فرزانه متبسم

فرزانۀ متبسّم فرّخ امیرفریار من آدم خوششانسی بودم و به این مسئله خودم هم آگاهی دارم. خیلی بیش از سهم خودم بُردهام. این را از همۀ ابعاد میگویم، هم در جنبههای مالی، هم در جنبههای علمی و فرهنگی. داریوش شایگان[*] فرزانه متبسم داریوش شایگان متولّد سال 1313 در تهران بود، سال بنیاد […]
ماده 202

ماده 202 واسلاو هاول ترجمۀ رضا میرچی نیمهشب یکشنبۀ گذشته، به همراه دو دوست در پراگ به دنبال جایی میگشتیم تا بتوانیم لیوانی شراب بنوشیم. در کمال تعجب یافتیمش: نهتنها یکشنبه، بلکه تا یک بامداد هم باز بود! طبق معمولِ اینجور مکانها با دَرِ بسته روبهرو شدیم، زنگ را فشار دادیم؛ هیچ اتفاقی نیفتاد. […]
جوانی ژان دارک

جوانی ژان دارک آلفونس دو لامارتین ترجمۀ عباس آگاهی بعضی از انسانهای برگزیده به صورتی طبیعی مسائل مربوط به میهن را با مسائل مربوط به روح خود در هم میآمیزند و آنقدر بزرگاند که اگر نَفَس خود را با نَفَس کشور توأم نکنند نمیتوانند بهراحتی تنفس کنند. ولی ژان دارک از آن دسته آدمهایی […]
حکایت بی پایان کافکا

حکایت بی پایان کافکا مونیکا زاورژلوا ترجمۀ رضا میرچی جدیدترین زندگینامۀ فرانتس کافکا، نوشتۀ راینر استاش، کتابی سه جلدی در بیش از 1700 صفحه است که به زبان آلمانی منتشر شده و به فاصلۀ کوتاهی به زبان انگلیسی و همینطور چکی ترجمه شده است. این گفتوگوی کوتاه با نویسندۀ آلمانی، در روزنامۀ ملادا […]
خطرات خواندن

خطرات خواندن چرا خواندن میتواند خطرناک باشد؟ یزدان منصوریان[1] مقدمه من کتابدارم و تا امروز بخش عمدهای از زندگیام با کتابها و در میان قفسههای کتاب سپری شده است. مقالههایی هم در ستایش خواندن نوشتهام و مدلی با عنوان «پنجضلعی مطالعه»[2] پیشنهاد کردهام. به آن امید که این مدل بتواند به سهم خود […]
ادبیات اقلیت ها

ادبیات اقلیت ها چیزهایی که آقای نویسنده نمیداند در سخنرانیاش بگوید یا نگوید کیم مونسو ترجمۀ نوشین جعفری و پژمان طهرانیان کیم مونسو، نویسندۀ معاصر اسپانیاییِ کاتالانزبان، که حالا دیگر ـ با ترجمه و انتشارِ دو کتاب از او به فارسی: چرا اینجا همهچی اینجوریه؟ (ترجمۀ نوشین جعفری، مانِ کتاب، 1393) و گوادالاخارا (ترجمۀ پژمان […]
دو یادداشت درباره ی کافکا

دو یادداشت درباره ی کافکا داستان بیپایان فرانتس کافکا ایوان کلیما ترجمۀ رضا میرچی درست نود سال پیش، شب قبل از سیامین سالروز تولدش، فرانتس کافکا در دفتر خاطراتش مینویسد: «گسترش و برتری بخشیدن بر وجود ازدواج.» کمی بعد مینویسد: «ولی احساس میکنم، هنگامی که نوشتن را کنار میگذارم، افکارم سنگین میشوند.» […]
تو اهل دانش و رقصی همین گناهت بس

تو اهل دانش و رقصی همین گناهت بس کبری امینسعیدی (1329-1404) که نام هنریاش شهرزاد بود و اواخر مردادماه پس از دورانی طولانی دشوار زیستن درگذشت پدیدهای کمنظیر در فرهنگ معاصر ایران بود. اجازه بدهید از واژههای اغراقآمیز دربارهٔ او استفاده نکنم و تنها به شرح آنچه بود بپردازم. او از خانوادهای کمتوان […]
در ستایش نقطه ویرگول

در ستایش نقطه ویرگول نقطه ویرگول روزبهروز کمتر به کار میرود؛ باید در برابر نابودی آن مقاومت کرد رُزلین پیتلین[1] ترجمۀ مژده دقیقی تحقیقی که بهتازگی انجام شده، نشان میدهد استفاده از نقطهویرگول در دو دهۀ گذشته به نصف کاهش یافته است. این کاهش به روندی درازمدت شتاب میبخشد: «در 1781، تقریباً […]
جاسوسی که مرا میخواست

جاسوسی که مرا میخواست* سر صحنه با ریچارد برتن و مارتین ریت[1] جان لوکاره ترجمۀ سعید پزشک هرگاه به یاد اولین دیدارم با کارگردان آمریکایی، مارتین ریت که نسخۀ سینمایی رمان من جاسوسی که از سردسیر آمد[2] را ساخت میافتم به خاطر لباس احمقانهای که بر تن داشتم از خجالت سرخ میشوم. سال 1963 […]