تماس با ما لوگو

با ما به جهان کتاب‌ها بیایید

شبهای بی‌ پایان

شبهای بی پایان

شب‌های بی‌پایان* ج. ک. چسترتون ترجمۀ احمد اخوت   شبهای بی پایان کسی که در ادبیات با حجم الفتی ندارد کاری هم با هزارویک‌شب نمی‌تواند داشته باشد. واقعاً موضوع غریبی است و این حتماً توجه همۀ ناقدان ادبی را به‌ خود جلب کرده که ادبیات تنها چیزی است در جهان که حجم را نقصان به‌حساب […]

جایت خالی است

جایت خالی است

جایت خالی است[1]       حسن اَرداوی اوایل ماه اکتبر از مادرش دعوت کرد برای دیدار، از ایران به اینجا بیاید. مادر فوراً این را پذیرفت. روشن نبود سفر چقدر طول خواهد کشید و خانم چه مدت اینجا می‌ماند. همسر حسن فکر می‌کرد سه ماه مدت زمان مناسبی است. خود حسن برای شش ماه […]

ما نمی‌شنویم

ما نمی‌شنویم

ما نمی‌شنویم احمد اخوت     «زندگیِ بلندگو با در دست گرفته شدن میکروفن آغاز می‌شود و با کف زدن حضار  [گاهی، اغلب اوقات، با هو کردن آن!] به پایان می‌رسد.» (اسکار وایلد)   امّا اولین خاطره‌ای که در ذهنم از بلندگو باقی مانده نه با دست زدن حضار آغاز شد بلکه میکروفنی دیدم که […]

تقدیم‌ نامه‌ های کتابی

تقدیم‌ نامه‌ های کتابی

تقدیم‌نامه‌های کتابی احمد اخوّت     تقدیم‌ نامه‌ های کتابی از تقدیم‌کردن سخن به میان است؛ «پیش‌داشتن» و «عرضه‌کردن» و یا به کلام پیشینیان «چیزی را بلاعوض به کسی دادن برای ادای احترام یا ابراز محبت به او؛ پیش‌کش کردن.» (فرهنگ دهخدا). چیزی را به کسی تقدیم‌کردن با نوعی ترجیح و برتری همراه است. می‌خواهی […]

پیوست های کاغذ گیر

پیوست های کاغذ گیر

پیوست های کاغذ گیر احمد اخوّت       «این بدن پاشیده از هم روزی را انتظار می‌کشد که وصل شود به جایی. […] خسته‌ام فقط از یک جفت چشم بودن تماشاگر روزگار کک‌مک‌ها آهسته‌آهسته به خال و خوره و ماشرا تبدیل می‌شوند ستون‌های جهان تاب و تحمل وزن‌هامان را ندارند مرغ مگس‌خوار می‌شویم ما […]

قرارهای کافه ای

قرارهای کافه

قرارهای کافه‌ای احمد اخوّت «پاتوق‌های پرهمهمۀ شب‌های بی‌قراری.» (تی. اس. الیوت، سرود عاشقانۀ آلفرد پروفراک)       فرهاد گفت: «لیست دادند اسم من را هم بنویس». پاییز ۱۳۵۱ بود و من سال دوم دانشگاه بودم. آن زمان رشته‌ام جامعه‌شناسی بود و بعدها تغییر رشته دادم. درس جامعه‌شناسی عمومی درسی چهار واحدی و اجباری برای […]

آنها مشغول گفت‌ و گویند

آنها مشغول گفت‌ و گویند

آنها مشغول گفت‌ و گویند سوری احمدلو   نویسندگان مشغول کارند. گزیدۀ گفت‌ و گوهای پاریس ریویو. ترجمۀ احمد اخوّت. تهران: جهان کتاب، 1403   صدایی گفت: مرا در ستاره‌ها بنگرید ای اهالی زمین، و راست بگویید که این‌همه زخم در جسم و جان، برای زاده شدن تاوانی بیش از اندازه نبوده؟ (رابرت فراست)   […]

احمد اخوت قلم و نگاه جستارگونه

احمد اخوت

احمد اخوت قلم و نگاه جستارگونه گیتی صفرزاده         احمد اخوت شیفته زبان و ادبیات است. دکترایش را در رشته زبانشناسی و نشانه‌شناسی گرفته، هم مولف است و هم مترجم، جزو حلقه ادبی جنگ اصفهان بوده و از اعضای شورای نویسندگان فصلنامه زنده‌رود که از نشریات ادبی ارزشمند است. اما این همه […]

ادبیات

تاریخ

هنر

فلسه

علم

 

ادبیات

تاریخ

هنر

فلسه

علم

 

ادبیات

تاریخ

هنر

فلسه

علم

 

سبد خرید شما در حال حاضر خالی است.

بازگشت به فروشگاه