زبان فارسی ابزار ارتباط میان مردمانی است که از دیرباز برای ارتباط با یکدیگر از این زبان واسط و میانگان استفاده میکنند… زبان فارسی هم مانند سایر زبانها وام میدهد و وام میگیرد تا بر غنای زبان بیفزاید. همین خصیصۀ واسط بودن، و مخصوصاً کتابتی و رسمی بودن فارسی است که به آن پایایی و پویایی بخشیده است.
*
هنگامیکه میگوییم «شاهنامه شناسنامۀ ملّی ماست»، و هنگامیکه میگوییم که «فارسی زبان واسط و میانگان در حوزۀ فرهنگی نوروزی و ایران بزرگ» است، از بقای وحدتی نشانی را بازمییابیم که درعینحال، دگرگونی و تحوّلی را، و بهویژه تنوّع و کثرتی را در خود دارد و آن را بازنمون میکند.
*
مختصر اینکه بهخوبی به نظر میرسد که فردوسی در عهد خود و در حوادث آن زمانه، نماینده و طرفدار گروهی است مبارز در حفاظت از ملّیت ایرانی… شاعر بزرگ ملّی ما با توفیق تمام، در آن روزگار حمله و آشوب، نمادی از وحدت ملّی و ملّیت ایران را بازآرایی کرده است…
نگاهی به تاریخ روشن میکند که ابتدا فارسی باستان، و سپس فارسی میانهٔ ساسانی به نگارش در آمده است. از زمانی که معلوم نیست، فارسی میانهٔ ساسانی نقش زبان رسمی و واسط و نوشتاری را بر عهده گرفت. فارسی دری یا فارسی بلخی زبان شفاهی و واسط و میانگان بوده است.
میدانیم که با فارسی دری در دربار تیسفون در عهد ساسانیان هم گفتوگو میکردهاند… اینگونه از فارسی همان است که در دوران ساسانیان با آن گفتوگو میکردهاند. در تقابل با پهلوی، و زبان کتابتی و نوشتاری در طیّ قرون و اعصار، زبان فارسی دری تحوّلیافته بوده است با صورتی و شکلی تازه و جدید.
این همان زبانی است که بعداً با خط عربی به نگارش درآمد و شد زبان رسمی در سراسر حوزهٔ فرهنگی نوروز؛ و شد زبانی که یکی از غنیترین گنجینههای ادبی عالم بشری با آن به نگارش در آمده است و سرشار است از ذوق و اندیشه و جلوههای تفکر و زیبایی در اندیشه و شوق.
زبانِ میانگانِ فارسی و شاهنامهٔ فردوسی
گفتوگوهای کتایون مزداپور، فیروزه دیانت و مهران افشاری