مرتضی ممیز تصویرساز
شعله قاهری نیّری
مرتضی ممیز تصویرساز
تصویرسازی کتاب هفته در دهۀ 1340 شمسی مجموعهای از جاودانهترین آثار تصویرسازی در مجلات ایران را پدید آورده است.
نخستین شمارۀ هفتهنامۀ کتاب هفته از 16 مهرماه 1340 به سردبیری شاملو و نظارت دکتر محسن هشترودی و جمعی از نویسندگان و مترجمان ارزنده در قالب شورای نویسندگان با همکاری مرتضی ممیز بهعنوان نقاش و تصویرگر پا به عرصۀ مطبوعات کشور گذاشت و در 17 آذرماه 1342، پس انتشار 104 شماره، تعطیل شد.
از کتاب هفته میتوان بهعنوان یک رویداد در هنرهای تجسمی و نیز خاطرۀ جمعی نسلی از هنرمندان و اندیشهمندان کشور نام برد. نخستین و مؤثرترین سردبیر کتاب هفته، احمد شاملو بود.
این نشریه به انتشارات روزنامۀ کیهان تعلق داشت که یکی از دو روزنامۀ بزرگ ایران محسوب میشد. کتاب هفته چه از نظر شکل و چه از نظر محتوا در میان نشریات ایران جایگاه ویژهای دارد.
شماری از شاخصترین نویسندگان و مترجمان با این مجله همکاری داشتند و ترجمۀ آثار برخی از نویسندگان فرنگی برای نخستین بار در آن منتشر شد.
کتاب هفته نشریهای ادبی بود حاوی داستان و شعر، فرهنگ عامه و… همچنین مطالبی با مضامین فرهنگ، اقتصاد، علوم و نیز مطالبی در مورد شطرنج در شمارههای مختلف آن به چشم میخورد.
پس از شهریور 1320 و گشایش فضای سیاسی و آغاز فعالیت احزاب، شمار زیادی از نشریات در ایران آغاز به انتشار کردند که بسیاری از آنها ارگان یا نشریۀ وابسته به گروههای سیاسی بودند.

از ویژگیهای نشریات این دوران این بود که شکل و شمایل چشمگیری نداشتند و درواقع از اصول طراحی گرافیک و صفحهآرایی بیبهره و به عبارتی در امتداد سبک و سیاق نشریات گذشته بودند.
اما در این میان میتوان از دو نشریه نام بُرد که در همان چهارچوبهای سنّتی گذشته، ظاهر بهتری داشتند: ایران باستانِ عبدالرحمان سیف آزاد با گرایش به آلمان هیتلری و ایران امروز، نشریۀ سازمان پرورش افکار، که محمد حجازی (مطیعالدوله) آن را اداره میکرد.
دو دهۀ اول قرن چهاردهم را میتوان آغاز و رواج مجلهنگاری دانست که سیّد فرید قاسمی، پژوهشگر تاریخ مطبوعات ایران، رونق و رشد آن را با رکود روزنامهنگاری در تاریخ معاصر ایران همراه میداند.
با رونق گرفتن انتشار مجلات در این دوران، شکل و محتوای آنها نیز تحولاتی به دنبال داشت که میتوان حضور دانشآموختگان هنر و فرهنگ، نقاشان، خوشنویسان و بهخصوص گراورسازان را ازجمله عوامل مهم آن دانست.
اگر تصویرسازی را نوعی نقاشی بدانیم که تولید آن در ارتباط با متن و در محدودۀ خواستِ سفارشدهنده صورت میگیرد، تحولات تصویرسازی ایران و به پیروی از آن، تحولات تصویرسازی مطبوعاتی را میتوان در تاریخنگاری ایران دنبال کرد.

آغاز جنبش نوگرایی و مدرنیته در هنرهای تجسمی را به حدود سالهای 1319 و 1320 شمسی، یعنی به دنبال کنارهگیری رضاشاه پهلوی از سلطنت و جانشینی فرزندش، نسبت میدهند.
بهیقین تصویرسازی مطبوعات دهۀ 30 و 40 که بستر زمانی کتاب هفته نیز محسوب میشود متأثر از این جریانات نوگرایی در هنرهای تجسمی و نقطۀ عطفی در تاریخ تصویرسازی مطبوعات کشور بوده است.
از سالهای دهۀ 40 طراحی و تصویرسازی مطبوعات بهواسطۀ تلاش هنرمندانی مانند ممیز، اردشیر محصص، فرشید مثقالی، نیکزاد نجومی، هانیبال الخاص رفتهرفته شکل مستقلی از نقاشی یافت و بهعنوان زبان بیانی مؤثر مورد توجه قرار گرفت.
پیدایی کتاب هفته در میان مطبوعات آن دوران و در پایان دهۀ 30، درواقع ادامۀ همان موج نوطلبانهای بود که از حدود دهۀ 20 آغاز شده بود؛ ابتدا در شعر و ادبیات و بعد در نقاشی و بعدها هم در تئاتر و سینما و سایر رشتهها.
سیّد فرید قاسمی در گفتار کوتاهی دربارۀ کتاب هفته به برخی ویژگیهای فضای سیاسی – اجتماعی دهۀ 30 و 40 پرداخته و اشاره کرده است که شاه پس از 28 مرداد گرچه قدرت را دوباره به دست گرفت اما جامعه حالتی عصیانزده و سراسیمه داشت و اعتراض و تظاهرات و جنبش در آن فراوان بود.[1]
در این میان جنبش هنر مدرن نیز در ایران در حال شکلگیری بود. ظهور نقاشان صاحب سبک، اجرای تئاترها و تولید فیلمها، برگزاری کنسرتهای موسیقی و… از ویژگیهای فضای هنری آن دوران قلمداد میشود.
در این میان شماری از روشنفکران چپ و ملّیگرا، پس از سرخوردگی از سیاست، به کارهای فرهنگی روی آورده بودند و البته دولت هم کوشید از این فضا استفاده کند. تأسیس نهادهایی چون کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، تالار رودکی و برگزاری جشن هنر شیراز و… نمونههایی از این کوشش بوده است.
تصویرسازی مطبوعاتی درواقع از این زمان بهعنوان شاخهای مستقل در عرصۀ هنر، مطبوعات و صنعت نشر شناسایی میشود و در همین بستر مهیا و مناسب، کتاب هفته شکل میگیرد.
شهرت کتاب هفته و شکل ویژۀ آن را در طی دو سال انتشار میتوان مدیون سردبیری مؤثر احمد شاملوی سیوپنجساله و پشتکار مرتضی ممیز جوان بیستوپنجساله دانست. ممیز در آن زمان جوان، پرتکاپو و جوینده بود. او در کتاب هفته از ابتدا بهعنوان نقاش و تصویرساز مشغول به کار شد.
خود او در جایی میگوید: «در آن زمانها، روزانه حدود 40 صفحه از مجلههای گوناگون را صفحهآرایی میکردم و برای اغلب آنها هم تصویر میساختم و هم طراحی روی جلد را انجام میدادم. در طی روز غالباً 16 ساعت کار میکردم.»
احمد شاملو کتاب هفته را نوعی ماجراجویی جسورانه، فرزند خستگینشناختنها و بیخوابیها میدانست. کتاب هفته با جلد رنگی و صفحات داخلی سیاهوسفید در قطع 5/19 در 5/13 سانتیمتر و با حجمی گاه بالغ بر 200 صفحه انتشار مییافت.
جلد آن، چنانکه اشاره شد، رنگی بود و کیفیت چاپش از شمارۀ 10 به بعد به نحو چشمگیری ارتقا پیدا کرد. تنظیم صفحات داخلی مجله تا شمارۀ 27 به عهدۀ خود شاملو بود و ممیز فقط تصویرسازی داستانها و طراحی جلد را انجام میداد.
پس از این شماره، ممیز عهدهدار صفحهآرایی مجله نیز شد. در ماههای آخر انتشار مجله، به دنبال تغییر متصدیان نشریه، فعالیت ممیز به طراحیهای اندکی که غالباً شامل جلد نیز بود، محدود شد. کتاب هفته به انتشار خود حدود دو سال ادامه داد و افتوخیزهایی را پشت سر گذاشت.
جابهجایی سردبیرها، شورای نویسندگان و طراح گرافیک در هر مرحله تغییراتی را در محتوا و ظاهر مجله در پی داشت. گرچه کتاب هفته در شمارهها آخر، که ممیز را از دست داد، دچار اُفت زیادی شد اما در سایر شمارهها شخصیت کلّیِ بصری و محتواییِ مجله نوسانات شدیدی نداشت.
به گفتۀ سیروس طاهباز، عضو تحریریۀ اولیۀ کتاب هفته، «ممیز یک نوع سلیقه را در مملکت باب کرد و پرورش داد. این رسم که نام طراح در شناسنامۀ مجله بیاید با شروع کار او نهاده شد.
پیش از او اصلاً چنین رسمی در ایران نبود و اگر هم بود در آن حد بود که گاهی مثلاً نام نقاش و یا طراح را عنوان میکردند. اما نام صفحهآرا هیچگاه در شناسنامه نمیآمد و این رسم را ممیز تثبیت کرد.»
میتوان گفت که جایگاه واقعی ممیز و قدرت طراحی و قلم او در کتاب هفته بود که به نمایش درآمد. گرافیست جوانی که در لابهلای صفحات این مجله حرکت میکند، خودش را پیدا میکند و شکل میگیرد.
بسیاری از منتقدان تصویرسازیهای ممیز در کتاب هفته را بهترین دورۀ کار او میدانند. ممیز که در سال 1384 در شصتونُهسالگی درگذشت چهرهای بیمانند در هنر طراحی و گرافیک ایران است و دربارۀ او مقالات و کتابهایی منتشر شده است.

گفتنی است که به اعتقاد برخی از صاحبنظران، تجربۀ ممیز در طراحی مجلات مختلف، پشتوانۀ ارزندهای برای او فراهم آورد تا بتواند با اعتمادبهنفس در پی تأسیس رشتۀ گرافیک در دانشگاه تهران برآید.
گرچه ممیز پیش از کتاب هفته طراحی گرافیک مجلههای ایران آباد به سردبیری محمود عنایت و فرهنگ به سردبیری ناصر نیّرمحمدی را، که هر دو روزنامهنگاران شاخصی بودند، به عهده داشت، امّا هنگامی که در کتاب هفته در کنار سردبیر هنرشناسی چون شاملو قرار گرفت عرصهای تازه به روی وی گشوده و قابلیتهایش شکوفا شد.
ممیز از نخستین هنرمندانی بود که اولین قدمها را در تصویرسازی مطبوعات کشور برداشت و شاید بتوان گفت که دنیای نقاشی مدرن بهنوعی به دست ممیز پا به عرصۀ فرهنگ معاصر ایران گذاشت.
او که در فرانسه در رشتۀ نقاشی تحصیل کرده بود با شگردهای نقاشان مدرن دنیا آشنا و به آزمودن سبکها و تکنیکهای همسو با آنها علاقهمند شد.
درواقع او به طور مداوم نقاشی مدرن دنیا را در کتاب هفته مرور و تمرین میکرد و اگرچه از سبکهای هنری غرب تأثیر میگرفت اما همواره آنها را از صافی ذهن و تجربۀ خویش عبور میداد.
دستی قوی در طراحی داشت و تسلط بر خط و فضاسازی. خطوط محکم او همگی حاصل حس زیباییشناسی اوست. ممیز علاوه بر تأثیرپذیری از هنر غرب، دغدغۀ هویت ایرانی را هم داشت.
ترکیب معمارگونۀ فضا بدون استفاده از پرسپکتیو و سادگی و صراحت در آثار او را میتوان تا حدود زیادی حاصل گرایشهایش در وجوه تزیینی هنر ایرانی دانست.
چنانکه خود میگوید: «در کارهای من نوعی گرایش به سطحهای رنگی صاف و ساده و فرمهای خلاصهشده و مجرّد هست که وقتی خوب ملاحظه میکنید تأثیر هنر دکوراتیو و تزیینی خودمان را در همۀ آنها میبینید. همۀ هنرهای قدیمی و آیینی و استوارْ بر فکر و فلسفه، شکل تزیینی دارند.
پرسپکتیو همیشه فریبنده است و واقعیت را پردهپوشی میکند. سادگیـ اگر بتوان به آن دست یافت ـ همیشه لُبّ مطلب است؛ بدون حاشیه و مقدمه؛ چیزی که من شیفتۀ آنم و صراحت من هم ایجاب میکند که کارم صریح و ساده باشد. نقشهای ما همه ساده و به قول فرنگیها “استیلیزه” است.
در همۀ کارهای من، علیرغم تمام تنوّع تکنیکی و ترکیبی، یک فصل مشترک همیشگی هست و آن عبارت است از یک زمینۀ خالی که طرح و رنگ در میان آن رها شده است؛ ترکیب شده است.»
تصویرسازیهای ممیز در کتاب هفته یکی از ارکان مهم تشخّص این مجله در کنار ویژگیهای دیگر آن بود. طراحیهای او پیوند نزدیکی با مطالب داشت و بهنوعی مکمل آنها محسوب میشد.
بهطوریکه با توجه به محتویات، انتخاب سبک و بهکارگیری تکنیک او نیز متفاوت میشد. از طرف دیگر، اعتمادبهنفس زیاد و روحیۀ ناآرام، نوجو، جستوجوگر، مسئول و خستگیناپذیر، و اشتیاق فراوانش برای عرضۀ چشماندازهای جدید، سبب انتقال تجربیات شخصی به دیگران و بالا بردن سواد بصری مخاطبانش بود. او سعی داشت هر بار حرف تازۀ بصری برای عموم داشته باشد و سطح سلیقۀ مخاطبان را ارتقا دهد.
ممیز آشنایی با مجلۀ پولند لهستانی را قبل از دورۀ کار در کتاب هفته در سیر تحولی کارهایش مؤثر میداند. پس از آنکه از «آتلیۀ بهرامی» بیرون میآید به «کانون آگهی زیبا» میرود و در همانجا با مجلۀ نووم که در مونیخ منتشر میشد و اختصاصاً به گرافیک میپرداخت آشنا میشود که به گفتۀ خود او وسعت دید فراوانی به او ارزانی میدارد.
از طرف دیگر، همنشینی با طراحان انگلیسی و استرالیایی در «کانون آگهی زیبا» نیز بر کارهای آتی او تأثیر بسزایی داشت.
یکی دیگر از بارزترین خصیصههای تصویرگری ممیز در کتاب هفته، که قبلاً نیز به آن اشاره شد، هماهنگی تصاویر و تکنیکهای به کار گرفتهشده با متن است.
او دستیابی به این شیوه را متأثر از کتاب خوشههای خشم اشتاینبک به ترجمۀ عبدالرحیم احمدی و شاهرخ مسکوب میداند. ممیز میگوید: «در این کتاب صفحههایی توسط یک طراح مصوّر شده بود و شیوۀ قلمانداز او هماهنگی تکنیکی خوبی با شیوۀ نویسنده داشت.
دیدن و مقایسه کردن این کارها برایم بسیار ترغیبکننده شد که بعداً در کتاب هفته ترجمۀ تکنیکی شیوۀ نویسندگان را در تصویرهایم رعایت کنم و نتیجه ایجاد چنان شیوههایی شد.»

ممیز جوان هر شرایطی- حتی محدودیت- را عاملی در جهت تنوّع و ارتقا بخشیدن به کارهایش تلقی میکرد و بدینگونه بود که محدودیتهای چاپ آن زمان، ازجمله سیاهوسفید بودن تصاویر، در دستان پرتوانش مبدّل به شاهکارهایی نظیر تصویرسازیهای معروف او در مطبوعات دهههای 30 و 40 شد.
تصاویر سیاهوسفید که گاهی با ورقههای ترام تکهچسبانی (کلاژ) میشد، تصاویری ساده و پُر کنتراست بودند که غالباً امضای ممیز را نیز در برداشت.
با یک بررسی کلّی میتوان مشخصات زیر را در تصویرهای ممیز در کتاب هفته دنبال کرد:
– سیاهوسفید، اغلب بدون سایه و نورپردازی و بُعدنمایی؛
– تجربۀ سبکهای متفاوت به پیروی از هنر مدرن؛
– غالب بودن جنبههای فیگوراتیو و فرمالیستی در طرحها؛
– واقعگرایی در عین بیان و سبک شخصی؛
– برخورداری از نوعی طنز؛
– داشتن هماهنگی متن با محتوا در اغلب موارد؛
– اکسپرسیو بودن خطوط و کاربرد خطوط با ارزشهای متفاوت، ترکیببندی معمارگونۀ فضا بدون استفاده از پرسپکتیو (نگاهی ایرانی به فضا)؛
– استفاده از فضای سفید و زمینهای خالی که طرح در میان آن رها شده باشد؛
– به کار بستن نقش سایههای تکرارشونده (مانند نقوش قالی)؛
– استفاده از تضادهای شدید در تیرگی و روشنایی و فرم؛
– ایجاد بافتهای مختلف با ابزارهای سادۀ تصویرسازی: قلم فلزی، مداد، مداد کُنته، صفحات ترام، مرکب چین؛
– بهکارگیری تکنیکهای متنوّع و متعدد؛
– پرهیز از پردازشهای دقیق و نقاشانه؛
– تکنیکهای مشابه چاپ (خراش مرکب از روی مقوای گلاسۀ ضخیم) و حکاکی روی چوب، هاشور زدنهای ماهرانه و کاربرد تکنیکهایی با قابلیت اجرایی سریع و روان در عین زیبایی؛
– قرار دادن امضای طراح در نواحی مختلف تصاویر (در برخی موارد این امضا به جزئی از تصویر تبدیل میشود).
* این گفتار برگرفته از پایاننامۀ کارشناسی ارشد مؤلف است با این مشخصات: «مطالعهای بر تصویرسازیهای ممیز در صفحات داخلی مجلۀ کتاب هفته»، به راهنمایی دکتر میترا معنوی راد، (تهران: دانشکدۀ هنر دانشگاه الزهرا )، 241 ص.
[1]. فرید قاسمی، جست و نوشت، (تهران: خانۀ کتاب، 1397)، صص 125-131.
این مقاله در مجلۀ جهان کتاب به چاپ رسیده است.





