تماس با ما لوگو

با ما به جهان کتاب‌ها بیایید

نتایج جست و جو

رازهای پنهان سربازرس مگره ژرژ سیمنون

رازهای پنهان سربازرس مگره ژرژ سیمنون

ترکی در دیوار رازهای پنهان سربازرس مگره ژرژ سیمنون آدام گاپنیک*  ترجمهٔ سعید پزشک       هرکدام از نویسندگان بزرگ فرانسویِ قرن گذشته در هنگام به یاد آوردنشان رنگ خاصی را معمولاً در ذهن زنده می‌کنند، ته‌رنگی که از آثارشان بر تصوراتمان نقش می‌بندد. پروست تماماً بنفش است، حال

مگره و قضیه ناحور

مگره و قضیه ناحور

مگره و قضیه ناحور

 

 

در یک شب سرد زمستانی در پاریس، دکتر پاردُن، دوست قدیمی مگره، با تلفن او را از خواب بیدار می‌کند: زنی ناشناس با زخم گلوله به مطب او آمده و پس از درمان اولیه، ناپدید شده است. ساعاتی بعد، جسد فلیکس ناحور، قمارباز حرفه‌ای لبنانی، در خانۀ مجللش پیدا می‌شود.
مگره در جریان تحقیقات خود با شبکۀ پیچیده‌ای از روابط، حسادت، عشق و دروغ روبه‌رو می‌شود که همه به گونه‌ای به همسر جذاب ناحور و اطرافیانش ارتباط می‌یابند…

جهان کتاب 415

جهان کتاب 415

مجله جهان کتاب جایی برای عاشقان کتاب

در این شماره از مجلۀ جهان کتاب می‌خوانید:

 

 

شمارۀ جدید جهان کتاب منتشر شد

سال سی‌ام. شمارۀ 415

بهمن و اسفند 1404

[انتشار: اردیبهشت ۱۴۰۵]

 

در این شماره:

زیر سایۀ درخت سیب/ غزل انداوه

ملّا باجی/ علی خزاعی‌فر

*

رندی آموز / علی معین صمدانی

انگلیس بداند!/ کاوه بیات

چهار جُستار دربارۀ چهار نویسنده / طلیعه خادمیان

یأس زودهنگام روشنفکران/ انوش صالحی

رمانی فراسوی تصحیح/ حسین رسول‌زاده

میلادِ نیمه‌مرد، نیمه‌زن/ مرضیه کهرانی

با سرودخوانِ عشق و خاطره در کوچه‌های قاهره/ سیّد حسام فروزان

روان‌شناسی اخلاقی– فلسفی / فهیمه خادمیان

گریه کن و تسلّی نیاب / کارل اووه کِنَوس‌گورد، ترجمهٔ غزاله صدر منوچهری

معنای «نبرد من»/ ریچارد اِوانز

درآمد و هزینۀ زندگی پشت پردۀ آهنین / مجید رُهبانی

*

ویرایش در دورۀ رو به انقلاب/ عبدالحسین آذرنگ و مروارید رفوگران

مهدی اخوان ثالث و شناختش از معمّای تاریخی و غم‌آلود ایران/ کامیار عابدی

ظهور کلان‌تأثیرگذاران/ فیلیپ دولیتسکی و لوک مون

ظهور کمیسر مگره/ ترجمۀ عباس آگاهی

*

هزار و یک داستان / زری نعیمی

معرفی کوتاه

تازه‌های بازار کتاب / فرّخ امیرفریار

از دل نمی‌رود اگر از پیشِ رو برفت/ مجدالدین کیوانی

کتابدارِ فیلسوف/ فرّخ امیرفریار

درگذشتگان

نمایه

 

 

شما می‌توانید مجلۀ جهان کتاب را مشترک شوید و هر شماره را هم‌زمان با انتشار از طریق پست پیشتاز دریافت کنید.

برای اشتراک به سایت جهان کتاب مراجعه کنید و یا با ما تماس بگیرید:

02166968097-98

همچنین می‌توانید شماره‌های قبلی مجله را با تخفیف 10 درصد از سایت جهان کتاب تهیه کنید.

همچنین می‌توانید جهان کتاب را در اپلیکیشن‌ طاقچه بخوانید:www.taaghche.ir

تماشای كارآگاه

تماشای كارآگاه

تماشای كارآگاه مارك لاوسون       مارك لاوسون، نويسنده و روزنامه‌نگاری بريتانيايی بيشتر به خاطر برنامه‌های راديويی‌اش در «راديو چهار بی‌بی‌سی» شهرت دارد، اما در روزنامۀ گاردين نيز ستون ثابتی دارد. آنچه اينك ترجمۀ آن ارائه می‌شود ـ همان‌گونه كه در سر‌آغاز مطلب نيز خاطرنشان شده است ـ نوعی

سگ زرد

سگ زرد

سگ زرد

 

 

 

به جان یک تاجر سرشناس و از مشتریان کافۀ اصلی بندر کُنکارنو سوءقصد می‌شود. سربازرس مگره به همراه دستیار تازه‌کارش روانۀ این شهر مِه‌آلود و دلگیر می‌شوند. اما سوء‌قصدهای دیگری مردان بانفوذ محل را هدف می‌گیرد و حضور اسرارآمیز سگی زردرنگ و ناشناس بر دلهرۀ اهالی شهر می‌افزاید…

مجموعه نقاب مجموعه ادبیات پلیسی نشر جهان کتاب

مجموعه نقاب

مجموعه نقاب       «مجموعۀ نقاب» عنوان سلسله کتاب‌هایی است در سبک جنایی/ کارآگاهی و معمایی. در این مجموعه، آثار برگزیده‌ای از نویسندگان نام‌آور و صاحب‌سبک این ژانر ادبی به فارسی ترجمه شده است. نخستین کتاب از «مجموعۀ نقاب» در سال 1389 منتشر شد و تا امروز (دی ماه

در حوالی کتاب: مارگارت اَتوود ترجمه ی مژده دقیقی

در حوالی کتاب مارگارت اتوود

در حوالی کتاب مارگارت اتوود ترجمۀ مژده دقیقی       خوانندگان نیویورک تایمز بوک ریویو هر یکشنبه منتظرند ببینند کدام رمان‌نویس، تاریخ‌نگار، نویسندۀ داستان کوتاه یا هنرمندی این هفته مهمان بخش محبوبِ «حوالی کتاب» (By The Book) است. این گفت‌وگوها را پاملا پُل انجام می‌دهد که از 2013 تا

تقدیر از ژرژ سیمنون

تقدير از ژرژ سيمنون

تقدير از ژرژ سيمنون1 10 اثری كه نويسندگان بزرگ جهان برگزيدند                                                                                                                                                                      ژروم دوپويي2 ترجمۀ ياسمن‌منو   چه‌گونه می‌توان در بين صدها اثر خالق مگره انتخاب كرد. مجلۀ لير به نويسندگان دوستدار رمان‌نويس بلژيكی و انتخاب آن‌ها اعتماد می‌كند. اين آثار محبوب آن‌هاست.   ربر برازياك3:

سیمنون در سایۀ مگره

سیمنون در سایه ی مگره

سیمنون در سایه ی مگره عباس آگاهی           مجله ی لاکرو  در شماره ی ژوئیه ی 2023 خود، بخش مهمی را به مناسبت صد و بیست‌سالگی تولّد ژرژ سیمنون، به او اختصاص داده است. در واقع سیمنون یکی از پُر اثرترین نویسندگان قرن بیستم به شمار

درباره ی رمان های پلیسی بخوانید

شخصيت‌های رمان‌های سياه

قهرمان شخصيت‌های رمان‌های سياه كريستين فرنيو و ميشل آبسكت ترجمة ياسمن ‌مَنو قهرمان‌هاي رمان‌هاي پليسي و سياه خسته‌اند؛ همچون كورت والاندر (Kurt Wallander)، شخصيّت محبوب نويسندۀ سوئدي هنينگ مانكل (Henning Mandell). در كتاب مردي كه مي‌خندد در سال 1994 مانكل آشفتگي كارآگاه خود را اين‌طور توصيف مي‌كند: «هر روز صبح

مگره می‌ترسد

مگره می‌ترسد

با این شدت و سماجت، باران دیگر فقط باران نبود و باد هم فقط باد سرد نبود.
باد و باران تبدیل به شرارت طبیعت شده بودند.

چند دقیقه پیش، مگره در روی سکوی بی‌سرپناه ایستگاه راه‌آهن، آنچنان از این زمستان پایان ناپذیر به ستوه آمده بود که با خود اندیشی این زمستان حیوان به دام افتاده‌ای است که تا جایی که می‌تواند به حمله ادامه می‌دهد…

مگره و مردمان محترم

مگره و مردمان محترم

مگره و مردمان محترم
هر دو، در چند قدمی ساختمان، مثل آدم‌هایی که مرددند از یکدیگر جدا شوند، در پیاده‌رو ایستاده بودند. قطرات بسیار ریز و تقریبا نامرئی باران می‌بارید. از انتهای کوچه، آوای ظریف ناقوسی که طنین ناقوس‌هایی دیگر، در جهات مخالف، به آن پاسخ می‌گفت، به گوش می‌رسید…

قضیۀ سَن‌فیاکْر مجله 407

قضیه سن‌فیاکر

صد و شانزدهمین عنوان از مجموعه نقاب با ترجمه ی عباس آگاهی منتشر شد.

 

قضیه سن‌فیاکر

 

 

 

 

نامه‌ای بدون امضا، به پلیس دربارۀ وقوع یک قتل هشدار می‌دهد. محل جنایت کلیسای سَن‌فیاکْر است. این نامه از کیست…

به این ترتیب سربازرس مگره روانۀ روستای زادگاهش می‌شود.

جایی که پدرش به مدت سی سال مباشر قصر اربابی بود و هر  گوشۀ آن خاطره‌ای را برایش زنده می‌کند.

در  روز موعود، کنتس دو سَن‌فیاکْر در مراسم عشاء ربّانی، درست پیش چشم مگره، بر اثر حملۀ قلبی جان می‌سپارد. آلت قتل یک بریدۀ روزنامۀ جعلی است…

 

 

سر بازرس مگره در قضیه‌ی سن فیاکر اثر ژرژ سیمنون و ترجمه‌ی عباس آگاهی

صد و شانزدهمین عنوان از مجموعه‌ی نقاب

 

مگره

📌 از مجموعۀ نقاب منتشر شد:

نقاب ۱۱۵

مگــــره

ژرژ سیمنون
ترجمۀ عباس آگاهی

 

| 134 ص | 120000 تومان | چاپ اول |

 

 

مجلۀ لاکرو  در شمارۀ ژوئیۀ 2023 خود، بخش مهمی را به مناسبت صد و بیست‌سالگی تولّد ژرژ سیمنون، به او اختصاص داده است. در واقع سیمنون یکی از پُر اثرترین نویسندگان قرن بیستم به شمار می‌رود و نزدیک به دویست رمان با نام‌های مستعار و هفتاد رمانِ «مِگرِه» از خود به یادگار گذاشته است.

 

امروز بیشتر آثار او را به صورت فیلم سینمایی یا تلویزیونی، و به اغلب زبان‌های خارجی، در اختیار داریم. او را مرد همه‌گونه زیاده‌روی توصیف کرده‌اند. ثروت هنگفتی از طریق آثارش به دست آورده و به گفتۀ خودش «اغلب با وحشت نیازمند شدن، که از مادرش به ارث برده» زیسته است. از شانزده‌سالگی به‌عنوان روزنامه‌نگار، در شهر زادگاهش در بلژیک، به کار مشغول شده است.

 

ولی در اولین فرصت خود را به پاریس رسانده و با خلق شخصیت داستانی کمیسر مگره به شهرت و ثروت رسیده است. امّا این مگره مردی معمولی است که به کنکاش در زوایای روان انسانی می‌پردازد، هیچ‌گاه از مسیری که سیمنون برایش ترسیم کرده، یعنی فهمیدن و قضاوت نکردن، تجاوز نمی‌کند و امروز، هنوز برای خیلی‌ها، همانند خود سیمنون، معمّای سربه‌مُهری باقی مانده است…

جهان کتاب 402

جهان کتاب 402

جهان کتاب 402       📌 در این شماره: «ستارۀ سَحَری…»/ پرویز دوائی قسمت: نخستین و بزرگ‌ترین و دشوارترین درسِ گردآوریِ فرش/ سیروس پرهام نیم‌رخ/ مصطفی کاظمی * تحریفات ملّی‌گرایانه و ملّی‌گرایان مدرن/ پائولا اورساتی، ترجمۀ مهدی رحیم‌پور در بایستگیِ بازویراییِ مناقب العارفین/ سیّد محمدحسین میرفخرائی کاری کارستان در

کافه دوپولی

کافۀ دوپولی

کافۀ دوپولی     سربازرس مگره برای آخرین دیدار با یک جوان محکوم به اعدام به سلول او می‌رود. ژان لونوار، سردستۀ یک گروه تبهکار، به او اطلاع می‌دهد که شش سال پیش به همراه دوستش شاهد به آب انداختن یک جسد در کانال سن‌-‌مارتن بوده‌اند و به مدت دو

مگره و مرد بی خانمان

مگره و مرد بی‌خانمان

مگره و مرد بی‌خانمان     در یک شب بهاری، دو  کشتیران فلاماندی مرد بی‌خانمانی را  که به‌شدّت مجروح شده بود از رودخانۀ سِن بیرون می‌‌کشند. سربازرس مگره، به‌رغم خودداری مرد از سخن گفتن، به هویت او پی می‌برد: فرانسوا  کلر، پزشک سابق، که از  سال‌ها پیش همسر  و زندگی

شب چهارراه

شب چهارراه

نقاب 112

شب چهارراه

ژرژ سیمنون
ترجمۀ عباس آگاهی

هفده ساعت بازجویی بی‌وقفه از کارل آندرسن بی‌نتیجه‌ به پایان می‌رسد. او یا بیگناه است و یا دروغگویی بی‌نظیر. اما مرد دانمارکی نه با مقاومت جسمی و روانی، بلکه با تشخّص و نزاکت اشراف‌منشانۀ خود بر مگره تأثیر گذاشته است…

با این حال او نمی‌تواند توضیح دهد که جسد یک تاجر الماس در گاراژ خانۀ او چه می‌کند. خانه‌ای واقع در حومۀ پاریس، در چهارراه «سه بیوه‌زن». جایی که داستانی سراسر فریبکاری و خیانت شکل می‌گیرد.

دیوانه برژراک

دیوانه برژراک

نقاب 101

دیوانۀ بِرژِراک

ژرژ سیمنون
ترجمۀ عباس آگاهی

سربازرس مگره به دعوت یکی از همکاران پیشین خود عازم دُردُنی است که می‌بیند یکی از مسافران از قطارِ در حال حرکت به بیرون می‌پرد. او هم بی‌درنگ چنین می‌کند اما بلافاصله هدف شلیک گلوله قرار می‌گیرد.

مگره در بیمارستانی در بِرژِراک باخبر می‌شود که در آن شهر کوچک قتل‌هایی به دست فردی ناشناس صورت گرفته است. قاتلی که مردم محلی او را «دیوانۀ برژراک» می‌نامند…

 

کتاب دیوانه برژراک از ژرژ سیمنون و با ترجم عباس آگاهی منتشر شد.

خشم مگره

خشم مگره         امیل بوله، صاحب چند کافۀ شبانه در محلۀ مومارتر پاریس، ناپدید ‌شد. او به طور معمول هر شب از یک کافه به کافۀ دیگر سر می زد و پیش از ساعت چهار صبح به خانه و نزد همسرش بازمی‌گشت. پیکر بی‌جان بوله دو روز

مگره در آبگرم ویشی

مگره در آبگرم ویشی

از مجموعۀ نقاب منتشر شد:

نقاب 103

مگره در آبگرم ویشی
ژرژ سیمنون
ترجمۀ عباس آگاهی

سربازرس مِگرِه به توصیۀ دوست و پزشک خانوادگی‌اش، دکتر پاردُن، برای استراحتِ درمانی راهی آبگرم ویشی می‌شود.

همسرش در این سفر همراه اوست. برنامۀ روزانۀ آنها عبارت است از: چند کیلومتر پیاده‌روی، سرزدن به چشمه‌های آب معدنی و نوشیدن مقدار معینی از آب‌هایی که خواص درمانی دارند…

اما آرامش و آسودگی خیال سربازرس چندان دوام نمی‌یابد و با وقوع قتل مرموز زنی از اهالی ویشی به پایان می‌رسد…

مگره در پیکراتس

مگره در پیکراتس

📌صدمین نقاب منتشر شد:

مگره در پیکراتس
ژرژ سیمنون
ترجمۀ عباس آگاهی

رقعی. 174ص. 70000 تومان (چاپ اول)
◽️
در ساعت چهار و نیم بامداد، دختر جوانی که به‌زحمت روی پایش بند بود وارد کلانتری کوچهٔ لارُشفوکو ‌شد. آرلِت، رقاص کابارهٔ پیکراتْس، آمده بود تا از جنایتی قریب‌الوقوع خبر دهد.

او ادعا می‌کرد که به طور اتفاقی شنیده که دو مرد قصد جان یک کُنتس را دارند. اما پس از گذشت چند ساعت و بازیافتن هشیاری‌اش، آنچه را که گفته بود پس گرفت. سربازرس ژول مگره هنگامی وارد ماجرا شد که پیکر بی‌جان آرلِت را در خانه اش ‌یافتند…

از این کتاب چندین روایت‌ سینمایی در اروپا و نیز ژاپن ساخته شده است. سیمنون در این رمان تصویری دقیق، بی‌ادعا و بدون ‌پیشداوری از فضای حاکم بر زندگی شبانهٔ محلّهٔ مومارتر و پیگال پاریس ترسیم کرده است.

مگره و خبرچین

مگره و خبرچین

مگره و خبرچین

موریس مارسیا صاحب رستوران بزرگ و مشهور لاساردین بود. رستورانی که در آن هم رجال سرشناس و هنرمندان پاریس را می‌شد یافت و هم سرکردگان باندهای تبهکار را. پیکر بی‌جان او را شب‌هنگام در پیاده‌روی خیابانی در مومارتر یافتند.
سربازرس مِگرِه، که از گذشتهٔ مارسیا به‌خوبی باخبر است، تحقیقات خود را از خانهٔ مجلل و همسر جوان او آغاز می‌کند…

مگره و بانوی سالخورده

مگره و بانوی سالخورده

مگره و بانوی سالخورده

بانویی سالخورده‌ و آراسته، به سربازرس مِگرِه مراجعه می‌کند. او والانتین بیوهٔ فردینان بِسُن، کارخانه‌دار معروفی است که پیش از ورشکستگی ثروت زیادی داشت.

والانتین خبر می‌دهد که خدمتکار جوانش بر اثر نوشیدن باقیماندهٔ لیوان آبی حاوی داروی خواب‌آور درگذشته است. در اصل این لیوان به والانتین تعلق داشت که هرشب، پیش از رفتن به رختخواب، همین دارو را می‌نوشیده است.

او این حادثه را نشانه‌ای از سوء‌قصد به شخص خود تلقی می‌کند.
سربازرس مِگرِه تحقیقات را از اِتروتا، شهر کوچکی در ساحل دریا، آغاز می‌کند و به‌زودی درمی‌یابد که ماجرا پیچیده‌تر از آن است که در آغاز به نظر می‌رسید…

کتاب مگره از خود دفاع می کند

مگره از خود دفاع می کند

مگره از خود دفاع می کند

 

 

 

مِگرِه از خود دفاع می‌کند. نوشتۀ ژرژ سیمنون و از مجموعه رمان‌های «سربازرس مگره». نام سیمنون برای خوانندگان ایرانی آشناست و تاکنون آثار زیادی از وی به فارسی ترجمه شده است. سیمنون با 192 رمان و 158 داستان کوتاه یکی از پرکارترین نویسندگان جهان به شمار می‌رود.

در این کتاب، سربازرس مگره خود در جایگاه متهم قرار گرفته است. افرادی ناشناس دامی بر سر راه او پهن می‌کنند که مگره نادانسته در آن می‌افتد.

دختری جوان که بعد معلوم می‌شود به خانواده‌ای بانفوذ تعلق دارد، مگره را متهم به سوءاستفاده از موقعیت، فساد اخلاق و رفتار خارج از شئون حرفه‌ای می‌کند. اتهامی که باعث تعلیق مگره از کار می‌شود. سربازرس درصدد یافتن علت این پرونده‌سازی حساب‌شده و دقیق بر می‌آید که هدفی جز خارج کردن قاطع و دائمی وی از میدان ندارد. مگره در مسیر تحقیقات خود از جاها و ماجراهایی سر در می‌آورد که برایش نامنتظر است.

او در نهایت از جنایاتی پرده برمی‌دارد که در آغاز ماجرا هیچ کس اطلاعی از آن‌ها نداشته است.

تردید مگره

تردید مگره

تردید مگره

 

 

 

تردیـدِ مِـگرِه. نوشتۀ ژرژ سیمنون و از مجموعه رمان‌های «سربازرس مِگرِه». نام سیمنون برای خوانندگان ایرانی آشناست و تاکنون آثار زیادی از وی به فارسی ترجمه شده است. سیمنون با 192 رمان و 158 داستان کوتاه یکی از پرکارترین نویسندگان جهان به شمار می‌رود.

در این کتاب، سربازرس مِگرِه نامه‌ای بی‌نام و ‌امضاء دریافت می‌کند که از احتمال وقوع حادثه‌ای نامعلوم در خانه و دفتر کار یک وکیل دعاوی سرشناس خبر می‌دهد.

این نامه که در نگاه اول قابل اعتنا به نظر نمی‌رسد، سربازرس را وامی‌دارد تا در جست‌وجوی منشاء آن، در محل حضور یابد و درصدد جلوگیری از اتفاقی برآید که نمی‌داند چیست. ماجرا با قتل منشی دفتر اوج می‌گیرد و پای همسر و فرزندان وکیل و کارکنان او به میان کشیده می‌شود. بررسی روان‌شناسانۀ شخصیت‌های پیچیدة هر یک از این افراد و واکنش‌های آن‌ها و نیز شیوۀ مِگرِه در حل معمای داستان، از ویژگی‌های برجستة این رمان پلیسی است.

شکیبایی مگره

شکیبایی مگره

شکیبایی مگره

 

 

 

شکیبایی منوشتۀ ژرژ سیمنون و از مجموعه رمان‌های «سربازرس مِگرِه».

نام سیمنون برای خوانندگان ایرانی آشناست و تاکنون آثار زیادی از وی به فارسی ترجمه شده است.

سیمنون با 192 رمان و 158 داستان کوتاه یکی از پرکارترین نویسندگان جهان به شمار می‌رود.

کتاب حاضر را می‌توان ادامۀ کتاب مِگرِه از خود دفاع می‌کند دانست که پیشتر در همین مجموعه منتشر شده است.

مگره و سایه پشت پنجره

مگره و سایه پشت پنجره

 مگره و سایه پشت پنجره

 

 

 

سربازرس مگره  این بار با معمای قتلی روبه‌روست که به ظاهر با سرقت از گاوصندوق یک آزمایشگاه داروسازی ارتباط دارد.

مگره در جست‌وجوها و تحقیقات خود با سه زن آشنا می‌شود که هرکدام نقشی در زندگی مقتول، ریمون کوشه، داشته‌اند: همسر سابق، همسر جدید، و معشوقة جوان او.

این سه زن به همراه دیگرانی که به نحوی با آن‌ها در ارتباط‌اند، هر یک  بخشی از روحیات و شخصیت کوشه را توصیف و قسمتی از سرگذشت او را روایت می‌کنند.

ژرژ سیمنون در این کتاب ضمن حکایت داستانی هیجان‌انگیز و پرماجرا،  همچنان که گام به گام پرده از معمای قتل برمی‌دارد، توصیف‌های درخشانی از شخصیت‌های داستان ارائه می‌کند.

توصیف‌هایی روان‌شناسانه و استادانه از شخصیت‌هایی که هرکس در زندگی عادی روزانة خود نظایرشان را می‌بیند و می‌شناسد.

سفر مگره

سفر مگره

سفر مگره

 

 

 

 

ژرژ سیمنون
ترجمۀ عبـاس آگاهـی
از ژرژ سیمنون تاکنون شش اثر در مجموعة «نقـاب» منتشر شده و مورد استقبال علاقه‌مندان این ژانر ادبی قرار گرفته است.
سفر مگره بیستمین عنوان از این مجموعه است. سیمنون، نویسندة فرانسوی‌زبان بلژیکی، در فضاسازی‌های ملموس و به تصویر کشیدن روحیات شخصیت‌های داستانی‌اش مشهور است.
شیوة تحقیق سربازرس مگره نیز بر همین اصل استوار است.
او هرگاه در برابر معمّایی قرار می‌گیرد، با حوصله و خونسردی خاص خود، ابتدا می‌کوشد حال و هوای فضای وقوع حادثه را ملموس سازد و سپس ذهنیّات و روحیات شخصیّت‌های ماجرا را بکاود تا کلید حلّ معمّا را پیدا کند.
در اثر حاضر، سیمنون خواننده را در جوّ حاکم بر تالارهای مجلل هتل‌ها و ویلاهای اشرافی قرار می‌دهد و روحیّات طبقه‌ای اجتماعی را ترسیم می‌کند
که به این‌گونه محل‌ها رفت و آمد دارند زنان و مردانی که از پرداختن به کوچک‌ترین کارهای شخصی‌شان عاجزند و مانند افراد ناتوان جسمی،
نیازمند کمک انبوه دیگری از مردان و زنان هستند که ترجیح می‌دهند در اولین فرصت از این مکان‌های لوکس بگریزند.
این طبقۀ اجتماعی که شمارشان اندک است، در حاشیة اجتماع زندگی می‌کنند و گاه واقعاً قابل ترحم‌اند.
ژرژ سیمنون در جست‌وجوی کشف راز یک قتل در اتاق مجلل یک هتل گران‌قیمت، با زیرکی تصویر به ظاهر درخشان و در باطن مضحک اشراف و میلیاردرهای بیکاره را ارائه می‌کند.
دوست مادام مگره

دوست مادام مگره

دوست مادام مگره

 

 

 

 

دوست مادام مِگره

ژرژ سیمنون

ترجمة عباس آگاهی

کتاب دیگری از مجموعه رمان‌های «سربازرس مگره»، اثر ماندگار ژرژ سیمنون، که پیشتر شش عنوان از آن در همین مجموعه به خوانندگان تقدیم شده است.

این بار همسر سربازرس مِگره در حل معمایی او را یاری می‌دهد که در آن شبکه‌ای تبهکار که به جعل اوراق هویت و قاچاق انسان مشغول است به دام می‌افتد.

مادام مِگره در ملاقاتی تصادفی با زنی خارجی که به زبان فرانسه مسلط است، اما کودکی دارد که اصلا این زبان را درک نمی‌کند، به ماجرایی راه می‌یابد که پیچیده و پر رمز و راز است.

در تعقیب ماجرا، پرده از یک قتل برداشته می‌شود و سرنخ‌ها به کارگاه صحافی اسم و رسم‌داری در کوچة تورن ختم می‌شود که استادکاری فلاماندی از سال‌ها پیش در آن مشغول کار است…

مگره در کافه لیبرتی

مگره در کافه لیبرتی

مگره در کافه لیبرتی

 

 

 

این بار به قتل رسیدن یک مرد انگلیسی، سربازرس مگره را به سواحل دریای مدیترانه و دماغۀ آنتیب می‌کشاند.

مقتول ویلیام براون، مأمور بازنشستۀ دستگاه‌های اطلاعاتی است که در جنگ دوم جهانی خدماتی به رکن دوم ارتش کرده است. او که همسر و پسرانی موفق و ثروتمند در استرالیا دارد، در ویلایی در آنتیب، با زنی جوان و مادر او زندگی می‌کرده است.

زندگی‌ای با قناعت و امساک و از درآمد ماهانه‌ای که میزان و منبع آن بر دو زن نامعلوم ماند. ولی در پس این ظاهر معمولی، غیبت‌های دوره‌ای و چندروزه براون خبر از زندگی دوگانه‌ای می‌دهد که سرانجام، سربازرس مگره از آن پرده بر می‌دارد.

این که براون در روزهای غیبت از خانه به کجا می‌رود، با بقیۀ مستمری نه چندان اندکش چه می‌کند، معاشرانش در کافه لیبرتی چه کسانی‌اند، و در نهایت شخصیت واقعی او چیست، معماهایی است که یک به یک در این کتاب گشوده می‌شود.

ناکامی مگره

ناکامی مگره

ماه مارس بود. هشت روز می‌شد که بی‌وقفه باران می‌بارید. وسط ظهر باید چراغ روشن می‌کردند و از ساعت سه، شب شروع می‌شد.

اعصاب سربازرس مگره به خاطر این روزهای سرد و ماتمزا و هم‌چنین ناپدید‌شدن پیرزنی انگلیسی که هیچ ردّی از او یافت نمی‌شد، خرد شده بود.

در چنین شرایطی بود که به دفتر رئیس‌اش احضار شد و خبر یافت که به‌زودی مردی با سفارش مستقیم وزیر کشور به او مراجعه خواهد کرد.

آن مرد فوق‌العاده چاق  که نامی مضحک داشت، صاحب فروشگاه‌های زنجیره‌ای قصابی و رئیس چند اتحادیۀ صنفی قصابان فرانسه بود.

او ظرف چند روز، چندین نامۀ دشنام‌آلود و تهدیدآمیز، با مبدأهایی نامعلوم، دریافت داشته بود که همگی خبر از مرگ قریب‌الوقوعش می‌‌دادند.

او مشخصاً سربازرس مگره را برای رسیدگی به این تهدیدها ـ که در نظرش جدی می‌‌آمدند ـ انتخاب کرده بود.

چرا که فردینان فومال، در کودکی در دبستان روستای سن‌- فیاگر با سربازرس مگره همکلاسی بود.

خاطرات نه چندان دلپذیر مگره از خانوادۀ فومال، پدری که قصاب نادرستی بود و مادری که در پاکدامنی‌اش تردید ‌می‌شد، ناگهان در ذهن او زنده شد.

آیا مشکل «فردینان چاقالو» را باید جدّی می‌گرفت و برای حفاظت از او اقدام می‌کرد؟  و یا اجازه می‌داد تأثیر سوابق و خاطرات نامطبوع گذشته، او را از انجام وظیفه‌اش باز دارد؟

چه حوادثی رقم خورد که در مگره احساس ناکامی پدید آورد؟

در خانۀ بزرگ و گران‌قیمت، ولی بی‌سلیقه تزیین‌شدۀ فومال چه حال و هوایی حاکم بود؟ فردینان در خفا به چه کسی دل سپرده بود؟ سربازرس گام به گام به پاسخ این پرسش‌ها دست می‌یابد.

مگره و جسد بی سر

مگره و جسد بی سر

كشف جسد مردي در ميان گل و لاي كف آب‌بند رودخانه ــ كه محل عبور كشتي‌هاي باري است ــ سربازرس مگره را به ماجراهايي عجيب و رازآميز مي‌كشاند.

تشخيص هويت مردِ بي‌سر، با دشواري بسيار و از راه‌هايي دور از ذهن ميسر مي‌شود و مگره در ادامة تحقيقات خود سر از كافه‌اي در بارانداز در مي‌آورد. ورود به اين مكان آغازگر حكايت‌هايي است كه ريشه در سال‌هايي دراز پيش از اين و روستايي كيلومترها دور از پاريس دارد.

قهرمانان داستان شخصيّت‌هايي پيچيده‌اند كه در پشت ظاهر آرام خود، اسرار بسياري را پنهان كرده‌اند. مِگرِه در اين داستان ــ همچون ديگر ماجراهايش ــ نخست سعي دارد جوّ محيط را دريابد و سپس به تحليل روان‌شناختي افراد درگير در ماجرا بپردازد

از اين‌رو همدلي و همدردي مِگرِه با مجرمانی كه خود قرباني اجتماع و محيط زندگي خويش‌اند براي خواننده عجيب نیست.

مگره و زن بلندبالا

مگره و زن بلندبالا

مگره و زن بلندبالا

 

 

 

زنی از آشنایان قدیمی مِگرِه به دیدنش می‌آید: اِرنستینِ بلندبالا که سال‌ها قبل یک بار مگره او را بازداشت کرده بود.

حالا او با نام «خانم ژوسیوم»، به ملاقات وی آمده بود تا از شوهرش آلفرد و وقوع قتلی احتمالی بگوید. آلفرد ژوسیوم، یا آن‌گونه که در ادارۀ پلیس پاریس معروف بود، «آلفرد محزون» یا «آلفرد گاوصندوق‌ها»، دزد باسابقه‌ای است که به خاطر تخصص‌اش در سرقت از گاوصندوق‌های پیشرفته، شهرتی در روزنامه‌ها به هم زده است.

مردی لاغراندام و غمگین با چشمانی نگران، که به رغم مهارتش در گشودن قفل‌ گاوصندوق‌هایی که زمانی خودش آن‌ها را نصب کرده بود، بسیار بدشانس است و اغلب چیزی به دست نمی‌آورد.

این بار آلفرد پس از ورود به خانة بزرگی که مطب یک دندان‌پزشک هم هست و در حال باز کردن قفل یک گاوصندوق، جسد خون‌آلود زنی را می‌بیند.

آلفرد از ترس متهم شدن به قتل، متواری و پنهان می‌شود. همسرش که از ماجرا باخبر شده، مگره را مطلع می‌سازد. بازرسان آگاهی با استفاده از فهرست خریداران گاوصندوق‌های مارک پلانشار، خانه‌ای را که آلفرد وارد آن شده بود پیدا می‌کنند، اما نه جسدی می‌یابند و نه نشانه‌ای از وقوع یک قتل.

مگره با ورود به آن خانه، پا به زندگی گیوم سِر، دندان‌پزشک پنجاه‌ساله و مادر پیر و مقتدرش می‌گذارد و به بررسی ویژگی‌های شخصیتی آن‌ها می‌پردازد.

رفته‌رفته، چهرة فرد سومی آشکار می‌شود که زمانی در آن خانه زندگی می‌کرده است: ماریا، همسر هلندیِ گیوم سِر …

مگره و آقای شارل

مگره و آقای شارل

مگره و آقای شارل

 

 

 

 

سربازرس مِگره در دفتر کارش در ادارۀ آگاهی پاریس، مراجعی را می‌پذیرد: همسر ژرار سابِن ـ لِوِک، صاحب یکی از مشهورترین و ثروتمندترین دفترهای اسناد رسمی شهر. او باخبر می‌شود که سردفتر از یک ماه پیش ناپدید شده است.

مگره در تحقیقاتش گام به گام با ویژگی‌های شخصیِ سابِن ـ لِوِک و  همسرش، ناتالیِ افسرده ، عصبی و دائم‌الخمر، آشنا می‌شود.

ژرار سابِن ـ لِوِک یا «آقای شارل» (آن‌گونه که در کاباره‌های شبانة پاریس او را می‌شناسند) مردی وفادار به خانواده و مقیّد به اخلاق نیست. او اغلبِ شب‌ها برای تفریح به بارهای مشخصی در پاریس می‌رود و در آن‌ها زنانی را جست‌وجو می‌کند که حاضر باشند چند روزی را با او بگذرانند.

برای همین، غیبت‌های گه‌گاهی ژرار باعث تعجب همسر و همکارانش در دفترخانة شلوغ و پرمراجعش نمی‌شود.

اما این بار، غیبت یک‌ماهة سردفتر، بدون هیچ تماسی با محل کار یا خانه‌اش، همه را نگران ساخته است. گفت‌وگوهای مگره با دوستان قدیمی ژرار، هم‌دانشکده‌ای‌ها و دستیار اولش در دفتر اسناد رسمی، تصویری از شخصیّت عیّاش و  پُرشر و شور، ولی در عین حال مسئولیت‌شناس، پُرکار و محبوب او را ترسیم می‌کند.

با کشف جسد ژرار سابِن ـ لِوِک در رودخانة سِن، جریان رویدادها شتاب می‌گیرد. تحقیقات مگره در محل‌های خوشگذرانی ژرار و جست‌وجو در زندگی خصوصی و گذشتة همسرش ناتالی، رفته‌رفته پرده از رازهای زندگی این زوج عجیب بر‌ می‌دارد …

پی یتر لتونی

پی یتر لتونی

پی‌یتر لتونی

 

 

 

ژرژ سیمنون
ترجمۀ عباس آگاهی
(168ص)

سربازرس مگره اين‌بار در ماجرايي اسرارآميز درگير می‌شود كه شخصيّت اصلي آن، تبهكاری شناخته شده برای پليس بين‌المللی است: «پی‌يتر لتونی».

او کلاه‌برداری با شهرت جهانی است که در سراسر اروپا تحت تعقيب است. اكنون گزارش‌ عزيمت او از كراكوی (در لهستان) سوار بر قطار «ستارۀ شمال»، کشور به کشور و شهر به شهر، تا پاریس مخابره می‌شود.

در پاريس، سربازرس به ايستگاه راه‌آهن می‌آيد، اما با جسد مردی در دستشويی قطار روبه‌رو می‌شود كه گلوله‌ای از فاصلۀ نزديك به زندگی‌اش پايان بخشيده است.

در گيرودار كشف جسد، مردي از ميان مسافران، و با مشخصاتی شبیه به پی‌يتر لتونی، از ايستگاه خارج می‌شود. سربازرس مگره در تعقيب آن مرد روانۀ هتل ماژستيك می‌شود تا او را از نزدیک زير نظر بگيرد … و اين چنين، ماجرايی آغاز می‌شود كه با فراز و فرودهای بسيار و صحنه‌پردازی‌های اعجاب‌آور ادامه مي‌يابد.

به‌تدریج پی‌يتر لتونی چهره‌های ديگری به خود می‌گیرد و سلوك و رفتارش هر بار شخصيّت متفاوتی را جلوه‌گر مي‌سازد.

حكايت پی‌یتر، از سرگذشت يك تبهكار عادي فراتر رفته، به پيشينۀ فعاليت او در جوانی، به عنوان يك دانشجوي فلسفه و رئيس انجمن «اوگالا» می‌رسد؛ انجمني متشكل از دانشجويان ملّی‌گرا و اغلب يهودی تارتو (در استوني) كه با روس‌ها و ارتش سرخ رویاروی می‌شوند…

شخصيّت‌هاي متعدد و داراي ويژگي‌هاي متفاوت، انسجام داستانيِ رمان با بافت چندلايه و پيچيده كه معماهايي را طرح و رمزگشايي مي‌كند، و تحليل روان‌شناسانۀ افراد درگير در ماجراهاي پرشمار، از امتيازات اين اثر درخشان و جاودانۀ ژرژ سيمنون است.

*

سطرهايي از كتاب:
«پی‌يتر در شب رسيدنش به هتل ناپديد شده بود. صبح روز بعد، مگره او را در فكام با خصوصيات فدور يوروويچ يافته بود.

او به كوچۀ روا ـ دو ـ سيسيل برگشته بود. چند ساعت بعد، مورتيمر وارد اين مسافرخانه شده بود. متعاقباً چندين نفر از آن‌جا خارج شده بودند، از جمله پيرمردی ريشو.

و صبح آن روز، پي‌يتر لتوني دوباره به هتل ماژستيك برگشته بود.

از همه حيرت‌آورتر اين‌كه، به استثناي شباهت ظاهري تكان‌دهنده، هيچ خصوصيت مشتركي بين اين دو تناسخ وجود نداشت.

فدور يوروويچ واقعاً يك ولگرد اسلاوتبار، يك وازدة غُربتي و يك ديوانة خشم‌آلود بود. هيچ خطايي در رفتار و هنجارش، مثلاً وقتی به پيشخوان كافة فكام تكيه زده بود، ديده نمي‌شد.

از طرف ديگر، در شخصيّت مرد اهل لتوني كه از سر تا پا روشنفكري اصيل بود، در نحوه‌اي كه از خدمتكار آتش مي‌خواست يا كلاه شاپوی خاكستری بهترين مارك انگليسی‌اش را بر سر می‌گذاشت، يا جسورانه برای نفس كشيدن در هواي آفتابی شانزه‌ليزه و تماشاي ويترين‌ها به گردش مي‌پرداخت، ذره‌اي ناهماهنگي به چشم نمي‌خورد.

و اين بي‌عيب و نقص بودن فقط ظاهري نبود! …

پي‌يتر ــ فدور «در باطن» يا پي‌يتر بود و يا مزوّر.

و احساس سربازرس را مي‌شد اين‌گونه خلاصه كرد: او در عين حال هم اين يكی بود و هم آن ديگري؛ نه تنها از طريق پوشش ظاهری، بلكه به صورتی جوهری.

و بی‌گمان از مدت‌ها پیش، شاید از همان ابتدا، متناوباً یکی از این دو زندگیِ بسیار متفاوت را دنبال کرده بود.

این افکار نامنسجم ـ در حالي كه مگره با قدم‌هاي آهسته، در هوايي سبك و لذّت‌بخش پيش مي‌رفت ـ به او حمله‌ور شده بودند.

با اين حال، ناگهان شخصيّت مرد اهل لتونی «تَرَك» برداشت…»

مگره در اتاق اجاره ای

مگره در اتاق اجاره ای

مگره در اتاق اجاره ای

 

 

 

از کتاب “مگره در اتاق اجاره‌ای”:
با این همه اتاق دل‌انگیزی بود. تختخواب هنوز آشفته مانده بود. روی میز توالت جعبهٔ زیبای لوازم آرایش مرتب شده بود و هنوز موهایی طلایی روی شانه به چشم می‌خورد. پرده‌ای کتانی و گلدار دستشویی را می‌پوشاند و در هوا بوی تند صابون عطری شناور بود.
«دیدید؟»
در واقع مگره دید که اشکافی وجود ندارد. با این حال گرچه می‌دانست بی‌نزاکتی می‌کند، پردهٔ جلوی دستشویی را بالا زد، و مادموازل کلمان، پشت سرش، آهی کشید و گفت:
«حالا می‌دونید اتاق خواب یک پیردختر چه جوریه…»
روی میز کنار تختخواب فنجانی با کمی قهوه در ته آن و خُرده‌ریز کرواسان‌ در نعلبکی‌اش دیده می‌شد.
«شما صبحانه رو برای خودتون می‌آرید توی تختخواب؟»
حالا چشمان مگره، در حالی که در چهرهٔ عروسکی زن آغاز دلواپسی را می‌خواند، می‌خندید.
«مادموازل کلمان، شما خانم بسیار مهربانی هستید. متأسفم که موجب ناراحتی‌تون می‌شم، ولی مجبورم نگاهی به زیر تخت‌تون بیندازم.»
او فرصت خم شدن پیدا نکرد. از زیر تخت کفش‌هایی مردانه، شلوار، دست‌ها و سرانجام صورت فوق‌العاده پریده‌رنگی که در آن مردمک‌هایی وحشتزده می‌درخشیدند، بیرون آمدند.
«پولوس بلند شید! نترسید! من آزاری بهتون نمی‌رسونم.»
مرد جوان داشت می‌لرزید. دهانش را باز کرد تا با گلویی خشک بریده‌بریده بگوید:
«مادموازل نمی دونست…»
«چه چیزی رو مادموازل نمی دونست؟»
«این که من زیر تختش مخفی شده‌ام.»
مگره به خنده افتاد. احساس کرد به همان اندازهٔ آن صبح بهاری خوش‌اخلاق و شادمان است. پرسید:
«در غیاب ایشون صورت‌تون رو اصلاح می‌کنید؟»
چون صورت آن جوان به هیچ‌وجه ریشی چهارروزه را نشان نمی‌داد.
«قسم می‌خورم…»
مادموازل کلمان شروع کرد:
«گوش کنید، جناب مگره…»
زن نیز به خنده افتاده بود. چون شاید در نهایت هیچ جنبهٔ فاجعه‌آمیزی به این موضوع نمی‌داد.
«درسته، من گولتون زدم. ولی موضوع اون‌جوری که شما فکر می‌کنید نیست. اون به بازرس شما شلیک نکرده…»
مگره و شبح

مگره و شبح

مگره و شبح

 

 

 

 از کتاب “مگره و شبح”:
از پنجره قسمتی از چشم‌انداز پاريس ديده می‌شد، ولي امروز بخصوص آسمان تيره‌ای را می‌ديدی که همچنان بارانی بود.
دری پشت سر تختخواب به حمام باز می‌شد و آن‌جا نيز همه‌چيز مرتّب بود؛ مسواک و کرم‌های آرايشی همه سرجايشان بودند.
اگر اين آپارتمان را ملاک قضاوت قرار می‌دادی، مارينت اوژيه زنی باسليقه بود که قسمت اعظم وقتش را در خانه می‌گذراند و آسايش آن را دوست می‌داشت.
مگره اعتراف کرد:
«فراموش کردم از زن سرايدار بپرسم مستأجرش آشپزی مي‌کرده يا در رستوران غذا می‌خورده.»
«من پرسيدم. اون تقريباً هميشه اين‌جا غذا می‌خورده…»
در يخچال هنوز نصف يک مرغ بريان، کره، پنير، مقداری ميوه، دو بطری آبجو و يک بطری آب معدنی وجود داشت. در اتاق، يک بطری ديگر، روی ميز کنار تختخواب، نيمه‌خالی شده بود.
روی همين ميز کنار تختخواب، زيرسيگاری بيشتر توجّه سربازرس را جلب کرد، چون در آن دو تا ته‌سيگار آغشته به رُژ لب ديده می‌شد.
«اون سيگار امريکايي مي‌کشيده…»
«در حالي که توي اتاق نشيمن فقط سيگار وطني کشيده شده، مگه نه؟»
دو مرد نگاهي رد و بدل کردند، چون هر دو فکر مشترکی داشتند.
«اگه وضع تختخواب رو در نظر بگيريم، می‌شه گفت که شب گذشته زوجی در اون نخوابيده بودند…»
به‌رغم فاجعه‌ای که رخ داده بود، مشکل مي‌شد از تصوّر بازرس بدعُنُق که دختر آرايشگر جوان و زيبايی را در آغوش گرفته، بی‌اراده لبخند نزد.
آيا آن‌ها باهم حرفشان شده بود؟ آيا لُنيون قهر کرده، و به اتاق کناری و عمق صندلی راحتی پناه برده و سيگار پشت سيگار دود کرده بود؛ در حالی که محبوبه‌اش در تختخواب باقی مانده بود؟
چيزی جور درنمی‌آمد و مگره بار ديگر دريافت که اين قضيه را، از ابتدا، با روشن‌بينی هميشگی‌اش دنبال نکرده است
مگره و مرد روی نیمکت

مگره و مرد روی نیمکت

مگره و مرد روی نیمکت

 

 

 

کشف جسد یک مرد در بن‌بستی در سن ـ مارتن، مگره را به آن محلۀ پررفت و آمد کشاند.
لویی توره، انباردار سابق شرکت کاپلان، به ضرب چاقو به قتل رسیده بود.
او مردی میانسال بود با ظاهر معمولی و لباس تمیز و مرتب.
اما کفش‌های زردرنگ و کراوات مایل به قرمزش با کت و شلوار تیره‌رنگ و رسمی‌اش هماهنگ نبود.

با این نشانه‌ها، مگره قدم به حریم خصوصی «آقای لویی» می‌گذارد و با روی دیگر زندگی مردی مهربان و محبوب در بین همکاران، و فرمانبردار در برابر همسر مقتدرش آشنا می‌شود…

مگره و مرد روی نیمکت

 

 

 

کشف جسد یک مرد در بن‌بستی در سن ـ مارتن، مگره را به آن محلۀ پررفت و آمد کشاند.
لویی توره، انباردار سابق شرکت کاپلان، به ضرب چاقو به قتل رسیده بود.
او مردی میانسال بود با ظاهر معمولی و لباس تمیز و مرتب.
اما کفش‌های زردرنگ و کراوات مایل به قرمزش با کت و شلوار تیره‌رنگ و رسمی‌اش هماهنگ نبود.
با این نشانه‌ها، مگره قدم به حریم خصوصی «آقای لویی» می‌گذارد و با روی دیگر زندگی مردی مهربان و محبوب در بین همکاران، و فرمانبردار در برابر همسر مقتدرش آشنا می‌شود…
مگره نزد فلاماندها

مگره نزد فلاماندها

مگره نزد فلاماندها
ژرژ سیمنون/ ترجمۀ عباس آگاهی
156ص

سربازرس مگره به درخواست آنا پیترس، از خانواده‌ای فلاماند و مغازه‌دار، روانۀ ژیوه نزدیک مرز بلژیک می‌شود؛ شهری کوچک در کنار رودخانه‌ای بزرگ که در آن ده‌ها کشتی باری و یدک‌کش در انتظار فرونشستن طغیان رودخانه پهلو گرفته‌اند. به دنبال ناپدید شدن دختر جوانی که آخرین بار در خانۀ آنا دیده شده بود، خانوادۀ پیترس مورد سوء‌ظن پلیس قرار می‌گیرند.

خانوادۀ دختر و همچنین برخی از مردم محل که به خاطر رقابت‌های کاری، دلِ خوشی از فلاماندها ندارند بر آتش دشمنی می‌دمند. در این میان، مگره بی‌آن‌که مأموریت رسمی داشته باشد، تحقیقی را آغاز می‌کند و در هر گام با معماهایی تازه‌ روبه‌رو می‌شود…

مگره سرگرم میشود

مگره سرگرم می شود

مگره سرگرم می شود

 

 

 

مگره ‌سرگرم می‌شود
ژرژ سیمنون
ترجمۀ عباس آگاهی
[رقعي. 160ص]

سه سال مي‌شد که مگره تعطيلات واقعي را تجربه نکرده بود. هربار که برای رفتن به سفر آماده مي‌شد قضيه‌اي پيش مي‌آمد که ناچار بود به آن بپردازد.

این بار تصمیم گرفت به تعطیلات برود، بی‌آن که از پاریس خارج شود! اما خیلی زود حوصلۀ مگره از بیکاری سر می‌رود.

چیزی نمی‌گذرد که خواندن خبری در روزنامه‌ها او را درگیر معمایی تازه می‌کند: کشف جسد زنی جوان در مطب یک پزشک سرشناس…

*

سطرهایی از کتاب:
و حالا مگره ديگر همان مرد صبحي نبود. ديگر خيال‌بافي تمام شده بود و احساس پسربچه‌اي را که به مدرسه نمي‌رود، نداشت.

او برگشت و دوباره سر جايش در تراس نشست و سفارش ليوان ديگري داد و به ژانويه که مي‌بايست فوق‌العاده هيجان‌زده باشد، فکر کرد.

آيا ژانويه سعي کرده بود به وي زنگ بزند و از او راهنمايي بخواهد؟ يقيناً نه. چون خيلي دلش مي‌خواست اين قضيه را به تنهايي به سامان برساند.

سربازرس عجله داشت هرچه بيشتر در اين خصوص کسب اطلاع کند ولي حالا که در مقرّ خودش نبود، بايد مثل همة مردم، منتظر روزنامه‌هاي بعدازظهر بماند.

وقتي براي ناهار به خانه برگشت، زنش که بويي برده بود، با درهم‌کشيدن ابروها به او نگاه کرد.
«با کسي روبه‌رو شدي؟»
«با هيچ‌کس. فقط به پاردُن زنگ زدم. امشب اونها رو براي شام به کافه‌اي مي‌بريم، هنوز نمي‌دونم چه کافه‌اي.»
«حالت خوب نيست؟»
«حالم کاملاً خوبه.»
راست مي‌گفت. آن چند سطر روزنامه به تعطيلاتش معني بخشيده بود و وسوسه نمي‌شد به دفترش برگردد و قضيه را به دست بگيرد.

اين بار او فقط يک تماشاچي به‌شمار مي‌رفت و وضعيت برايش سرگرم‌کننده بود.

 

 

تعطیلات مگره

تعطیلات مگره

تعطیلات مگره

 

 

 

تعطیلات مِگرِه
ژرژ سیمنون/ ترجمۀ عباس آگاهی
چاپ اول. رقعی. 180ص. 12000 تومان.

چند روزی از رفتن سربازرس مگره و همسرش به تعطیلات نگذشته بود که کار مادام مگره به عمل جراحی کشید. سربازرس هرروز در ساعت معینـی به بیمارستـان می‌رفت و از خواهـران روحانـی اجـازۀ ملاقـات می‌گرفت.

روزها، یکنواخت و بدون هیچ اتفاقی، می‌گذشت و بیکاری او را کلافه می‌کرد… تا آن‌که ‌شبی، پس از بازگشت از بیمارستان، در جیبش یک یادداشت بی‌امضا را یافت. روی کاغذی شطرنجی و با خطی به‌ظاهر زنانه، نوشته شده بود: «از روی دلسوزی به دیدن بیمار اتاق 15 بیایید»…

دوست کودکی مگره

دوست کودکی مگره

دوست کودکی مگره

 

 

 

دوست کودکی مِگرِه
ژرژ سیمنون/ ترجمۀ عباس آگاهی
178ص

مگره سرگرم خواندن یک گزارش اداری است که یکی از همکلاسی‌های دوران تحصیلش در دبیرستان بانویل خواستار دیدارش می‌شود: لئون فلورانتن، پسر شیرینی‌فروش شهر مولن، که زمانی با دروغ‌ها و کارهای مضحکش همۀ کلاس را به خنده می‌انداخت. او حالا خود را عتیقه‌فروشی معرفی می‌کرد که گرفتار یک دردسر بزرگ شده است.

فلورانتن در آپارتمان ژوزفین پاپه، زنی که عاشقش بود، اقامت داشت. زنی که بعد از ظهر همان روز به ضرب یک گلوله‌ به قتل رسیده بود، آن‌هم در زمانی که فلورانتن در گوشه‌ای از خانة او پنهان شده بود…

ادبیات

تاریخ

هنر

فلسفه

علم

ادبیات

تاریخ

هنر

فلسفه

علم

ادبیات

تاریخ

هنر

فلسفه

علم

سبد خرید شما در حال حاضر خالی است.

بازگشت به فروشگاه