در روشنایی لرزان شمعها، گذشته هنوز نفس میکشد.خانهای خاموش، قبری گشوده و زنی که شباهتش به جادوگری اعدامشده، از حد یک تصادف ساده فراتر میرود. با هر گامی که به سوی حقیقت برداشته میشود، مرز میان واقعیت و وهم کمرنگتر میگردد. آیا همهچیز توضیحی عقلانی دارد، یا نیرویی ناشناخته از دلِ تاریکیِ قرنها بازگشته است؟ محکمۀ شعلهور، شاهکار جان دیکسون کار، روایتی مسحورکننده از راز، هراس و فریب است؛ رمانی که با فضایی گوتیک، معمایی فراموشنشدنی و پایانی تکاندهنده، خواننده را تا آخرین صفحه در بند خود نگه میدارد.