بانویی سالخورده و آراسته، به سربازرس مِگرِه مراجعه میکند. او والانتین بیوهٔ فردینان بِسُن، کارخانهدار معروفی است که پیش از ورشکستگی ثروت زیادی داشت.
والانتین خبر میدهد که خدمتکار جوانش بر اثر نوشیدن باقیماندهٔ لیوان آبی حاوی داروی خوابآور درگذشته است. در اصل این لیوان به والانتین تعلق داشت که هرشب، پیش از رفتن به رختخواب، همین دارو را مینوشیده است.
او این حادثه را نشانهای از سوءقصد به شخص خود تلقی میکند.
سربازرس مِگرِه تحقیقات را از اِتروتا، شهر کوچکی در ساحل دریا، آغاز میکند و بهزودی درمییابد که ماجرا پیچیدهتر از آن است که در آغاز به نظر میرسید…