گئورگ هوث و اکتشافات تورفان
مایکل کناپل
گردآوری و ترجمهٔ پیام شمسالدینی
گئورگ هوث، چهرۀ ناشناختۀ دیگری است از سپهر ایرانشناسان آلمانی. اهمیّت علمی هوث در این است که اوّلین تبّتشناس و مغولشناس آموزشدیده در دانشگاههای آلمان بود.
نقش وی در تاریخ ایرانشناسی نیز مربوط است به مشارکت او در نخستین سفر از چهار سفر اکتشافی آلمانیها در دو دهۀ نخست 1900، در واحۀ تورفان و نیز سفر وی به ناحیهٔ پامیر افغانستان و گردآوری برخی از دستنویسهای ایرانی.
از هوث اطّلاعات چندانی به زبان فارسی یافت نمیشود و تنها نسخهای 68 صفحهای از رسالهٔ دکتری او در مخزن ایرانشناسی کتابخانهٔ ملّی ج.ا.ا. نگهداری میشود.
آنچه به دنبال میآید، گزارش مختصری است از سفرهای اکتشافی آلمانیها به واحۀ تورفان به گزارش وبگاه «پروژۀ بینالمللی دونهوانگ»[1] و ترجمۀ مدخل دیگری از دانشنامۀ ایرانیکا.[2]
مایکل کناپل، ترکشناس و آلتاییشناس، در کتاب خود با عنوان گئورگ هوث (1867-1906)، تونگوسشناس[3] به آثار وی در زمینۀ زبانشناسی میپردازد.
همچنین در مقالهای با عنوان «بخشهایی از مکاتبات گئورگ هوث (1867 – 1906)»،[4] برخی از نامههای هوث به چند مستشرق و هندشناس را در دسترس قرار میدهد؛ در این اسناد میتوان دید که انگیزههای هوث از سفر به پامیر در 1903 چه بوده است.
پ.ش.
سفرهای آلمانی تورفان
در پایان قرن نوزدهم، گزارشهای مسافران و محقّقان اروپایی دربارهٔ اکتشافات و یافتههای موجود در مسیر جادۀ ابریشم، علاقهٔ آلمانیها را به مطالعهٔ فرهنگهای تا آن روز ناشناخته برانگیخت.
تصمیم برای سفر به ترکستان شرقی بلافاصله پس از ارائۀ متنی پرشور از این منطقه در دوازدهمین کنگرهٔ بینالمللی شرقشناسان در رم در 1899 گرفته شد.
بااینحال، سفر برنامهریزیشدۀ آلبرت گرونودل[5]، مدیر بخش هند موزهٔ مردمشناسی برلین، تا سپتامبر 1902 به تعویق افتاد؛ زیرا یافتن حمایت مالی لازم دشوار بود.
سرانجام، در 11 اوت 1902، سفر اکتشافی با اعتباری 40 هزار مارکی آغاز شد؛ اعتباری که از بودجهٔ عمومی موزه برای تأمین یکچهارم آن مبلغ (از سوی دولت پروس)، کمکهای مالی خاندان صنعتگر کروپ، پشتیبانی جیمز سیمون، حامی بزرگ موزههای برلین و مشارکت «کمیتهٔ کمکهای قومشناختی برلین»[6] تشکیل شده بود.
گروه اعزامی متشکل بود از آلبرت گرونودل، بهعنوان مدیر؛ گئورگ هوث، شرقشناس؛ و تئودور بارتوس، ملوان سابق و استادکاری همهفنحریف، بهعنوان تکنسین موزه.
گروه اکتشاف در آغاز دسامبر 1902 به مقصد انتخابی خود، واحهٔ تورفان رسید. هرچند تحقیقات و کاوشهایی در مناطق مجاور آن واحه نیز انجام شد؛ اما بنا بود «تورفان» نام مشترک هر چهار سفر اکتشافی آلمانی و مجموعۀ یافتههای آنها باشد.
گرونودل وظیفهٔ اصلی خود میدانست که ویرانههای کشفشده توسط گروه را با نقشههایی دقیق ثبت کند و اشیاء هنری آنها را گزارش کند.
شرح مفصّلی از کار و نتایج اولین سفر، که با مجوز مقامات چینی و حمایت حاکمان محلی اویغور همراه بود، با عنوان «گزارشی از آثار باستانشناسی در ایدیکوچاری[7] و اطراف آن در زمستان 1902-1903» در سلسلۀ رسالههای فلسفی-فیلولوژی آکادمی سلطنتی علوم باواریا[8] (مونیخ، 1905) منتشر شد.
فهرست اکتشافات تورفان[9]
سفر اول (دسامبر 1902-آوریل 1903):
رهبر: پروفسور ای. گرونودل؛ شرکتکنندگان: دکتر گئورگ هوث، تئودور بارتوس.
مسیر: یینینگ [غولجا/قولجا]، اورومچی، واحهٔ تورفان (قرهخواجه، بِزِقلیق، سنگیم، تویوق (نوامبر 1902-مارس 1903) [نقاشی، مجسمه، دستنوشتههای مانویان به زبانهای مانوی/ اویغوری/ نپالی، متون هندی/ چینی/ تانگ.]) – جادهٔ ابریشم شمالی (توقسون، قرهشهر، کوچا[10]، ویرانههای نزدیک قومتورا[11] [نقاشی]، قزل، آقسو، تُمشُق، مارالباشی، کاشغر).
یافتهها: 46 جعبه.
سفر دوم (نوامبر 1904 – دسامبر. 1905):
رهبر: دکتر آلبرت فن لوکوک[12]؛ شرکتکنندگان: بارتوس.
مسیر: اورومچی، واحۀ تورفان (قرهخواجه و مناطق اطراف آن)، یارغول (نوامبر 1904 – اوت 1905)؛ هامی (اوت 1905)؛ تورفان، جادۀ ابریشم شمالی، کاشغر (اکتبر 1905؛ در دسامبر به سفر سوم ملحق شد).
یافتهها: 103 جعبه، عمدتاً نقاشی (بِزِقلیق)، متنهای چندان زیادی یافت نشد (متنهای مسیحی به زبانهای سریانی/ سغدی/ اویغوری؛ متنهای بودایی).
سفر سوم (دسامبر 1905 – آوریل 1907 – تا ژوئن 1906 که به سفر دوم ملحق شد):
رهبر: پروفسور ای. گرونودل؛ شرکتکنندگان: ای. فن لوکوک؛ اچ. پورت؛ ث. بارتوس.
مسیر: کاشغر، تُمشُق (ژانویه 1906)، قزل، کوچا، قومتورا (فوریه 1906، غارمعبدها [نقاشی])، غارمعبدها در قزل، کیریش (فوریه – مه 1906) [نقاشی]، کورلا مجموعۀ معبد و غارهای شورچوق [نقاشی و متنهای بودایی]، واحۀ تورفان (ژوئیه 1906)، اورومچی، هامی، تویوق (ژانویه 1907)، شورچوق (فوریه/مارس 1907)، تورفان، سفر برگشت از طریق اورومچی (آوریل 1907).
یافتهها: 118 جعبه.
سفر چهارم (ژوئن 1913-فوریه 1914):
رهبر: دکتر آلبرت فن لوکوک؛ شرکتکنندگان: بارتوس.
مسیر: کاشغر، کوچا، قزل (ژوئن-سپتامبر 1913)، کیریش، سیمسیم، قومتورا (نوامبر 1913)، تُمشُق (دسامبر 1913-ژانویه 1914)، کاشغر.
یافتهها: 156 جعبه هر کدام با حدود 75 تا 80 کیلو (بهویژه متون ساکان و سانسکریت از تُمشُق).
اشیای اکتشافات چهارگانهٔ آلمانی تورفان ابتدا در بخش هند موزهٔ قومشناسی برلین نگهداری میشدند؛ اما پس از تأسیس موزهٔ هنر هند[13] در 1963 به مجموعههای آن منتقل شدند و تاکنون همچنان در آنجا (منطقۀ دالم برلین) باقی ماندهاند.
با این حال، ورنر زوندرمان، ایرانشناس آلمانی (1935 – 2012) بر این بود نگارش تاریخچۀ جامع و انتقادی اکتشافات آلمانی تورفان و دستاوردهای آنها، وظیفهای است که برای آیندگان باقی میماند.
*
گئورگ هوث
گئورگ هوث، هندشناس، تبتشناس، تونگوسشناس،[14] مغولشناس آلمانی (1867-1906) و بنیانگذار تبتشناسی بهعنوان یک زمینهٔ پژوهشی در دانشگاههای آلمان (تولد: کروتوشین[15]، استان پوزن[16]، 25 فوریه 1867؛ درگذشت: برلین، 1 ژوئن 1906).
اهمیت وی برای مطالعات ایرانشناسی مربوط است به شرکت او در نخستین سفر از چهار سفر اکتشافی آلمانی در تورفان (ایرانیکا، ذیل «Turfan expeditions») که توسط «موزهٔ سلطنتی قومشناسی برلین»[17] در 1902 برگزار شد، و نیز اعزام وی به افغانستان و ناحیهٔ پامیر بهمنظور جمعآوری دستنویسهای ایرانی.[18]
پدر گئورگ هوث، آرون هوث (مرگ 1893)، سرپرست یک یتیمخانهٔ یهودی و مادرش دینا زادوک بود. خانوادهٔ هوث در 1878 به برلین نقلمکان کرد و گئورگ در آنجا به مدرسه رفت.
او در آوریل 1885 برای تحصیل زبانهای شرقی به دانشگاه برلین رفت. در ژوئن 1889 با درجهٔ دکتری و با رسالهای باعنوان «زمانهٔ کالیداس با یک پیوست: دربارهٔ گاهشماری آثار کالیداس»[19] ، شاعر هندی (رونق حیات در قرن 5 میلادی) دانشگاه لایپزیگ را ترک کرد.
هوث زبانهای چینی، منچوریایی، مغولی و تبّتی را زیر نظر گئورگ فون در گابلنتز (1840-1893)، چینشناس معروف، و ویلهلم گروب (1855-1908)، چینشناس و تونگوسشناس مطالعه کرد (والروونز و هاپف،[20] ص 26).
وی همچنین زبانهای سانسکریت، اوستایی، پالی و هندوستانی را زیر نظر دانشمندانی چون پل یاکوب دوسن (1845-1919)، هرمان اولدنبرگ (1854-1920)، فردریش روزن (1856-1935)، و آلبرشت وبر (1825-1901) مطالعه کرد.
هوث اولین تبتشناس و مغولشناس واجد شرایط برای تدریس در یک دانشگاه آلمانی بود (هوبر و نیرمان[21]). او در طول همان زمان بهعنوان دانشجو، چند تحقیق در زمینهٔ ادبیات تطبیقی و فرهنگ مردم انجام داد.
وی برای پژوهش «سفرهای سه شاهزادۀ سراندیب: [کوششی در فولکلور تطبیقی]»[22] (1888) برندهٔ بورس تحصیلی مندلسون شد.
هوث در 1891 مدرک پست دکتری (شایستگی علمی[23]) خود را دریافت و تدریس زبانهای آسیای مرکزی و همچنین بودیسم را در دانشگاه فردریش ویلهلم[24] در برلین آغاز کرد.
در 1897 او توسط ویلهلم رادلوف[25] (1837-1918) و کارل هرمان زالمان، شرقشناسان روسی، به انجام تحقیق زبانشناسی و فرهنگ مردم در میان قبایل «اِوِنکی»[26] در اطراف رودخانۀ ینیسئی در روسیه دعوت شد.
در همان سال او برای این مقصود از طرف آکادمی علوم سنپترزبورگ به سیبری سفر کرد و در آنجا موادی زبانشناختی و قومشناختی را گردآوری کرد (کوتویچ و والراونز،[27] ص 828؛ منگز،[28] ص 25).
پس از بازگشت به برلین، بهعنوان مشاور علمی در موزهٔ مردمشناسی[29] برلین منصوب شد. او در موزه در قسمت هندی با آلبرت گرونودل، عضو هیئتمدیرهٔ موزه همکار بود و به تصدی کلکسیون تبت گماشته شد.
زمانی که گرونودل توسط رادلوف و زالمان برای شرکت در سفری باستانشناختی به ترکستان شرقی در 1899 دعوت شد، تغییر قابلتوجهی در حرفه و زندگی علمی بعدی هوث رخ داد.
گرونودل تصمیم گرفت تا هیئت آلمانی شخصی خویش را سازمان دهد، ازآنجاکه بودجهٔ این موضوع باید بهصورت مخفیانه تهیه میشد، هوث از ارتباطات خود در برلین برای به دست آوردن حمایتهای مالی برای این کوشش، استفاده کرد.
او همراه با لوئیس لوین[30] (1850-1929)، داروشناس سرشناس، توانست این حمایت را جلب کند، حمایتی که بهوسیلۀ صنعتگران، فردریش آلفرد کروپ،[31] (1854-1902) و جیمز سیمون کارخانهدار اعطا شده بود (فون لوکُک، ص 15؛ در مورد دومی، نک. کوهن، ص 5).
زمانی که اولین سفر تورفان (1902-1903) سازماندهی شد، خود هوث هم در آن شرکت کرد، و به گرونودل، هرمان پورت،[32] دستیارش و تئودور بارتوس،[33] (1858-1941) تکنسین موزه ملحق شد.
درحالیکه دیگر شرکتکنندگان پس از پایان سفر به برلین بازگشتند، هوث تا 1904 در آسیای مرکزی ماند و به مطالعات ایرانشناسانهٔ خود ادامه داد و علاوه بر استفاده از فرصتی که برای بهبود دانش خود در چند زبان ترکی و جمعآوری فرهنگ مردم در ترکستان غربی و افغانستان یافته بود، به تحقیقات خود ادامه داد.
در میان نسخههای خطیای که او از ترکستان شرقی جمع کرده بود، مطالب متعددی به چند زبان ایرانی (مانند سغدی، پارتی [پهلوی اشکانی]) وجود داشت.
اگرچه این مطلب در طول سفر اعزامی شناخته نشده بود، هوث هویت ایرانی آنها را حدس زد؛ وی همچنین پیشنهاد داد که زبانهای ناشناختهای که بعداً بهعنوان تخاری شناسایی و تعیین شد، ایرانی تلقی شوند.
بعدها معلوم شد زبانهای ناشناختهٔ نسخههای خطی از «قرهشهر» و «کوچا» (تخاری الف و ب) هرچند هندواروپایی هستند، اما ایرانی نیستند.
هوث تلاش کرد تا دادههایی را از زبانهای ایرانی امروزی که در ناحیۀ پامیر تکلّم میشدند، برای مطالعهٔ تطبیقی بهمنظور شناسایی زبان نسخهها جمعآوری کند؛ در حقیقت نزدیکترین خویشاوند زندهٔ سغدی، یغنابی (ایرانیکا، ذیل «Yaghnobi») است، که در ناحیهٔ پامیر صحبت میشود. هوث علاوه بر تحقیقاتش، نسخههای فارسی و جغتایی (ایرانیکا، ذیل «chaghatay, language and literature») بیشماری را گردآوری کرد و بعدها شخصاً آنها را به برلین برد.
پس از بازگشت به برلین، هوث دیگر توانایی کار کردن نداشت. وی در سفرهای خود به ترکستان غربی و ناحیهٔ پامیر به سل مبتلا شد و هرگز از آن بهبود نیافت. برای یافتن حمایت مالی، نسخههای خطی شرقی را که در ترکستان غربی و افغانستان جمعآوری کرده بود، به کتابخانهها و نیز مجموعهداران خصوصی فروخت. وی سرانجام در پی یک «هموپتیزی»[34] (خلط خونی)، در 1 ژوئن 1906 در آپارتمان خود در برلین درگذشت و در گورستان یهودیان در «وایسنزۀ»[35] برلین به خاک سپرده شد.
*
[آثار هوث بر اساس دانشنامۀ یهود]:[36]
«زمان کالیداس» [لایپزیگ: دانشگاه لایپزیگ، 1890]؛
«چاندوراتناکارایِ راتناکاراچانتی»[37] (متن سانسکریت با ترجمۀ تبتی)، اثری دربارۀ عروض سانسکریت. (برلین، 1890)؛
«تاریخ بودیسم در مغولستان: از تبتی از “جگ-مد-نام-مخا”[38]» (جلد اول، متن تبتی؛ جلد دوم، ترجمۀ آلمانی، استراسبورگ، 1892-1896)؛
«کتیبههای تساغان بایشینگ[39]»، متن تبتی-مغولی با یادداشتهایی زبانشناختی و تاریخی، چاپشده با هزینهٔ انجمن شرقی آلمان،[40] (لایپزیک، 1894)؛
«ادبیات عامیانۀ تونگوسی و فواید قومشناختی آن[41]»، در بولتن آکادمی علوم سنپترزبورگ (1901).
کتابشناسی (گزیده)[42]
Richard I. Cohen, “The Visual Revolution in Jewish Life—an Overview,” in idem, ed., Visualizing and Exhibiting Jewish Space and History, Oxford and New York, 2012, pp. 5-24.
Toni Huber and Tina Niermann, “Tibetan Studies at the Berlin University: An Institutional History,” in Peter H. Maurer and Peter Schwieger, eds., Tibetstudien: Festschrift für Dieter Schuh zum 65. Geburtstag, Bonn, 2007, pp. 95-122.
Władysław Kotwicz and H. Walravens, “Materialien zur Erforschung der tungusischen Mundarten,” Anthropos 76/5-6, 1981, 826-37.
Albert von Le Coq, Die buddhistische Spätantike in Mittelasien I: Die Plastik, Berlin, 1922.
Karl Heinrich Menges, “Die tungusischen Sprachen,” in Handbuch der Orientalistik, sec. 1: Der Nahe und Mittlere Osten V: Altaistik, part 3: Tungusologie, Leiden and Köln 1968, pp. 21-256.
Helmut Walravens and Iris Hopf, Wilhelm Grube (1855-1908): Leben, Werk und Sammlungen des Sprachwissenschaftlers, Ethnologen und Sinologen, Wiesbaden, 2007.
شرح تصویر: از راست: تئودور بارتوس، آلبرت گرونودل، و گئورگ هوث
[1]. The German Turfan expeditions. (2023, 3 8). Retrieved from The International Dunhuang Project: The Silk Road Online: http://idp.bl.uk/pages/collections_de.a4d
[2]. Michael Knüppel, “HUTH, GEORG,” Encyclopædia Iranica, online edition, 2014, available at http://www.iranicaonline.org/articles/huth-georg (accessed on 03 September 2014).
[3]. Michael Knüppel, Georg Huth (1867-1906) als Tungusologe: Eine Materialsammlung (Kindle Edition), Publisher: Books on Demand; 1st edition (September 16, 2022), 208 pages, ASIN:[3] B0BFK9XBB5.
[4]. Michael Knüppel, Aloïs van Tongerloo “Fragmente aus den Briefwechseln von Georg Huth (1867 – 1906)”, in “ZAS (= Zentralasiatische Studien)” 41 (2012): 243-262.
[5]. Albert Grünwedel,
آلبرت گرونودل (۳۱ ژوئیه ۱۸۵۶ –۲۸ اکتبر ۱۹۳۵) هندشناس، تبتشناس، باستانشناس و کاشف آلمانی در آسیای مرکزی؛ یکی از اولین دانشمندانی بود که زبان لپچا (Lepcha)، یکی از زبانهای ناحیۀ هیمالیا را مطالعه کرد- م.
[6]. Ethnologisches Hilfskommitee Berlin
[7]. Idikutschari,
ویرانههایی در 30 کیلومتری جنوب شرقی تورفان امروزی، در محلی که توسط ساکنان محلی به نام «ایدیکوتشاری» یا «ایدیکوچاری» نامیده میشود- م.
[8]. Bericht über archäologische Arbeiten in Idikutschari und Umgebung im Winter 1902-1903: Aus d. Abhandlungen der K. Bayer. Akad. d. Wiss. 1 Kt. 24 Bd. 1 Abt, München, 1905.
[9]. برای مطالعۀ بیشتر به زبان فارسی، میتوان به پژوهشهای زیر مراجعه کرد:
زوندرمان، ورنر، «پژوهشهای تورفان، تاریخ، موقعیت و وظایف آن»، ترجمۀ امید بهبهانی، مجلۀ فرهنگ، شماره ۳۷ و ۳۸، بهار و تابستان ۱۳۸۰، ص ۱۶۹ تا ۱۸۱.
سیمز ویلیامز، نیکلاس، «مسیحیان سغدی و ترک در دستنوشتههای تورفان و دونهوانگ»، ترجمۀ پورچیستا گشتاسبی اردکانی، فصلنامۀ پازند، سال ۱۶، شماره ۶۰، پاییز ۱۴۰۱، ص ۱۱۹ تا ۱۳۵.
شکری فومشی، محمد، «چند بهاصطلاح دستنامۀ آموزشی از مجموعه دستنویسهای مانوی تورفان در برلین»، زبانشناخت، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال چهارم، شماره اول، بهار و تابستان ۱۳۹۲، ص ۴۵ تا ۵۷.
گونگ چیان، «غارهای مانوی مکشوف در تورفان»، ترجمۀ ابوالقاسم اسماعیلپور، کلک، مهر و آبان 1372 شماره 43 و 44، ص ۱۱ تا ۱۴- م.
[10]. Kucha (Qocho، «کوچا» (قوچو/ خوچو)، پایتخت باستانی پادشاهی اویغور در واحۀ تورفان- م.
[11] غارهای هزار بودای «قومتورا» (کومتورا) مجموعهای از غارمعبدهای بودایی در منطقۀ خودمختار سینکیانگ، چین؛ این مجموعه در 25 کیلومتری غرب کوچا، در مجاورت مسیر باستانی جادۀ ابریشم واقع شده است- م.
[12]. Albert von Le Coq، آلبرت فون لوکُک (8 سپتامبر 1860 برلین، پروس – 21 آوریل 1930 برلین، آلمان) صاحب آبجوسازی و تاجر پروسی/آلمانی بود که در 40 سالگی به مطالعۀ باستانشناسی روی آورد- م.
[13]. Museum für Indische Kunst
[14]. Tungusologist، «تونگوسی» یکی از اعضای خانوادهای زبانی است که در مغولستان داخلی و بخشهایی از سیبری بدان صحبت میشود- م.
[15]. Krotoschin
[16]. Posen
[17]. Königliches Museum für Völkerkunde of Berlin
[18]. فهرستی از نسخههای خطی گردآوریشده توسط گئورگ هوث در مقالۀ کناپل دیده میشود. در این فهرست کتابهایی چون قصصالانبیا، کتاب جفر، غزلیات جامی، تلخیصالعلوم، محبوبالقلوب، کلیلهودمنه، حقالیقین، آفرینشنامه، اخبارالانبیاء، نصابالصبیان، تاریخ طبری، غزلیات سعدی، دیوان نوایی، دیوان حافظ، عجایبنامه، صفانامه، غزلیات امیرخسرو، یوسف و زلیخا و تاریخ خوقند به چشم میخورد (کناپل، 2012، ص 260-61)- م.
[19]. Die Zeit des Kâlidâsa mit einem anhang: zur choronologie der werke des Kâlidâsa
[20]. Walravens and Hopf
[21]. Huber and Niermann
[22]. “Die Reisen der drei Söhne des Königs von Serendippo: ein Beitrag zur vergleichenden Märchenkunde.”
داستانی با اصالتی ایرانی دربارۀ فراست سه شاهزادۀ سراندیب در آگاهی دادن از «شتر گمشده»، برگرفته از هشت بهشت امیر خسرو دهلوی که خود در اروپا سرچشمۀ پیدایش داستانهای پلیسی – کارآگاهی همچون شرلوک هلمز شده است: «… گفت وقتی به روزگار نخست / بود شاهی به شهریاری چست // در سراندیب پایۀ تختش / قدم آدم افسر بختش … // سه پسر داشت هوشمند و جوان / هم توانگر به علم و هم به توان … » – م.
[23]. habilitation
[24]. Friedrich-Wilhelms-Universität
[25]. Wilhelm Radloff
[26]. Ewenki، «اِوِنکی» نام مردمان و زبانی است تونگوسی که در روسیه، مغولستان و چین بدان تکلم میشود. – م.
[27]. Kotwicz and Walravens
[28]. Menges
[29]. Museum für Völkerkunde
[30]. Louis Lewin
[31]. Friedrich Alfred Krupp
[32]. Hermann Pohrt
[33]. Theodor Bartus
[34]. hemoptysis
[35].Weissensee
[36]. Singer, Isidore; et al., eds. (1901–1906). “Huth, Georg”. The Jewish Encyclopedia. New York: Funk & Wagnalls. V. 6, P. 511.
[37]. “The Chandoratnākara of Ratnākaraçānti”
[38]. “Jigs-med-nam-mkha”
[39]. Tsaghan Baišing
[40]. Deutsche Morgenländische Gesellschaft
[41]. “Die Tungusische Volkslitteratur und Ihre Ethnologische Ausbeute,”
[42]. فهرست کامل این کتابشناسی را ذیل مدخل «هوث» در ایرانیکا میتوان یافت- م.
این مقاله در مجلۀ جهان کتاب به چاپ رسیده است.

