هرگاه دو تن موافق هم نباشند، از آن روست که یا عقاید گوناگون دارند، یا منافعشان متفاوت است، و یا هم عقاید و هم منافع متفاوت دارند.
در زندگى اجتماعى اختلاف نظرهایى وجود دارد که «باید» به نوعى در بارۀ آنها تصمیم گرفت. مسائلى وجود دارد که «باید» تکلیف آنها را روشن کرد؛ زیرا کوتاهى در این کار ممکن است مشکلات دیگرى ایجاد کند و انباشته شدن پیامدهاى آنها، به تشنجهاى تحملناپذیر بینجامد…
چگونه مىتوان به حکمى قطعى دست یافت؟ اساساً دو راه بیشتر وجود ندارد: یکى راه «استدلال» (بهعنوان مثال در برابر هیئت داوران یا دادگاهى بینالمللى) و دیگرى راه «خشونت».
هرگاه تضاد منافع در میان باشد، این دو راه عبارت خواهند بود از «سازش و مصالحه معقول» یا تلاش براى «حذف قهرآمیز» منافع طرف مقابل.
عقلگرا – به معنایى که من از این کلمه اراده مىکنم- کسى است که بهجاى کاربرد خشونت، مىکوشد از راه دلیل و برهان، و در برخى مواقع از طریق سازش و مصالحه، به حکم و تصمیمى دست یابد.
عقلگرا کسى است که حتى ترجیح مىدهد، در اقناع طرف مقابل از راه دلیل و برهان ناکام بمانَد، تا این که از راه خشونت و ارعاب و تهدید و یا به کارگیرى ترفندهاى تبلیغاتى بر حریف خود پیروز شود.