سندی دربارۀ نخستین کاربرد واژۀ «ویرایش»
(از مجموعۀ اسناد کریم امامی)
هومن عباسپور
سندی درباره نخستین کاربرد واژه ویرایش
در سال گذشته، سرکار خانم گلی امامی، رئیس هیئتمدیرۀ انجمن صنفی ویراستاران، مجموعهای از اسناد زندهیاد کریم امامی را به انجمن اهدا کردند و این نخستین سندی است که از آن مجموعه منتشر میشود.
این اسناد بهمرور و بعد از مطالعه و تأیید خانم امامی انتشار مییابد و امید است با انتشار آنها گوشههای ناروشنی از تاریخ نشر و ویرایش در ایران روشن شود.
*
همواره اولین کسی که واژۀ «ویرایش» را در معنای امروزی آن به کار برده و اولین متنی که این واژه در آن به کار رفته محل تردید و حدس بوده است.
نگارندۀ این سطور نیز، مانند استاد سیروس پرهام (جهان کتاب، ش ۳۹۰، ص ۷۵)، پیش از یافتن سند حاضر گمان میکرد که این واژه را اولین بار در سال ۱۳۴۱ یا ۱۳۴۲ دکتر محمد مقدم (مغدم) ساخته بوده است.
برخی دیگر، بدون ذکر منبع، از قول دکتر میرشمسالدین ادیبسلطانی، ابداع این واژه را به دکتر احمد تفضلی نسبت دادهاند. با انتشار این نامه، بر این موضوع آگاهتر میشویم. نخست متن نامه:
سهشنبه سوم فروردین ماه ۱۳۷۲
دوست دانشمند مهربانم جناب آقای کریم امامی
امیدوارم که همیشه شادمان و کامیاب باشید. نامۀ بیستوهشتم اسفند ۱۳۷۱ شما دیروز به دستم رسید. سپاسهای فراوان دارم.
تا آنجا که به یاد دارم، واژههای ویراستن و ویرایش و ویراستار و ویراسته را نخست بار در پیشگفتار کتابی با عنوان واژهنامۀ فارسی، بخش چهارم معیار جمالی، از شمس فخری اصفهانی (ویراستۀ دکتر صادق کیا) که دانشگاه تهران آن را در سال ۱۳۳۷ خورشیدی چاپ و نشر کرده است به کار بردهام.
نوروز و سال نو بر شما و خانوادۀ ارجمندتان فرخنده باد.
صادق کیا
*
نکتههایی دربارۀ نامه:
در کتاب معیار جمالی، واژههای برشمرده، به جز «ویراستن»، فقط در مقدمۀ کتاب به کار رفته و هیچیک را در پانوشتهای کتاب و یادداشتهای بخش واژهنامهها و فهرستها و «چند یادداشت» مؤخرۀ کیا نیافتم.
واژههایی که کیا در نامه برشمرده به این صورت در مقدمۀ کتاب به کار رفته است (سیاه کردن حروف و ایرانیک کردن نام کتابها و افزودههای درون قلاب از نگارندۀ این سطور است):
الف) ویراسته/ ویراسته کردن (سه بار):
۱ و ۲. ویراستۀ صادق کیا (روی جلد و صفحۀ تکرار جلد).
۳. نخستین بار آن [= جلد چهارم معیار جمالی] را ایرانشناس روس، کارل زالمان، در ۱۸۸۵ در شهر قازان از روی یک دستنویس و به کمک فرهنگ جهانگیری، مجمعالفرس سروری، غیاثاللغات، کتاب حلیمی، شرفنامۀ احمد منیری، لغات شهنامۀ عبدالقادر بغدادی، لغت نعمتالله، فرهنگ شعوری، سرمۀ سلیمانی، تحفهالاحباب، ویراسته کرد. (ص هجده)
ب) ویرایش (هفت بار، در شش جمله):
۱. زالمان در ویرایش خود سخنی از معیار جمالی و شمس فخری و زندگانی و سرگذشت او نگفته است. (ص هجده)
۲. در همۀ دستنویسهایی که دیده شده برای چند واژهای گواه شعری نیامده. زالمان در ویرایش خود جای آنها را نقطهچین کرده است. (ص هجده)
۳. اینک گزارش پنج دستنویسی که در فراهم کردن این ویرایش به کار رفتهاند. (ص هجده)
۴. پس از این برگ نیز چند برگ دیگر (به اندازۀ ۸ صفحه از ویرایش زالمان) از آن افتاده است. (ص بیستویک)
۵. متن ویرایش ما دستنویس «ع» است (مگر جاهایی که افتاده یا غلط داشته است) و در پانویس همۀ فرقهای [دستنویس] «چ» (ویرایش زالمان) و چهار دستنویس دیگر با آن آورده شده. (ص بیستودو)
۶. ایشان [= سعید نفیسی] ویرایش زالمان و یک دستنویس از فن چهارم معیار جمالی را که از آن در بالا یاد کردیم در دسترس ویراستار گذاشتهاند. (ص بیستودو ـ بیستوسه)
ج) ویراستار (سه بار):
۱. این دستنویس [= دستنویسِ «ک»] از آنِ ویراستار و به بُرش ۳/۱۲ x ۸/۱۶ سانتیمتر است. (ص بیست)
۲. ایشان [= هوشنگ بوزچلو] یک بار فن چهارم معیار جمالی را از روی دستنویس «ک»، که نخست ویراستار بر آن بود که آن را متن و بنیاد کار قرار دهد، رونویس کردهاند. (ص بیستوسه)
۳. ایشان [= سعید نفیسی]… (شاهد ششمِ «ویرایش»).
حال باید چند نکته را دربارۀ این نامه بیان کنم:
۱. روشن است که صادق کیا نامه را در پاسخِ نامهای از کریم امامی (مورخ ۲۸ اسفند ۱۳۷۲) نوشته که در آن از کیا دربارۀ نخستین منبعی پرسیده که واژۀ ویرایش در آن به کار رفته است.
کپی یا چرکنویس نامۀ امامی یا اشارهای به آن را در میان اسناد او نیافتم و امیدوارم روزی اصل نامۀ امامی یا تصویری از آن در میان اسناد صادق کیا یافته شود، بلکه امامی اطلاعات دیگری در این باره داشته و در نامه ذکر کرده بوده و چه بسا با یافتنش موضوع روشنتر شود.
2. «ویراستن» را در پیشگفتار و در پانوشتهای کیا نیافتم. خود او نیز در این نامه تردید خود را با عبارت «تا آنجا که به یاد دارم» نشان داده است.
۳. در مقدمۀ کتاب مذکور، واژههای «ویرایش» و همخانوادههای آن («ویراسته» و «ویراستار») در معنای مربوط به تصحیح متون کهن به کار رفته، نه در معنای ویرایش به معنی عام امروزی آن، و این نشان میدهد که نوگزیدن این واژۀ فارسی میانه در برابر «ادیت» و «ادیتینگ»، که در دهۀ ۱۳۳۰ و حتی بعد از آن نیز رایج بوده، نخست مربوط به تصحیح متون کهن بوده و رفتهرفته به ویرایش متنهای ترجمهای و سپس تألیفی توسع یافته است.
۴. کیا، در پایان سپاسگزاریهای خود، در پیشگفتار همان کتاب، از محمد مقدم با این عبارات سپاسگزاری کرده است:
«بهویژه از استاد دانشمند بزرگوار، دوست و همکار مهربان دیرین آقای دکتر محمد مقدم، استاد زبانشناسی در دانشگاه تهران، که همواره از همکاری و راهنمایی ایشان برخوردار بوده است سپاسگزاری میکند.» (ص بیستوچهار)
شاید از سر سختگیری بتوانیم حدس بزنیم که سپاسگزاری کیا از مقدم به این علت بوده باشد که این کلمه را از او گرفته ولی بههرحال خود کیا بدان تصریح نکرده است. این حدسِ متقنی نیست و اثباتش نیاز به مدرک دارد.
با وجود همۀ این حدسها، و حدسهای بیشتری که میتوان زد، تا یافتن مدرک روشنگر دیگر، فعلاً باید صادق کیا را واضع واژۀ «ویرایش» و واژههای همخانوادۀ آن بدانیم و کتاب معیار جمالی، منتشرشده در ۱۳۳۷، را در حکم نخستین سند کاربرد این واژهها بپذیریم.
این مقاله در مجلۀ جهان کتاب به چاپ رسیده است.