تماس با ما لوگو

با ما به جهان کتاب‌ها بیایید

ارزیابی‌ های شتابزده نویسنده عاصی

ارزیابی‌ های شتابزده نویسنده عاصی
ارزیابی‌ های شتابزدۀ نویسندۀ عاصی!
صدمین سال تولد آل احمد و شصتمین سال انتشار غرب‌زدگی او
فرّخ امیرفریار
انسان بسیار بیشتر به یادآوری نیاز دارد تا به آگاهی.
آگاه بودن از گذشته کافی نیست باید گذشته را درک کرد.
(پل کِلودل 1868- 1955)
ارزیابی‌ های شتابزده نویسنده عاصی

جلال آل احمد، از تأثیرگذارترین نویسندگانِ ایرانِ نو، در سال 1302 به دنیا آمد و سال آینده مصادف با یکصدمین سال تولد اوست و همین انگیزه‌ای برای نوشتن این گفتار شد.

آل احمد در دورۀ عمر کوتاهش که 46 سال بیشتر نبود آثاری فراوان در زمینه‌های گوناگون نوشت از داستان و نقد ادبی و سفرنامه گرفته تا مقاله‌های اجتماعی و تک‌نگاشت‌هایِ منطقه‌ای و محلی.
فضای روشنفکری دهۀ 40 شمسی زیر سلطۀ او بود و حرف آخر را در هنر و ادبیات می‌زد. روشنفکرانی که تحصیلات بالاتر و دانش بیشتری از او داشتند هیچ‌کدام صلابت حضور و نفوذ و تأثیر او را نداشتند.
این تسلط به ویژگی‌های شخصی او برمی‌گشت که ازجمله صریح و جسور و فردی جذّاب بود. تعمداً نمی‌نویسم فَرِه‌مند (کاریزماتیک) چون این واژه مثل بسیاری از واژه‌های دیگر امروزه از معنی تهی شده و هر شخص عوام‌فریبی کاریزماتیک قلمداد می‌شود! او چکیدۀ روشنفکر ناراضی زمان بود.
او ادامه‌دهندۀ راه افرادی بود که پیش از مشروطیت پا به پهنۀ سیاست و اجتماع نهادند و با آثارشان سعی در بهبود وضع سیاسی و اجتماعی کردند.
افرادی که در دورۀ مشروطیت و اندکی پس از آن مؤثر بودند و با به قدرت رسیدن رضاشاه فضا بر ایشان تنگ شد و بر کناره رفتند؛ جز اندک افرادی که آن‌ها هم پس از چندی خاموشی گزیدند.
جنبش مشروطه آغاز توده‌گیر شدن سیاست در ایران است. تا پیش از آن مردم نقشی در حکومت و سیاست نداشتند و این امر محدود به گروه معدودی بود که با زدوخورد قدرت را از یکدیگر می‌گرفتند.
پس از سقوط رضاشاه این پهنه بار دیگر گشوده شد و با تشکیل حزب‌ها و انجمن‌ها و گروه‌ها و تأسیس روزنامه‌ها سیاست‌ورزی جانی تازه و رنگی دیگر گرفت.
روشنفکران و نویسندگانی که در این دوره آغاز به فعالیت کردند تا چند دهۀ بعد افرادی مؤثر در عرصۀ ادبیات و هنر بودند و هرچند پس از 28 مرداد 32 عرصۀ سیاست بر آنان بسته شد با آثار ادبی و هنری‌شان به طور غیرمستقیم در سیاست نیز مؤثر بودند.
بسیاری از اینان تجربه‌های سیاسی و اجتماعی‌شان را در حزب تودۀ ایران آغاز کردند که مؤثرترین و فراگیرترین حزب آن دوران بود.
جلال آل احمد یکی از پُرشورترین، کنجکاوترین و حساس‌ترین این اشخاص بود. او که هنگام سقوط رضاشاه در شهریور 1320 هیجده‌ساله بود تا هنگام مرگ در پهنۀ سیاست، ادبیات و اجتماع فعال و تأثیرگذار بود.
با عضویت در حزب توده فعالیتش را آغاز کرد، بعد از آن جدا شد و با احزاب و گروه‌های دیگر همکاری کرد و در کنار کار سیاسی و پس از ترک آن همیشه در نوشتن کوشا بود و آثارش مورد اعتنای جوانان و روشنفکران.
در کلِ دوران فعالیت‌های سیاسی او اندیشۀ چپ مارکسیستی در ایران و در بسیاری نقاط جهان گرایش مسلّط فکری و سیاسی بود.
تأثیری که به «ده روز» ختم نشد و سال‌ها دنیا از پس‌لرزه‌های اکتبر 1917 می‌لرزید . او هم در ابتدا چپ بود و بعدها بُرید و به هر دَری زد.
اوج شهرت آل احمد پس از انتشار غرب‌زدگی بود که کتابی بود کوتاه در قطع رقعی و بیش از 200 صفحه که در سال 1341 منتشر شد.
این کتاب قبلاً به صورت گزارشی کوتاه به یکی از شوراهای فرهنگی ارائه شده و بعد گسترش یافته و به صورت کتاب نشر یافت و ظاهراً پس از چاپ دوم از انتشارش جلوگیری شد ولی به صورت زیرزمینی منتشر می‌شد و تأثیری گسترده بر جامعۀ روشنفکری نهاد.
غرب‌زدگی رساله‌ای جَدَلی بود در نقد وضعیت فرهنگی و سیاسی و اجتماعی ایران که علّت‌العلل مشکلات کشور را حاکی از سلطه و نفوذ غرب و استعمار آن و نیز خود ایرانیانی می‌دانست که به قول نویسنده غرب‌زده شده و فرهنگ و هویت خود را کنار گذاشته بودند.
ضدیت با غرب به‌ویژه پس از جنگ جهانی دوم با گسترش نفوذ مارکسیسم شورویایی و رهایی شماری از ملّت‌های مستعمره گفتمانی مسلّط در بسیاری از کشوری واپس‌مانده و درحال‌توسعه شد و آل احمد کوشید این گفتمان را با توجه به پیشینۀ تاریخی چند صد سال گذشته ملموس‌تر و قابل دفاع‌تر سازد.
او در انتقاد از تمدن غربی بیشتر از واژۀ تکنولوژی، از واژۀ ماشین استفاده می‌کند، شاید چون فکر می‌کند برای خواننده ملموس‌تر است. هرچند بر این کتاب نقدهایی مستدل نوشته شد ولی از دامنۀ نفوذ و تأثیر آن کاسته نشد.
سال‌هاست که به غرب‌زدگی و داعیه‌های آن توجهی نمی‌شود: کنون زمانه دگر گشت و [ما] دگر گشتیم! اما چرا 60 سال پیش چنان تأثیری نهاد؟ چون تمام گفتمان‌های جذّاب و مسلّط روشنفکری آن سال‌های ایران در آن بود:
– مخالفت و ضدّیت با غرب به‌ویژه انگلیس و امریکا؛
– مخالفت با رژیم شاه که دست‌نشانده و کارگزار غرب دانسته می‌شد؛
– سیاه نمایاندن هر کاری که رژیم کرده بود؛
– آوردن شواهد تاریخی که داعیه‌ها را مستند جلوه دهد، هرچند نادرست و غیردقیق؛
– قائل شدن نقش مثبت و رهایی‌بخش برای دین اسلام؛
– استعانت از نظریۀ توطئه برای تحلیل تاریخ چندصد سال اخیر ایران که طرفداران فراوانی دارد.
دکتر محمدعلی موحد پایدار باشد که با طنز شاخص‌اش می‌گفت: «در 80، 90 سال پیش وقتی طلبه‌های جوان می‌خواستند از کتابی تعریف کنند می‌گفتند هم شعر دارد، هم عربی دارد!» غرب‌زدگی هم شعر داشت هم عربی! و البته گوینده مهم بود!
شخصیت جذاب و نثر فشرده و بیان قاطعش تردیدی باقی نمی‌گذاشت که حرف‌ها همه درست است!
امّا امروزه با گردش چرخ نیلوفری بسیاری داعیه‌ها که در آن سال‌ها نقطۀ قوّت اثر بوده، تبدیل به نقطۀ ضعف شده است.
غرب‌زدگی که جذّاب‌ترین اثر آل احمد بود امروز پُر دافعه‌ترین اثر اوست و بسیاری ریشۀ برخی مشکلات امروز را در چنان نظریاتی می‌دانند.
غرب‌زدگی کالایی بود که صرف‌نظر از کیفیتش، بازار و مشتری داشت و به‌موقع عرضه شد، در بسته‌بندی (نثر) مناسب و البته سانسور دستگاه هم بر جذّابیتش افزود.
فراموش نکنیم که گفتمان چپ در همان زمان‌ها در اروپا هم در میان روشنفکران طرفداران فراوان داشت و شاید همین به آل احمد قوّت قلب می‌داد و فکر می‌کرد که دیدگاه‌هایش درست است.
همیشه ساده کردن و دادن حکم‌های کُلّی در مسائل اجتماعی طرفدار دارد. و در مَثَل مناقشه نیست که عاقل به کنار آب تا پُل می‌جست…
امروزه شماری صاحب‌نظران دهۀ چهل شمسی را دورۀ طلایی فرهنگ ایران می‌دانند. عرصۀ سینما، تئاتر، نقاشی، شعر، داستان و موسیقی شاهد آفرینش آثار ارزنده‌ای بود.
دولت هم با بنیادگذاری برخی نهادها مانند کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، تالار رودکی و انتشار نشریه‌هایی وزین چون رودکی و فرهنگ و زندگی در این شکوفایی نقش داشت.
امّا در حوزۀ فکر و اندیشه آثار تألیفی‌ای که به تحلیل اوضاع کشور بپردازند اندک بود و کتاب یا کتاب‌هایی را نمی‌یابیم که مانند غرب‌زدگی نگاهی جامع (صرف‌نظر از دقت محتوا و …) به وضع کشور داشته باشند.
تحلیل‌هایی که از وضع ایران می‌شد عمدتاً تحلیل‌های مارکسیستی توسط حزب توده و دیگر سازمان‌های خارج از کشور بود.
*
اگر آمرز، بسیاری از ما غرب‌زدگی را نمی‌پسندیم این نباید مانع شود که به آثار دیگر آل احمد هم بی‌توجهی کنیم. تک‌درختی که امروز بی‌ بار و بر می‌پنداریم نباید مانع دیدن جنگل شود! آل احمد آثار گوناگونی دارد:
رمان، سفرنامه، مقالۀ اجتماعی، نقد ادبی و … شماری از آثار او امروز هم خواندنی و نظرهایش آموختنی‌اند.
داستان‌هایش به جای خود که بیشتر به سلیقۀ خواننده برمی‌گردد امّا برخی مقاله‌ها و اظهارنظرهایش دربارۀ اشخاص و آثار هنوز هم پس از چندین دهه خواندنی است به‌ویژه با در نظر گرفتن زمانشان.
مقالۀ «پیرمرد چشم ما بود» که دربارۀ نیما یوشیج است پس از بیش از 60 سال هنوز خواندنی است و می‌شود بارها آن را خواند. دکتر ضیاء موحد، استاد فلسفه و منطق و شاعر، در کتابی که دربارۀ آیین نگارش نوشته این مقاله را به عنوان مقالۀ نمونه آورده و گفته که بارها آن را خوانده است.
همچنین مقالۀ «هدایتِ بوف کور»، توجه کنیم که آل احمد آن مقاله را در سال 1330 یعنی بیش از 70 سال پیش نوشته است، همان سالی که هدایت درگذشت.
در آن موقع دربارۀ نقد ادبی و ادبیات در زبان فارسی شاید جز چند منبع معتبر نبود و بسیاری از نظریاتی که امروزه بنای نقد و تحلیل ادبی‌اند حتی در فرنگ هم در آن موقع مطرح نشده بودند. اما این مقاله هنوز هم خواندنی است.
سفرنامه‌های او به خارج نیز جالب‌توجه‌اند از حیث دقتی که در جزئیات و توصیف چیزها دارد.
سفر روس را که می‌خوانیم تعجب می‌کنیم چرا رژیم پیشین که در اردوگاه مخالف شوروی09 بود این کتاب را ممنوع کرده بود.
سراسر کتاب انتقاد از شوروی است! جلوگیری از آن لابد کار دوستانِ نادان یا دشمنانِ دانا بوده است! «سفری به شهر بادگیرها» که سفرنامۀ کوتاه او به شهر یزد است گذشته از توصیف ویژگی‌های شهر پُر است از آمار و اطلاعات دربارۀ قنات‌ها، حتی تعداد دوچرخه‌ها، داروهایی که بیماران مصرف می‌کنند و…
و همین‌جا بگویم پس از گذشت بیش از 50 سال از مرگ آل احمد هنوز یک چاپ شکیل و پاکیزه از مجموعه آثار او نداریم، کاری که در فرنگ شاید بیش از یک قرن است در مورد نویسندگان مشهور می‌کنند و در اینجا با وجود گذشت دهه‌ها از مرگ شماری نویسندگان، برخی آثارشان هنوز امکان انتشار علنی ندارد و مفتِ چنگِ کتاب‌دزدان که امروزه امکانات فنّی هم به کمکشان آمده است!
*
جلال آل احمد روشنفکری بود که در یکی از متلاطم‌ترین دوران تاریخ ایران، یعنی کشوری که تاریخش سرشار از خیزاب‌های سترگ و ویرانگر بوده است، زیست و فعالیت کرد.
از سقوط رضاشاه تا دولت مصدق و بعد با وجود تسلّط شاه و رویۀ آرام جامعه تکان‌های شدیدی هر از گاه در آن روی می‌داد.
او که در جامعه‌ای بی‌قرار و سراسیمه غوطه می‌خورد و به قول خودش «با شامه‌ای تیزتر از سگِ چوپان و دیدی دوربین‌تر از کلاغ و در قلم گستاخ»، آنچه را می‌دید و دریافت می‌کرد بی‌پروا و صریح بیان می‌کرد.
شاید یکی از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذاری آل احمد نثرش بود: شتابکار و تلگرافی و صریح که برخاسته از شخصیتش بود، آن‌هم در جامعه‌ای که حشو و پرگویی، تمجمُج، ژَکیدن و به در بگو دیوار بشنود هنوز از ویژگی‌های زبانی آن است.
چنین فردی در چنان دورانی طبیعی بود که گاهی گز نکرده هم پاره کند، حرف‌های گُنده گُنده و بی‌پشتوانه هم به عنوان تاریخ بزند که البته قابل درک است نه قابل دفاع و از آن مهم‌تر نه شایستۀ تقلید و سرمشق گرفتن.
با این‌همه تحوّل و وَرز یافتن زبان فارسی در بیش از 50 سال پس از مرگ او هنوز نثرش جذّاب و پر کشش است و شاید بتوان گفت که دیگر نثری کلاسیک در مقاله‌نویسی فارسی است.
آخرین عکس او که در کنار مصطفی شعاعیان در اسالم گیلان است و چهل‌وشش‌ساله است هفتادساله به نظر می‌رسد. خم‌شده زیر بارِ تاریخ گران‌جانِ ایران.
یاد شعر بودلر می‌افتم که گفته بود: من آن‌قدر خاطره دارم که گویی هزار سالم است! و یا این حرف اسلامی ندوشن که مردم کشوری باید چقدر زجر کشیده باشند که شاعری چون حافظ خلق کنند! ما آن شقایقیم که با درد زاده‌ایم.
*
شمار قابل‌توجهی از روشنفکران و مخالفان رژیم در دهۀ 40 که هنوز ده سالی از 28 مرداد نگذشته بود و داغ آن هنوز برایشان تازه بود و با ذهنی انباشته از نفرت از غربیان به‌واسطۀ آنچه در سده‌های اخیر سرشان آورده بودند، چون دنیای خود را درک نمی‌کردند و قادر به تحلیلش نبودند پژواک‌هایی از احساس‌هایشان را در حرف‌های تند و صریح و تلخی می‌یافتند که آل احمد جسارت بیانشان را داشت با غرب‌زدگی و دیگر آثارش رابطه برقرار کردند.
لازم نبود با تمام تحلیل‌هایش موافق باشند امّا درون‌مایه‌های آن را در زندگی‌شان تشخیص می‌دادند، با آن رابطه برقرار کردند و از این‌رو آثار او نفوذی عظیم یافت. برخی از جوانانِ روشنفکری که امروز آثار او را می‌خوانند شاید از نفوذ و تأثیر آن شگفت‌زده شوند چون بستر و فضای آن را زندگی و درک نکرده‌اند.
این مقاله در مجلۀ جهان کتاب به چاپ رسیده است.

شاید به این مطالب هم علاقه‌مند باشید…

برخوردهای نزدیک

برخوردهای نزدیک

برخوردهای نزدیک ریشه‌های نگرانی و دلتنگی در آثار علمی-تخیّلی استانیسلاو لِم* کیلب کرین ترجمۀ سعید پزشک     در رمان

ادبیات

تاریخ

هنر

فلسفه

علم

ادبیات

تاریخ

هنر

فلسفه

علم

ادبیات

تاریخ

هنر

فلسفه

علم

سبد خرید شما در حال حاضر خالی است.

بازگشت به فروشگاه