تماس با ما لوگو

با ما به جهان کتاب‌ها بیایید

نتایج جست و جو

احمد اخوت قلم و نگاه جستارگونه

احمد اخوت قلم و نگاه جستارگونه گیتی صفرزاده         احمد اخوت شیفته زبان و ادبیات است. دکترایش را در رشته زبانشناسی و نشانه‌شناسی گرفته، هم مولف است و هم مترجم، جزو حلقه ادبی جنگ اصفهان بوده و از اعضای شورای نویسندگان فصلنامه زنده‌رود که از نشریات ادبی

کتاب تفنگ چخوف

تفنگ چخوف

تفنگ چخوف

 

 

تفنگ چخوف

 

داستان کوتاه به قول معروف راه خود را دارد اندر پیش و جلو می‌رود و اگر بیشتر با آن آشنا شویم خود را بهتر به ما نشان می‌دهد.

کوتاه است امّا کم‌خون نیست. لایه‌های رویی‌اش را که بردارید آن زیرها خیلی خبرهاست.

امّا رسیدن به داستان خوب شرایط و معانی و بیان خاص خود را دارد.

نویسنده همه‌چیز را تعریف نمی‌کند و کارش با حذف‌ها و اضافه‌هایی همراه است. او به همۀ جزئیات توجه دارد.

آنتون چخوف در نامه به دوستش از تفنگی در داستان یا نمایشنامه صحبت می‌کند که بر دیوار آویزان است و به نظر او باید تا پایان تیراندازی کند.

یعنی فقط عنصر تزیینی نباشد (بماند که عنصر تزیینی هم ارزش‌های خود را دارد). «شلیک کند» یعنی دارای نقش است. ممکن است نقش تفنگی شلیک نکردن باشد.

 

اثری از احمد اخوت

جایت خالی است

جایت خالی است

 

داستان‌های زمانه / 12

ان تیلِر تاکنون 24 داستان کوتاه منتشر کرده که بیشترشان در نشریه‌هایی چاپ شده‌اند که اکنون اغلب‌شان از دور خارج و به یک خاطره تبدیل شده‌اند و پیدا کردن و دستیابی به آنها کاری دشوار و زمان‌بر است و من برای پیدا کردن‌شان زمان زیادی صرف کردم.

بارها از خودم می‌پرسیدم چرا خانم نویسنده همّتی نمی‌کند و داستان‌هایش را گردآوری و در یک کتاب منتشر کند؟ چون جوابی نشنیدم خودم دست به کار شدم و یازده تا از داستان‌هایش را همراه با یک مصاحبه و سه مقاله به‌صورت این کتاب گردآوری و ترجمه کردم و می‌خواهم اینها را به او تقدیم کنم. داستان‌هایی که ایرانیان در سه تای آنها حضور دارند…
(از مقدمۀ مترجم)

ان تیلر، داستان‌نویس سرشناس آمریکایی، همسر زنده‌یاد تقی مدرسی، برای خوانندگان ایرانی نامی آشناست. از او چندین رمان به فارسی ترجمه و منتشر شده است. جایت خالی است نخستین مجموعه داستان کوتاهی است که از او به فارسی منتشر می‌شود.

 

دیگر کتاب‌های احمد اخوت در نشر جهان کتاب.

در این کتاب با ساحت‌های گوناگونِ من و دیگری سر و کار داریم

کتاب من و ديگرى

کتاب من و دیگری

در این کتاب با ساحت‌های گوناگونِ من و دیگری سر و کار داریم: با خودهای متفاوتِ نویسنده، همانندی‌های ناگزیر (وقتی ناخواسته مشابه و هم‌اسم کس دیگری هستیم)، لقب (نوعی اسم، جانشینی برای «خود» ما)، تمثال به مثابه یک بَدَل، آیینگی (تعامل میان خود و تصویرمان در آینه) و بالأخره بررسی معانی و بیان خویشداستان (زندگینامۀ خودنوشتِ نویسنده در قالب داستان).

ما ظاهراً یک کس‌ایم، اما در عمل فردی هستیم با چهره‌ها و نقاب‌های گوناگون حتی گاهی از شخصیت‌ها و رفتارهای متفاوت برخورداریم.

 

مثلاً مردی است میان‌سال پنجاه و دو سه ساله؛ همسرش به او میگوید محمود، فرزندانش بابا صدایش می‌زنند در محل کار سرهنگ محمودی است، در خانۀ همسایه اش که فامیل او را نمی‌دانند سرهنگ پژویی است (چون اتومبیل پژو دارد). این آقا گاهی مرتکب شعر هم می‌شود و در این ساحت در قالب مردی شخصی (و نه ارتشی) ظاهر می‌شود به نام مزین: یک تخلّص شعری. دوستانش هم او را به اسم سیّد م‌یشناسند تازه اینها اطلاعات احتمالاً ناقص است از این مرد.

دور نیست که او با کسان دیگر نیز در ارتباط باشد (ما که کاملاً آدم‌ها را نمی‌شناسیم) و برخوردار از اسم‌های گوناگون و خودهای من متفاوت. ما فقط با دیگران مراوده نداریم، با خودمان نیز در ارتباطیم. از این منظرهم ممکن است به صورت آدم‌های گوناگون ظاهر شویم …

 

کتاب من و دیگری اثری است از احمد اخوت.

مراد نویسنده

مراد نویسنده

مراد نویسنده احمد اخوت     مطلب ازاین‌قرار است که ظاهراً هیچ نویسنده‌ای نویسنده به دنیا نمی‌آید و او با خواندن و نوشتن و به قول دوست شوخ‌طبعی «با صرف چند هزار فنجان قهوه» ساخته می‌شود. بنابر این نویسندگی نه پدر و مادرزادی بلکه ساخته‌شدنی است. باید خود نویسنده، کس

شبهای بی پایان

شبهای بی‌ پایان

شب‌های بی‌پایان* ج. ک. چسترتون ترجمۀ احمد اخوت   شبهای بی پایان کسی که در ادبیات با حجم الفتی ندارد کاری هم با هزارویک‌شب نمی‌تواند داشته باشد. واقعاً موضوع غریبی است و این حتماً توجه همۀ ناقدان ادبی را به‌ خود جلب کرده که ادبیات تنها چیزی است در جهان

جایت خالی است

جایت خالی است

جایت خالی است[1]       حسن اَرداوی اوایل ماه اکتبر از مادرش دعوت کرد برای دیدار، از ایران به اینجا بیاید. مادر فوراً این را پذیرفت. روشن نبود سفر چقدر طول خواهد کشید و خانم چه مدت اینجا می‌ماند. همسر حسن فکر می‌کرد سه ماه مدت زمان مناسبی است.

خودشیفتگی ادبی

خودشیفتگی ادبی

خودشیفتگی ادبی احمد اخوت       سخن از عشق به خود است. واقعاً چرا و چه‌گونه کسی عاشق خودش می‌شود و این دلدادگی دست از سرش برنمی‌دارد و همۀ عمر با اوست؟ شاید قدیمی‌ترین اثر که دربارۀ عشق به خود سخن گفته از آن اووید (43 ق.م. تا 17

ما نمی‌شنویم

ما نمی‌شنویم

ما نمی‌شنویم احمد اخوت     «زندگیِ بلندگو با در دست گرفته شدن میکروفن آغاز می‌شود و با کف زدن حضار  [گاهی، اغلب اوقات، با هو کردن آن!] به پایان می‌رسد.» (اسکار وایلد)   امّا اولین خاطره‌ای که در ذهنم از بلندگو باقی مانده نه با دست زدن حضار آغاز

آنها مشغول گفت‌ و گویند

آنها مشغول گفت‌ و گویند

آنها مشغول گفت‌ و گویند سوری احمدلو   نویسندگان مشغول کارند. گزیدۀ گفت‌ و گوهای پاریس ریویو. ترجمۀ احمد اخوّت. تهران: جهان کتاب، 1403   صدایی گفت: مرا در ستاره‌ها بنگرید ای اهالی زمین، و راست بگویید که این‌همه زخم در جسم و جان، برای زاده شدن تاوانی بیش از

ادبیات

تاریخ

هنر

فلسفه

علم

ادبیات

تاریخ

هنر

فلسفه

علم

ادبیات

تاریخ

هنر

فلسفه

علم

سبد خرید شما در حال حاضر خالی است.

بازگشت به فروشگاه