انواع ویرایش متن در ویرایش ادبی روسی (1)[1]
ای. ب. گالوب
ترجمۀ مریم سامعی[2]
تاکنون با نظر منابع آمریکایی و انگلیسی زبان در باب نشر و ویرایش آشنا بودهایم و این نخستین نوشتۀ فارسی است که از منبعی روسی ترجمه شده است. چنانچه علاقه مندانی مطالبی را در زمینۀ نشر و ویرایش از منابع چینی و اسپانیایی ترجمه کنند، زبانهایی که پرتیراژترین آثار از طریق آنها منتشر میشود، جهان کتاب از آن مطالب استقبال میکند.
انواع ویرایش متن در ویرایش ادبی روسی
ویرایش متن
ویرایش ادبی آثار ادبی همان تغییراتی است که ویراستار اجازۀ ایجاد، و در روند آمادهسازی کتاب برای چاپ، سعی در بهبود آن دارد. ک. م.
ناکُریاکف[3] مینویسد که اصلاحات ویرایشی با ارزیابی متن و بررسی ویژگیهای روانشناختی در فرآیند خلق یک اثر ادبی در تضاد نیست. «اصلاحات حرفهای صورتگرفته در متن، یکپارچگی و انسجام آن را نقض نمیکند.
برعکس، ساختار متن را از عناصر و تأثیرات ثانویه واردشده بر آن رها میکند و قصد نویسنده و ایدۀ او را روشن میسازد»[4].
در حین ویرایشِ سبک، بیدقتی، خطاهای گفتاری و «زمختی» سبک از میان میرود؛ هنگام تلخیص متن، همۀ مطالب اضافی که با ژانرِ اثر مطابقت ندارد حذف میشود.
در حین ویرایش ساختاری، بخشهایی از متن جابهجا میشود و گاهی اوقات، بخشهای گمشدهای افزوده میشود که در انسجام منطقی اثر مؤثر است. بهطور کلی و براساس اصلی پذیرفتهشده، ویرایش یک پیشنویس فراتر از تخصص ویراستار ادبی است و نیاز به مهارت بالایی دارد.
ویراستار باید اصلاحات خود را با نویسنده مطرح کند و دقت داشته باشد که او را آزرده نکند و به غرور او لطمهای وارد نسازد. بدین منظور، همۀ نظراتش باید مدلل باشد.
ویراستار موظف است اشتباهات گفتاری متن را علامتگذاری کند، کاستیهای ساختار متن را نشان دهد و نویسنده را دربارۀ نامناسببودن عبارات خاص و نامستندبودن بخشهای خاصی از متن متقاعد سازد.
برخورد دوستانه و حرفهای در ویرایش اثر، از ایجاد درگیری و روابط غیرکاری با نویسنده پیشگیری میکند؛ نویسندهای که معمولاً قدردان ویراستاری است که در ویرایش متن به او یاری میرساند.
ویراستار ملزم است که از ویرایش سلیقهای و ایجاد تغییراتی در متن، که نمیتواند برای آن توجیهی داشته باشد، دوری کند.
تلاشهای ویراستار ادبی را براساس شمار اصلاحات و تغییراتی که در نسخۀ پیشنویس ایجاد کرده است قضاوت نمیکنند.
ناکریاکف تأکید میکند که: «بر کسی پوشیده نیست که حتی امروزه، در تحریریۀ روزنامهها، ویراستارانی حضور دارند که وظیفۀ خود میدانند کل اثر نویسنده را از نو بنویسند.
آنها چنین میکنند و ایمان دارند که کار درست را انجام دادهاند و این کار آنها ضروری است. به باور آنها، پس از چنین پردازشی، متن «شفاف» تر میشود و اضافات بسیاری از میان میرود» (2002: 51).
ویراستار ادبی از انواع ویرایش بهره میگیرد: نمونهخوانی، ویرایش ـ تلخیص، ویرایش ـ پردازش و ویرایش ـ تغییر.
نمونهخوانی با هدف تکمیل و آمادهسازی اثر صورت میگیرد. هنگام نمونهخوانی، ویرایش باید حداقلی باشد. این نوع ویرایش در آمادهسازی برای انتشار چاپ مجدد، و همچنین کتابهای مستند و کلاسیک کاربرد دارد.
ویرایش ـ تلخیص در مواردی کاربرد دارد که متن کاستیهایی مانند مطولبودن، تکرار و درهمریختگی مطالب و جزئیات کوچک را داراست؛ این نوع ویرایش زمانی اعمال میشود که نویسنده عمیقاً پایبند موضوع نبوده، با فاصله از اصل مطلب، شروع به نوشتن کرده، بیشتر مجذوب پسزمینه بوده و بخش اول متن را به مسائل کلی اختصاص داده است.
غالباً در مقدمه، نویسندگان موضوعات جانبی را مطرح میکنند و ویراستار همۀ این مطالب را خلاصه میکند و تقلیل میدهد.
ویرایش ـ پردازش ترکیبی است از نمونهخوانی و ویرایش ـ تلخیص، و رایجترین نوع ویرایش.
ویرایش ـ تغییر هم که به توصیف ادبی نزدیک است.
این تقسیمبندی تا حدی مشروط است؛ زیرا اغلب حین ویرایش ـ تلخیص، ویراستار باید به ویرایش ـ پردازش، حین ویرایش ـ تصحیح، به حذف خطاهای گفتاری، و حین ویرایش ـ تغییر به همۀ انواع دیگر ویرایش بپردازد.
با این حال لازم است که هریک از انواع ویرایش را بررسی کنیم و در برخی موارد، روش کار ویراستار را شرح دهیم.
نمونهخوانی
نمونهخوانی مرحلۀ نهایی ویرایش متن است. در این مرحله، نمونهخوان متن را با نسخۀ ویرایشی نهایی مطابقت میدهد و اشتباهات املایی و نقطهگذاریها را برطرف میکند.
او باید یک بار دیگر در خوانش متن عمیق شود تا ایراداتی که ویراستار قبلی متوجه آنها نشده، و اشتباهات تایپی را مشخص کند.
اگر نمونهخوان هرگونه غلط یا اشتباه معنایی در متن ببیند، اجازۀ جایگزینی کلماتی را که در نسخۀ پیشین آمده است ندارد، بلکه باید خطاهای مشکوک را با مداد علامتگذاری کند و تصحیح آنها را سرویراستار بسپارد.
وظایف نمونهخوان شامل بررسی املای صحیح اعلام جغرافیایی، نامها و نامهای خانوادگی، دقت در استناد و ارجاعدهی، مقایسۀ اعداد و تاریخهاست (که باید با متن نویسنده مطابقت داده شوند). معمولاً چنین وظیفهای به نمونهخوانی باتجربه سپرده میشود.
او ایرادات واضح، خطاهای چشمی و اشتباهات تایپی را با بهرهگیری از علائم ویرایشی حذف میکند. او پس از مشورت با سرویراستار، یادداشتهایی را هم که با مداد نوشته است پاک میکند.
وظیفۀ نمونهخوان بسیار پرمسئولیت است و بیشترین آسیب به متن در این مرحله از ویرایش، ناشی از خطاهای چشمی است. این وظایف بدین قرارند:
- جایگزینی حروف با املای مشابه یا حروفی که روی صفحهکلید در کنار هم قرار دارند؛
- تصحیح جابهجایی حروف یا هجاهای مجاور؛
- حذف حروف و هجاهای زاید؛
4) حذف فاصلۀ اضافۀ بین کلمات.
یک بار حذف حرف «ر» در کلمۀ «استالینگراد» به متهمشدن سردبیر روزنامه به تبلیغات ضدشوروی تبدیل، و به قیمت جان نمونهخوان تمام شد (با حذف حرف «ر» معنای کلمه چنین است: استالین بد است!)
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، املای برخی نامهای جغرافیایی تغییر کرد که سبب بروز مشکلات مضاعفی برای نمونهخوانان شد.
تغییرات در متن را ویراستار، مصحح و نمونهخوان با بهرهگیری از علائم ویرایشی خاصی که در حاشیۀ سمت راست صفحه قرار میگیرند اعمال میکنند.
ویرایش با رنگ مشکی، بنفش یا آبی انجام میشود. توضیحات اضافی داخل دایرهای بیضیشکل و متن کوتاهشده با دو خط بهصورت ضربدری خط زده میشود. همۀ دستورالعملهای تحریریه بهصورت منظم و خوانا و بدون اختصار نوشته میشوند.
ویرایش ـ تلخیص و روش انجام آن
تلخیص متن، یا همان کاهش حجم آن، معمولاً بخشی مهم از ویرایش ادبی است. در کاهش حجم مطالب، ویراستار، براساس قاعدهای کلی، هدف دیگری را نیز دنبال میکند: بهبود کیفیت ادبی متن.
بااینحال، ویرایش ـ تلخیص میتواند به دلایلی کاملاً فنی نیز ایجاد شود: زمانی که مطالب در صفحۀ روزنامه یا مجله نمیگنجد؛ نویسنده از حجم متن مشخصشده در قرارداد فراتر رفته است؛ یا مطالب ارائهشده در متن با ژانر و سبک نویسنده تناقض دارد.
گاهی ممکن است دلایل دیگری هم وجود داشته باشد، مانند ساختار اشتباه متن، ذکر حقایق و رویدادهای نامناسب و ارجاعات نادرست به افراد خاص.
برخلاف نمونهخوانی، ویرایش ـ تلخیص مستلزم دخالت مستقیم ویراستار در متن است و این امر میتواند بر محتوا و ترکیب آن تأثیر مستقیم بگذارد. بسته به تغییرات پیشنهادی ویراستار، موارد زیر رخ میدهد:
- تلخیصِ بخشهای مختلف متن (ویراستار یک پاراگراف، بند یا حتی یک فصل را حذف میکند)؛
- تلخیص درونمتنی، که بر جملات منفرد، اجزای آنها و کلماتی که در کلام اطناب ایجاد میکنند تأثیر میگذارد. در مرحلۀ نخست، واحدهای معنایی ساختاری و نحوی، واحدهای معنایی همگون و جزئیات بیربط از متن حذف میشوند؛ مواردی که هیچ مشکل خاصی برای ویراستار پیش نمیآورد. تنها نکتۀ مهم در این مرحله از تلخیص این است که تحریفی در محتوا ایجاد نشود و سبک نویسنده تغییر نکند. ویراستار باید اطمینان حاصل کند که انسجام مطالب از بین نمیرود. برای انجام این کار، هنگام ویرایش، باید پس از کاهش تکتک واحدهای متن، از ترکیب واحدهایی که در کنار یکدیگر قرار دارند مطمئن شود. تخریب «معماری» اثر در حین تلخیص جایز نیست.
گاهی اوقات ارتباط معنایی بین بندهای متن به قدری مستحکم است که نمیتوان بخش بزرگی از متن را بدون نقض انسجام مطالب ویرایش کرد.
در این هنگام، ویراستار به تلخیص درونمتنی متوسل میشود. این ویرایش مستلزم دخالت جدیتری در متن است.
ویراستار میکوشد تا عبارات کوتاهتر و دقیقتری را انتخاب کند و پرحرفی و توضیحات نامناسب را کاهش دهد؛ ساختارهای نحوی پیچیده را با ساختارهای ساده جایگزین، و از ذکر دقیق آمار، کلمات و عبارات وصفی و جز اینها خودداری کند. اگر این تلخیصها بهسبب بهبود جنبۀ ادبی متن باشد، ویرایش ـ تلخیص در عمل، به ویرایش ـ پردازش تبدیل میشود که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.
بیایید به کسانی که در ویرایش ادبی تسلط دارند توصیههایی کنیم:
قبل از شروع تلخیص متن، مطالعۀ دقیق آن ضروری است. با خواندن متن، باید ایدۀ اصلی آن را در ذهن خود «فرمولبندی» کنید. مراکز اطلاعاتی و کلمات کلیدی هر جمله را برجسته سازید.
تحلیل عمیق موضوع متن به شما این امکان را میدهد تا موضوعات فرعی متن را برجسته، و بهطور خلاصه، آنها را فرمولبندی کنید. پس از انجام این کارها، میتوانید ویرایش ـ تلخیص را شروع کنید.
بیایید یک مثال ساده بزنیم. از ما خواسته بودند که متن زیر را کوتاه کنیم:
حافظه انواع متفاوتی دارد. حافظۀ احساسی که در آن شادیها و غمها ذخیره میشود. حافظۀ عقلی که هر آنچه را که بر آن تمرکز و درک شده است حفظ میکند.
انسان میتواند طعم خربزهای را که یک ماه پیش خورده است به خاطر بسپارد، چون حافظهای برای حس چشایی دارید. همچنین حافظهای برای بوها وجود دارد.
انواع مختلف حافظه در هر بخش زندگی به افراد کمک میکند؛ اما برای اینکه آنها واقعاً به کمکمان بیایند، باید از آنها مراقبت کنیم: حافظه باید آموزش ببیند و رشد کند.
بیایید مراکز اطلاعاتی جملات و کلمات کلیدی را در آن مشخص کنیم:
حافظه انواع متفاوتی دارد. حافظۀ احساسی که در آن شادیها و غمها ذخیره میشود. حافظۀ عقلی که هر آنچه را که بر آن تمرکز و درک شده است حفظ میکند.
انسان میتواند طعم خربزهای را که یک ماه پیش خورده است به خاطر بسپارد، چون حافظهای برای حس چشایی دارید. همچنین حافظهای برای بوها وجود دارد.
انواع مختلف حافظه در هر بخش زندگی به افراد کمک میکند؛ اما برای اینکه آنها واقعاً به کمکمان بیایند، باید از آنها مراقبت کنیم: حافظه باید آموزش ببیند و رشد کند.
حالا میتوان موضوعات فرعی متن را مشخص کرد:
1. حافظه انواع متفاوتی دارد؛ 2. انواع مختلف حافظه در هر بخش زندگی به افراد کمک میکند؛ 3. حافظه را میتوان و باید آموزش داد. ایدۀ اصلی متن این است: هر نوع حافظه باید آموزش داده شود و توسعه یابد.
و اکنون میتوانیم یک نسخۀ کوتاهشده از متن را ارائه دهیم:
حافظه متفاوت است: حافظۀ احساسات، بوها، چشایی و در نهایت حافظۀ عقلی. همۀ انواع حافظه برای انسانها لازم است؛ اما برای اینکه آنها به ما کمک کنند، باید آنها را آموزش و رشد دهیم.
معمولاً ویراستار مجبور است متن را کوتاه کند و حجم آن را با فضایی که در روزنامه برای آن در نظر گرفته شده است «تنظیم» کند.
سپس، ویرایش بر این بخش متمرکز میشود که مراکز اطلاعاتی و بخشهایی که در آنها آگاهیهای مهمی برای خوانندگان وجود ندارد در متن مشخص شوند.
باقی متن مستثنی میشوند و در متن باقیمانده، ویراستار در تلاش برای سادهسازی ساختهای نحوی، تا حد امکان، و حذف جملات تأکیدی غیرضروری است.
این ویرایش ـ تلخیص را ببینید. ویراستار مجبور شد متن را کوتاه کند و حجم آن را تا نصف کاهش دهد:
متن ویرایشنشده: شرکت ایتالیایی فیات، که با دستاوردهای علمی و فناوری خود در جهان شناخته شده است، قطاری پرسرعت ساخته است که مسیر پنجساعتۀ شهر باستانی رم تا میلان را بیش از یک ساعت کوتاه میکند.
در پیچهای مسیر نسبتاً دشوار و پرپیچوخم، قطار کمی کج میشود تا نیروی گریز از مرکز مسافران را به بیرون پرتاب نکند. سرعت این قطار فوقالعاده جدید در برخی بخشهای مسیر به 350 کیلومتر در ساعت میرسد.
متن تلخیصشده: شرکت ایتالیایی فیات قطار پرسرعتی ساخته است که زمان سفر از رم به میلان را بیش از یک ساعت کاهش میدهد.
در پیچهای مسیر، قطار برای ایمنی مسافران کمی کج میشود. سرعت آن در برخی مناطق به 350 کیلومتر در ساعت میرسد.
همیشه تلخیص متن به بهبود آن، روشنشدن ایدۀ نویسنده و رهاشدن آن از جزئیات غیرضروری کمک نمیکند. در اینجا نمونهای از چنین ویرایش ـ تلخیص ناموفقی ذکر شده است:
متن ویرایشنشده: ژول ورن، نویسندۀ داستانهای علمی ـ تخیلی، زمان بسیاری را صرف مطالعۀ ادبیات علمی کرد تا دانش شگفتانگیزش در متنوعترین زمینههای علم و فناوری را برای خوانندگان به نمایش بگذارد.
ژول ورن، همانطور که نشان میداد، دائرةالمعارف اطلاعات علمی و دانش معاصر بود. 20000 فیش گردآوریشدۀ او میتواند حسادت جامعۀ علمی را برانگیزد.
متن تلخیصشده: مطالعۀ عمیق و جامع ادبیات علمی نقش بزرگی در فعالیتهای ادبی نویسندۀ علمی ـ تخیلی، ژول ورن، ایفا کرد.
بهسادگی میتوان فهمید که این تلخیص متن را بسیار ضعیف کرده است: بخش مهمی از اطلاعات از میان رفته است؛ متن تلخیصشده فاقد زبان ادبی رساست و حتی باید در هنگام ویرایش تقویت شود. بیایید نوع دیگری از ویرایش ادبی را با ترکیب تلخیص و پردازش متن پیشنهاد کنیم:
ژول ورن زمان بسیاری از روز را صرف مطالعۀ ادبیات علمی میکرد و دانش دائرةالمعارفی داشت. مجموعۀ او شامل 20 هزار فیش بود. برای نویسندۀ رمانهای علمی ـ تخیلی، که اغلب اکتشافات علمی را در آثارش به نمایش میگذاشت، دانش گستردهای لازم بود.
گاه ویراستار در چند مرحله، متن را تلخیص میکند. بنابراین، ویرایش و تلخیص متن اجتنابناپذیر است:
آیا گربه سبیل دارد؟
سؤال به همان سادگی که به نظر میرسد نیست، چون معلوم است که گربه سبیل واقعی ندارد. سبیل آنها در اصل شارب یا موهای حساس و سخت است.
این شاربها مانند سبیل به نظر میرسند، اما در اصل سبیل نیستند و عملکرد خاصی دارند: با این موها گربه جهان اطرافش را درک میکند. در دو سوی صورت گربه شارب وجود دارد. آنها شبیه موهای دیگر و تقریباً نامرئیاند.
در مرحلۀ اول، ویرایش زیر پیشنهاد شد:
گربهها سبیل واقعی ندارند و چیزی که ما آن را سبیل مینامیم موی سخت و حساسی است که گربه از طریق آن دنیای اطراف خود را درک میکند. در دو سوی صورت گربه این شاربها وجود دارد؛ آنها شبیه به بقیۀ موها و تقریباً نامرئیاند.
نسخۀ خلاصهتر، ویرایش دوم و نهایی بهصورت زیر است:
گربهها دنیای اطراف خود را از طریق سبیلهایی که ما به آنها «شارب» میگوییم درک میکنند. در دو سوی صورت گربه، شاربهایی وجود دارد که نامرئی و شبیه موهای معمولیاند.
در متن ویرایشنشده، افزونبر الفاظ اضافی، کاستیهای فراوانی نیز وجود دارد. پس تأثیر نامناسب سبک علمی محسوس است و مهمتر اینکه متن برای روزنامه در نظر گرفته شده است! این نکته بر استفاده از کلمات کتابی، اَشکال کوتاه صفتها و برخی پیچیدگیهای نحوی تأثیر میگذارد.
در نسخۀ بعدی، نسخۀ میانه، این کاستیها برطرف شده است؛ اما متن شلوغ به نظر میرسد. با تلخیص بیشتر متن، ویراستار ابتدا از کلمات تکراری خلاص میشود و جملۀ دوم را، که نسبتاً پیچیدهتر است، مجدد ویرایش میکند.
میتوان با جایگزینکردن کلمۀ گربه در جملۀ دوم با ضمیر و حذف کلمات آخر، متن را کوتاهتر کرد؛ اما ویراستار نمیتواند با متن آنچنان «سخت» برخورد کند که سبک نویسنده را از بین ببرد و «لحن تلگرافی» ناموجهی به آن بدهد.
(ادامۀ مطلب در شمارۀ آینده)
[1]. این مقاله ترجمهای است از بخشی از کتاب
Golub, I. B. (2010). Literaturnoe redaktirovanie: Uchebnoe posobie. Moscow: Logos.
[2]. کارشناس ارشد ادبیات روسی و دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی (گرایش ویرایش و نگارش)، مدیر اجرایی و عضو هیئت علمی دانشنامهٔ فرهنگ مردم ایران، وابسته به دائرهالمعارف بزرگ اسلامی.
Email: Maryam.samei@gmail.com
[3]. K. M. Nakoriakov
[4] Nakoriakov, K. M. (2002). Literaturnoe relaktirovanie. Obshaya metodika raboti nad tekstom: praktikum. Moskow: ИКАР: p. 50.
این مقاله در مجلۀ جهان کتاب به چاپ رسیده است.





