رختشوی خانه اینجل

داستان رختشوی خانهٔ اینجل[1] لوسیا برلین[2] ترجمهٔ پرتو شریعتمداری رختشوی خانه اینجل سرخپوستی بلندقد و پیر بود با شلوار جین رنگ و رورفته و کمربند سرخپوستی. موهای سپید و بلندش را با تکه کاموایی سرخ پشت سرش میبست. عجیب این بود که تقریباً از یک سال پیش همیشه همزمان در […]
همچنان و همواره باید اعلام خطر کرد

همچنان و همواره باید اعلام خطر کرد ترجمهٔ محسن یلفانی مصاحبهٔ اورهلیین بارو (Aurélien Barrau) با نشریهٔ نشنال جئوگرافیک در ۲۹ ژوئن ۲۰۲۰ منتشر و در ۱۵ نوامبر ۲۰۲۱ روزآمد شده است. نگران کهنه بودنش نباید بود. حرفهایی در آن هست که متأسفانه تا دهها سال دیگر همچنان حرف روز خواهند بود. […]
زنان پلیسی نویس

زنان پلیسی نویس الیزابت لوگرو شاپوی* ترجمۀ یاسمنمنو هنگام پرسهزنی در یک کتابفروشی، اگر به طور اتفاقی رمانی پلیسی ببینید، بسیار محتمل است که نویسندۀ آن زن باشد. در ربع آخر قرن بیستم تعداد نویسندگان زن داستانهای جنایی پلیسی به طور چشمگیری افزایش یافت. این بیشتر امر در مورد نویسندگان انگلیسیی […]
ویرایش ادبی و ریطوریقا

ویرایش ادبی و ریطوریقا [1] عبدالحسین آذرنگ این روزها یافتن ویراستار ادبیِ محیط و مسلط در کشور، ویراستار ادبی به معنای واقعی کلمه، اگر ناممکن نباشد، بسیار دشوار است؛ آنهم بهرغم اینهمه فارغالتحصیل در رشتهٔ ادبیات در مقاطع مختلف. البته برای پرهیز از هرگونه سوءبرداشت، همینجا بیدرنگ تأکید میشود که مقصود، چه […]
جایت خالی است

جایت خالی است[1] حسن اَرداوی اوایل ماه اکتبر از مادرش دعوت کرد برای دیدار، از ایران به اینجا بیاید. مادر فوراً این را پذیرفت. روشن نبود سفر چقدر طول خواهد کشید و خانم چه مدت اینجا میماند. همسر حسن فکر میکرد سه ماه مدت زمان مناسبی است. خود حسن برای شش ماه […]
فهرست انتشارات اردیبهشت 1405

فهرست انتشارات اردیبهشت 1405 فهرست انتشارات جهان کتاب در اردیبهشت ماه 1405را از اینجا دریافت کنید. برای آگاهی از کتابهای تازه انتشار یافتۀ نشر جهان کتاب و تجدید چاپها و موجود یا عدم موجودی کتابها لطفاً فایل فهرست هر ماه را مرور کنید.
نگاه کن به آنهمه رز

داستان نگاه کن به آنهمه رز[1] الیزابت بوئن ترجمهٔ پرتو شریعتمداری لو با دیدن خانهای پوشیده با گلهای شگفتانگیز فریاد برآورد. بر صندلیِ اتومبیل روباز به عقب چرخید که پشت سر را ببیند و به همان حالت ماند تا پیچ بعدی که خانه از دید پنهان شد. به نظرش آمد که ادوارد […]
ملاحظاتی درباره فرم ادبی

ملاحظاتی درباره فرم ادبی آرش اخوّت مدتی پیش فیلمِ مستندی دیدم؛ دربارهٔ زنِ جوانِ افغانستانی که با مادرش و دختروُپسرِ خردسالش زندگی میکرد. قضیه اما فقط همین نبود. آن دختر و پسر، هردو، هم فرزندان، و هم خواهروُبرادرِ آن زن بودند. بله؛ آن فیلم، با عنوانِ بامسمایِ «هزارویک زن چون من»، روایتی مستند […]
گناهکار نخستین

گناهکار نخستین قلب تیرۀ گراهام گرین جوان آکوچلا* ترجمۀ سعید پزشک «اولین چیزی که به یاد میآورم این است که در کالسکۀ بچگانهای در بالای یک تپه نشستهام در حالی که سگ مردهای روی پایم قرار دارد». یکی از فصلهای اولیۀ خاطرات گراهام گرین چنین آغاز میشود، کسی که از نظر برخی […]
گریزگاه های زیرزمینی شیراز

گریزگاه های زیرزمینی شیراز سیروس پرهام و اما این خانهٔ محلهٔ «سنگ سیاه» (که از زمان تولد- سوم بهمن 1307- تا اوایل سال 1316 در آن بودم) مانند اغلب خانههای آن محله متشکل بود از دو خانهٔ متصل به هم، که «اندرونی» و «بیرونی» خوانده میشد. اندرونی اختصاص داشت به بچهها […]