديد است معمولاً با انبوهی از حملات و انتقادها مواجه می‌شود.» آن‌گاه احمد مراد اندكی تأمل كرده و در اصلاح اظهار نظرش افزود: در واقع اين گونۀ ادبی به هيچ وجه نو و جديد نيست.

در واقع اين كه ادبيات پليسی در قاهره و فراسوی آن با يك اقبال عمومی غيرمترقبه روبه‌رو شده و كتاب‌های احمد مراد نيز در صدر كتاب‌های پرفروش قرار دارد، شگفت‌آور نيست؛ شگفت ركود نسبی اين‌گونۀ ادبی در حداقل چند دهۀ اخير است.

ادبيات پليسی از رابطه‌ای ديرينه با خوانندگان عرب برخوردار است. يكی از نمونه‌های اوليۀ ادبيات پليسی را می‌توان در هزار و يك شب يافت.

در حكايت «سه سيب»، سرگذشت ماهيگيری آمده كه صندوق در بسته‌ای را در كنار رود دجله پيدا می‌كند و آن را به هارون‌الرشيد می‌فروشد.

خليفۀ عباسی در آن صندوق جسد قطعه قطعه شدۀ زن جوانی را می‌يابد و از وزير خود می‌خواهد كه معمای اين جنايت را در عرض سه روز كشف كند والا به دست جلاد سپرده خواهد شد.

قرن‌ها گذشت تا بعد از جاافتادن فرايند رسيدگی‌های جنايی در دولت‌های اروپايی، اين‌گونۀ ادبی به صورتی كامل شكوفا گردد؛ داستان‌های كارآگاهی حاصل از اين شكوفايی در جهان عرب با استقبال گسترده‌ای روبه‌رو شد.

شاگرد مدرسه‌ها در كل منطقه ــ به‌ويژه در بيروت و قاهره ــ لحظه‌ای فرصت نداده، فوراً بساط كتاب‌فروشی‌ها را از داستان‌های آرسن لوپن خالی می‌كردند.

نويسندگان شاخصی چون توفيق‌الحكيم و صنع‌الله ابراهيم از شور سرشار خود در ايام جوانی برای خواندن مجموعۀ آرسن لوپن نوشته‌اند.

داستان‌های شرلوك هولمزِ سِرآرتور كانن دُيل و ديگر داستان‌های كارآگاهی انگليس نيز محبوبیت داشت. ولی آرسن لوپن، دزد جنتلمنِ موريس لبلان، حلاوتی ديگر داشت و به يكی از معروف‌ترين و محبوب‌ترين چهره‌های داستانی حوزۀ تخيل ادبی مصر در قرن 20 تبديل شد.

نخستين ترجمۀ عربي ماجراهای آرسن لوپن در سال 1910 منتشر شد؛ هزاران داستان جنايی ديگر نيز به دنبال آمد. جاناتان گويِر، يكی از صاحبنظران اين حوزه، از سال‌های دهۀ 1890 تا 1960 را «دورۀ طلايی ترجمه‌های غيرقانونی داستان‌های جنايی» توصيف كرده است. اين ترجمه‌ها نه فقط خوانندگانی بی‌شمار داشتند، تأثيری نافذ نيز بر جای گذاشتند.

نجيب محفوظ كه به دريافت جايزۀ نوبل در حوزۀ ادبيات نيز نايل آمد، در مصاحبه‌ای با پاريس ريويو حافظ نجيب يكی ديگر از سارقان و زندانيان محبوب را كه 22 داستان كارآگاهی نوشت، از اولين چهره‌هايی توصيف می‌كند كه بر او تأثير نهاد.

محفوظ می‌گويد كه خواندن كتابِ پسرِ جانسون حافظ نجيب زندگی او را دگرگون ساخت. رگه‌هايی از اين تأثير را می‌توان در داستان دزد و سگ‌های نجيب محفوظ كه در سال 1961 منتشر شد رديابی كرد.

اما حوزۀ تأثير داستان‌های كارآگاهی فقط به قاهره و اسكندريه محدود نبود، بلكه در كل شرق مديترانه گسترش يافته، در الجزاير نيز به يك گونۀ محبوب ادبی تبديل شد.

الجزايري‌های فرانسوی زبانی چون ياسمينا خضرا، محمد بن‌آيات و بوعالم صنصال در آن چارچوب قلم زدند. از اين رو شگفت نيست كه آدام شاتز بنويسد: «جنگ داخلی الجزاير از يك منظر، جز يك معمای بزرگ جنايی چيز ديگری نيست».

عرصۀ اين حوزه در الجزائر بيشتر در يد اقتدار ياسمينا خضرا بود كه نام اصلی‌اش ــ محمد مولسهول ــ را مدت‌ها كتمان می‌كرد. مجموعۀ بازرس لوبِ خضرا نه فقط در حوزۀ كتاب‌های فرانسوی‌زبان خواستار داشت، بلكه به زبان‌های ديگر هم ترجمه شده است.

كتاب‌های خضرا همانند جنگ داخلی الجزاير، سرشارِ از خشونت است. ديگر جنايی‌نويسان الجزايری كه راه او را پی گرفتند ــ كسانی چون انوار براهِم نويسندۀ كتاب تكان‌دهندۀ آدم‌ربايی ــ نيز اين رگۀ خشونت را حفظ كرده‌اند.

نويسندگان لبنانی نيز اين‌گونۀ جنايی را از منظر خود نگريسته‌اند. الياس خوری در كتاب نقاب سفيد داستانی پليسی می‌نويسد كه در آن يك روزنامه‌نگار ناشناس در تلاش يافتن قاتل خليل احمد جابر، يك كارمند دولت، بر می‌آيد.

آن‌چه باعث تمايز اين داستان، كه توسط ماريا تابت به انگليسی ترجمه شده، از ديگر داستان‌های مشابه می‌شود آن است كه قاتل هيچ‌گاه شناسايی نمی‌شود و در واقع كل پيام داستان اين است كه هويت قاتل اصلاً اهميت ندارد، آن‌چه مهم است فرهنگ آكنده از خشونتی است كه اين‌گونه جنايات را ممكن و ميسر می‌گرداند.

آن را می‌توان مشابه داستان‌های جنایی ديگری دانست كه در لبنان منتشر شده‌اند؛ از جمله گزارش مهليس به قلم ربيع جابر كه در سال 2013 توسط كريم جيمز ابوزيد ترجمه شد.

 

ادبيات جدّی؟

اما اخيراً چشم‌ها به مصر خيره شده است، به ويژه پس از آن‌كه فيل آبی احمد مراد به فهرست كتاب‌های نامزد جايزۀ بين‌المللی داستان عرب (IPAF) راه يافت؛ اين امر باعث جدل و مناقشه شد، زيرا برخی بر اين باور هستند ‌كه يك داستان جنايی را نمي‌توان در زمرۀ ادبيات جدّی قرار داد.

به رغم تمامی اين بحث‌ها، كتاب فيل آبی به يكی از كتاب‌های پرفروش مصر و منطقه تبديل شده است. متأسفانه ترجمۀ خوب رابين موگر از كتاب سرگيجه ــ نخستين اثر مراد در اين حوزه ــ چنان كه شايد و بايد مورد توجه قرار نگرفت.

در اين كتاب شخصيّت اصلی مُراد همانند بسياری از چهره‌های مشابه در داستان‌های پليسی فرانسوی، با تشكيلات حاكم سر ناسازگاری دارد.

در واقع پليسی او را كه با زن جوانی قدم می‌زند، مورد موآخذه نيز قرار می‌دهد. فقط مراد نيست كه برای به تصوير آوردن مسائل معاصر مصر از نو به يك گونۀ جنايی روي آورده است، رمان‌های مصوری كه اينك بخش قابل ملاحظه‌ای از حوزۀ نشر را به خود اختصاص داده‌اند نيز بر زمينۀ مشابهی استوارند.

موضوع اصلی مترو، نخستين رمان مصور مجدی‌الشافعی مصری يك دستبرد بانكی است و عمليات يك دزد جنتلمن محور اصلی داستان.

ارائۀ تصويری از اين منظر از مصرِ معاصر بايد موجب كدورت خاطر مقامات شده باشد، چرا كه اين كتاب سانسور شد، نويسنده و ناشر نيز هر دو جريمه شدند.

ترجمۀ انگليسی و ايتاليايی آن در دسترس است و نسخه‌های محدودی از آن نيز هنوز در قاهره يافت می‌شوند.

برخی از داستان‌های كوتاه مصوری كه در مجموعۀ «آوتوستراد» گرد آمده‌اند نيز پس‌زمينه‌ای جنايی دارند. اين موضوع در مورد داستان مصور آپارتمانی در باب‌اللوق صدق می‌كند. گنزير يكی از هنرمندانی كه در اين طرح كار می‌كند به جاناتان گويِر گفته است كه تحت تأثير متروی الشافعی قرار دارد كه جای حكومت، جانب جنايتكاران را دارد.

به گفته گنزير «البته و صدالبته بيش از آن كه بتوان پليس والاتباری را مجسم كرد كه از سر خير و احسان، در صدد شناسايی مجرمين بر می‌آيد، بيشتر با كسی احساس نزديكی می‌كنی كه در مقابل حكومت و نظميه ايستاده است».

بازگشت مجدد داستان‌های جنايی به عرصۀ زبان عربی جای خوشوقتی دارد. اميد است كه توسعه و تكامل اين گونۀ ادبی بتواند بخش وسيع‌تری از خوانندگان عرب‌زبان را گرد آورد و در عين حال به يك زيبايی‌شناسی و نقد اجتماعی نوين نيز ميدان دهد.

 

* مأخذ: www.aljazeera.com

جهان کتاب. س 19. ش 11-12. بهمن و اسفند 1393.

شاید به این مطالب هم علاقه‌مند باشید…

بوینوس‌ آیرس buenos-aires

بوینوس‌ آیرس

بوینوس‌آیرس در هزارتوی رمان سیاه آرژانتین آلن لئوتیه[1] ترجمۀ یاسمن مَنو   بوینوس‌ آیرس بوینوس‌آیرس شهر نویسندگان است. فضای نوشته‌هایشان

زنان پليسی نويس

زنان پليسی نويس

زنان پليسی نويس اليزابت لوگرو شاپوی* ترجمۀ ياسمن‌منو         هنگام پرسه‌زنی در يك كتاب‌فروشی، اگر به طور

ادبیات

تاریخ

هنر

فلسفه

علم

ادبیات

تاریخ

هنر

فلسفه

علم

ادبیات

تاریخ

هنر

فلسفه

علم

سبد خرید شما در حال حاضر خالی است.

بازگشت به فروشگاه