تماس با ما لوگو

با ما به جهان کتاب‌ها بیایید

پزشکی و بهداشت در ایران باستان

پزشکی و بهداشت در ایران باستان

پزشکی و بهداشت در ایران باستان[1]

رستم شهزادی[2]

 

 

1. پزشکی

علم طب از علوم بسیار باستانی است و قدمت آن تا زمان پیدایش بشر می‌رسد. اولین باری که بشر خود را گرفتار درد و ناخوشی دید، درصدد چاره‌جویی برآمد و کوشید تا به‌وسیله‌ای سلامتی خود را دوباره به دست آورد و از همان زمان پایۀ این علم نهاده شد.

با اینکه هدف و مقصود طب از نخستین روز پیدایش تاکنون یکی است ولی روش مداوا و طرز معالجه در هر عصر و زمانی متفاوت بود و این علم مراحل بسیار شیرینی را پیموده که تاریخ آن شاید از هر رشتۀ دیگر علوم دلکش‌تر باشد.

 

اولین طرز مداوا و نخستین پزشکان

اولین طرز مداوا چنانکه اکنون هم در بسیاری از نقاط روی زمین مشاهده می‌شود، به‌وسیلۀ خواندن اوراد به عمل می‌آمده زیرا مرض در نظر بشر اولیه در نتیجۀ اذیت و آزار نوعی از ارواح خبیثه بوده که در تن آدمی جایگزین می‌شده و بیرون رفتنش تنها به‌وسیلۀ قسم دادن و تهداد نمودن و خواندن اوراد عملی می‌گشته که اغلب با زدن طبل و رقصیدن دور مریض و گاهی نیز با حرکات عجیب و فریادهای گوش‌خراش همراه بود.

نخستین پزشکان جهان جادوگران و جن‌گیرانی بوده‌اند که شهرت تسخیر ارواح را داشته و علاوه بر شغل پزشکی، عهده‌دار ریاست دینی جامعۀ خود نیز بوده‌اند.

قدمت طب در ایران

در بین ایرانیان عقیده به ارواح خبیثه و جادوان و پریان و خواندن اوراد و افسون و استعمال تعویذ و دعا و طلسم متداول بوده حتی تا امروز هم معمول است.

باوجوداین بنا بر نوشتجات اوستا، کشف نباتات طبّی و درک خواص گیاهان درمان‌بخش از زمان بسیار دیرین در ایران شروع شده و نخستین پزشک ایرانی که امراض را به‌وسیلۀ گیاه و عمل جراحی معالجه می‌کرد، فریدون، پور آبتین، بود.

بدین طریق که هورمزد نخستین بار فریدون را از خواص نباتات و گیاهان درمان‌بخش آگاه ساخت و کاردی مرصّع به او بخشیده شد که با آن عمل جراحی را انجام می‌داد و او بسیاری از بیماری‌ها را نابود ساخت و از خواص میلیون‌ها نباتات باخبر بود. صاحب ناسخ‌التواریخ نیز می‌نویسد که فریدون در علم طب و نجوم، سرآمد اعیان بود و طبیبان را نیکو می‌داشت.

علاوه بر فریدون، اوستا چند نفر دیگر از پزشکان معروف ایران باستان را نیز به ما معرفی می‌کند که ذکر نام آنها خالی از اهمیت نیست ازجمله، یشت بیستم؛ «هوم» را پزشک بزرگی معرفی می‌کند که کاشف گیاه معروف و مقدسی بوده که به نام خود او معروف است. در تمام این یشت از خواص گوناگون فشردۀ این گیاه صحبت به میان است و در همه جا نام هوم با کلمۀ پزشک همراه می‌باشد.

شاهنامه، هوم را عابدی می‌داند که در زمان کیخسرو در کوهی مسکن داشته و چون افراسیاب سیاوش را بکشت و از بیم تعقیب کیخسرو به کوه پناه برد، هوم افراسیاب را دیده و بشناخت و او را گرفته بر او بند نهاد و به کیخسرو سپرد.

یکی دیگر از پزشکان معروف اوستایی، سینای حکیم پور اهوم ستوت (Ahum Stut) است که پیوسته صد شاگرد در محضر درسش حاضر می‌شدند و در حکمت و دانش ید طولایی داشته است. بعداً در افسانه‌های ملی و شاهنامه، همین سینای حکیم به هیکل مرغ معروف سیمرغ درآمد و زخم‌های رستم را در جنگ با اسفندیار معالجه کرد و بالاخره به دستور او، رستم توانست بر دشمن خود پیروز گردد.

فریدالدین عطار در منطق‌الطیر خود، سیمرغ را دانشمند و پزشکی بزرگ دانسته می‌نویسد، او به شاگردان خود طب و حکمت و فلسفه می‌آموخت و هیچ‌گاه از صورت پرنده خارج نمی‌شد.

عمل جراحی در ایران باستان

قدیمی‌ترین اطلاعی که از عمل جراحی در ایران به‌وسیلۀ تواریخ باستان به‌خصوص شاهنامه به ما رسیده است عملی بوده که در هنگام زاییده شدن رستم، پهلوان معروف، نسبت به مادرش رودابه انجام یافته. فردوسی دراین‌باره می‌فرماید:

بیامد یکی موبد چیره‌دست   مر آن ماهرخ را به می ‌کرد مست
بکافید بی رنج پهلوی ماه   بتابید مر بچه را سر ز راه
چنان بی گزندش برون آورید   که کس در جهان این شگفتی ندید

در شاهنامه همچنان از نوشدارو و زخم‌بندی و بخیه زدن زخم‌های عمیق خنجر و تیر و شمشیر، زیاد سخن رفته.

اردیبهشت یشت، پزشکان ایران را به پنج طبقه تقسیم کرده و بنا به درجۀ اهمیت، هر طبقه را قرار زیر نام می‌برد.

  1. «اشو بَیشه‌زه» (ashu-bishaza) یا «اشو پزشک»، پزشکانی بودند که کارشان شست‌وشوی زخم، ضدعفونی کردن آن و زخم‌بندی بوده.
  2. «داتو بَیشه‌زه» (datu-bishaza) یا «داد پزشک»، پزشکانی بودند که در هنگام شیوع امراض یا اوقات دیگر، مردمان را از قوانین بهداشت آگاه می‌ساختند تا از سرایت امراض و تلفات جلوگیری شود و تعداد زیادی از این قوانین و طرز جلوگیری از سرایت امراض در کتاب وندیداد مندرج است و ما را به‌خوبی متوجه اهمیت بهداشت و توسعۀ طب در ایران باستان می‌نماید.
  3. «کَرتو بَیشه‌زه» (caretu-bishaza) یا کاردپزشک (جراحان).
  4. «اُروَرو بَیشه‌زه» (Orvaru-bishaza) یا اُروَر پزشک، پزشکانی بودند که از خواص نباتات طبیعی مطلع بوده و به‌وسیلۀ آن بیماران را مداوا می‌کردند.
  5. «مانترو بیشه‌زه» (montru-bishaza) یا «مانسر پزشک»، پزشکانی بودند که به‌وسیلۀ قرائت اوراد و دمیدن آیات مقدسه، امراض را معالجه می‌کردند و دلایل تأثیر این‌گونه اوراد در وجود آدمی را روان‌شناسان به‌طور تفصیل بیان کرده‌اند. ناگفته نماند که طبقۀ اخیر پزشکان دورۀ اوستایی به‌طور حتم از موبدان و پیشوایان مذهب بوده‌اند.

در وندیداد پرگرد 20 آمده که اهورامزدا ده‌ها هزار گیاهان درمان‌بخش را برای سود بشر بیافرید و آب را خاصیت شفادهندگی بخشید، نامه‌های اوستا جمعاً از سی‌وپنج نوع بیماری سخن رانده و یکایک را نام می‌برد. دینکرد جلد چهار، تعداد امراض را به 433 می‌رساند درصورتی‌که تنها از 9 نوع آن سخن می‌راند.

پزشکان بدون جواز حق معالجه نداشتند

دینکرد جلد 16 صحبت از نامه‌های اوستایی می‌کند که امروز مفقود است و می‌گوید در آنها قوانین صریح و روش خاصی راجع به طرز آزمایش پزشکان و امتحان درجۀ مهارت آنها در امر معالجه مندرج است. باز همین کتاب می‌نویسد که هیچ یک از پزشکان حق نداشتند بدون گذراندن این امتحان و تحصیل جواز پزشکی به شغل طبابت بپردازند.

پزشک جراح تنها وقتی می‌توانست یک نفر ایرانی را عمل کند که سه دفعه با موفقیت همان عمل را بر بدن غیر ایرانی انجام داده باشد. اگر در این آزمایش پزشک در دفعۀ اول توفیق حاصل نمی‌کرد فرصت دوم به او داده می‌شد و هرگاه برای دفعۀ دوم و سوم نیز مریض غیرایرانی بهبودی حاصل نمی‌کرد، دیگر حق نداشت اقدام به عمل کند (وندیداد، پرگرد 7، فقرات 36-40).

میزان مزد پزشک

سازمان پزشکی در ایران باستان بسیار منظم [بود] و عموم پزشکان مجبور بودند قوانین و دستورات واحدی را که گویا از طرف تشکیلاتی شبیه به وزارت بهداری صادر می‌شد، اطاعت کند. یکی از این قوانین طبق وندیداد (پرگرد 7) در خصوص میزان مزدی است که پزشکان می‌بایست در مقابل معالجۀ هر یک از طبقات مردم دریافت دارند.

  1. مزد پزشک در معالجۀ پیشوایان دین و علما و آموزگاران کشور تنها دعای خیر آنان بود.
  2. مزد پزشک در معالجۀ پادشاه و افراد خانوادۀ سلطنتی، درشکۀ چهاراسبه یا قیمت آن به پول رایج بود.
  3. مزد پزشک در معالجۀ رؤسای بزرگ لشکر و استانداران یک اسب یا قیمت آن بود.
  4. مزد پزشک در معالجۀ فرمانداران و تجار معروف شهر، یک شتر یا قیمت آن بود.
  5. مزد پزشک در معالجۀ افراد خانوادۀ ثروتمند، یک الاغ یا قیمت آن بود.
  6. مزد پزشک در معالجۀ افراد خانوادۀ کشاورز، یک گوسفند یا قیمت آن بود.

خانوادۀ فقیر از هر طبقه به‌رایگان معالجه می‌شدند (دینکرد، جلد 16، ص 34). طبق همین کتاب، مردم موظف بودند حق‌المعالجۀ پزشک را بنا بر توانایی خود طبق دستور بالا بپردازند تا آنان نیز بتوانند وسایل زندگی خود را به‌آسودگی فراهم کرده و با خیال آسوده به پیشۀ خود مشغول باشند.

باز در صفحۀ 230 دینکرد (جلد چهارم) آمده است؛ خوراک و لباس پزشکان باید خوب و کافی بوده هر یک دارای اقلاً یک اسب تندرو باشند تا در هر هنگام بتوانند به عیادت بیماران دور و نزدیک بشتابند. پزشکان باید پیوسته به مقدار کافی داروهای لازم و ابزار جراحی کامل در دسترس داشته باشند.

وظایف یک پزشک

جلد چهارم دینکرد: پزشک خوب و محترم کسی است که تنها معالجه را برای بهبودی حال مریض انجام دهد نه برای خاطر مزد. پزشک آزمندی که پیوسته میزان مزد خویش را در نظر دارد، احترام پزشکی و آبروی خود را به اندک وجهی خواهد فروخت.

وظایف پزشک باوجدان آن است که بیماران خود را هر روز در ساعت معیّن با دقت لازم معاینه کند و با کمال دقت مراقب تأثیرات دواهایی که تجویز کرده است باشد. اگر تعویض دوا لازم افتد بدون فوت وقت به آن اقدام کند.

پزشک باید با ناخوشی و بیماری چون دشمن خویش پیکار کند. پزشک باید نیک آموخته و در فن خود مهارت کامل داشته باشد، از خواص داروها به‌خوبی آگاه بوده و پیوسته در پی اکمال تحصیل و تجربیات خود باشد. شکایات مریض را با کمال حوصله و دقت گوش کند و در دردشناسی استاد باشد.

پزشک باید شیرین‌زبان و نجیب و صبور و خداترس و قانع و فروتن باشد. از اجزاء و اندام تن اطلاع کامل داشته باشد وظایف هر یک را به‌خوبی بداند و هرگز برای تحصیل مزد بیشتر، دورۀ مرض را طولانی‌تر نکند (دینکرد، جلد 16، صفحۀ 32).

پزشکان ایرانی حق داشتند بیماران غیرایرانی را معالجه کنند ولی تحصیل جواز پزشکی برای پزشکان غیرایرانی با اشکالات زیادی مواجه می‌شد.

 

از کتاب طب ایرانی، پانزده گفتار از پزشکان و ادیبان معاصر

ادبیات

تاریخ

هنر

فلسه

علم

 

ادبیات

تاریخ

هنر

فلسه

علم

 

ادبیات

تاریخ

هنر

فلسه

علم

 

سبد خرید شما در حال حاضر خالی است.

بازگشت به فروشگاه